ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 66

یواش یواش  خودمو در تیررس اونا قرار دادم . شلوارمو پایین کشیدم و با کیر نیمه بر افراشته روبروشون وایسادم .
 -حیف نیست خانومایی به این خوشگلی و خوش کوسی و خوش کونی این جوری زیبایی های خودشونو اسراف کنن ؟
 دو تایی شون دستپاچه شده جیغی کشیدن و قبل از این که استارت فرارو بزن سرجاشون میخکوب شدن . منم کیرخودمو که در یه حالت معتدل بود توی دستم گرفته و گفتم :
حالا خانوما یکی شون بیاد و اونو راستش کنه .. می خوام شما رو عادت بدم . هوای به این خوبی باغ به این تمیزی و این مناظر زیبا حیفه که آدم ازش استفاده نکنه .  عاطفه : آقا ایمان کاری به کار ما نداشته باش .
سمانه : خانوما همه شون می ترسن می خوان بیان طرف کیر تو .
 -کی همچین حرفی رو زده ؟  سر چی باهم شرط می بندیم که اگه من این جا دراز بکشم و کیرمو رو به آسمون بگیرم خانوما واسه این که از هوا بیفتن رو کیر من , با هم می جنگن .
عاطفه ساکت شد و چیزی نگفت .. یواش یواش رفتم سمت اونا .
 -چیه شما خانومای خوشگل و اجتماعی و با فرهنگ و با کلاس , خودتونو از جمع جدا می کنین . اومدن رو که اومدین وارد جمع شدین . حالا تعجب من از اینه که چطور استرس دارین و از کیر فراری هستین .
عاطفه : من اون کابوسو هرگز از یاد نمی برم ..
سمانه : جیغ می کشیدیم و اون دو تا بیرحم داشتن جرمون می دادند . به کون ما هم رحم نکردن .
-شما هم تقصیر دارین . اولا نباید به اونا تا این حد اعتماد می کردین . در ثانی دیگه دو تا دختر با دو تا پسر در اون شرایط که یکدفعه نمیرن به جای خلوت و بهترشو می خوای این که شما باید از اون دو نفر شناخت کافی می داشتین  . بعضی ها بی پدر و مادرن .. سمانه جون قربون شکل ماهت بشم تا کی می خواین شما دو تا خانوم خوشگل همش با خودتون ور برین و فراموش کنین که در دنیا مردی هم هست ؟ به خودتون ظلم نکنین . گناه داره . گناه اون نیست که در حق دیگران بدی کنین . فردا پس فردا این کس شما از شما شکایت می کنه .. بیا سمانه جون .. عاطفه خوشگله نازت رو بخورم ..
سمانه همچنان می ترسید . دهنشو بسته نگه داشته بود .
-باشه عزیزم من مجبورت نمی کنم . هرچی تو بخوای . زور نمیگم . هر دو طرف باید راضی باشن ..
 کف دستمو گذاشتم رو کس قمبل کرده عاطفه .. سرعت انگشتامو رو کسش زیاد و زیاد تر کردم و خیسی کس اون زیاد و زیاد تر می شد ..
 -اووووووخخخخخ نکن آقا ایمان . خیلی خوشم میاد ..
 سمانه یه جوری شده بود .. پس از دو سه دقیقه ای که شاهد دست مالی شدن دوستش توسط من بود اومد نزدیک تر و کیر منو آروم آروم فرو برد توی دهنش . 
-جوووووووون . خیلی با حالی ..
 چه دهن غنچه ای نازی داشت ! دلم می خواست کیرمو تا ته فرو می کردم توی دهنش و با سر حلقش بازی می کردم . طوری که سرفه اش بگیره . ولی این نازک نارنجی ها مثل چینی شکستنی بودند و نباید همون اول کار اونا رو فراری می دادم . تازه داشتم قلق اونا رو می گرفتم . عجب روز گاری شده بود !
 -خیلی تیز شده ..
 با یه دستم دو تا سینه آبدار عاطفه رو گرفتم توی دستم . این ما نتو هم دردسر شده بود  ولی نمی شد اونا رو در سر ما نگه داشت تا این اندازه هم که برهنه شده بودند خودش کلی بود . همش از این تعجب می کردم که چطور شب گذشته مقاونت بیشتری در مقابل سر ما داشتم . فکر کنم غذاهایی با طبع گرم خورده بودم هر چند واسه سکس زیاد هم نخورده بودم .
 -سمانه جون وقتشه که زنانگی خودت رو نشون بدی ..
 عاطفه : من می ترسم . می ترسم کسم پاره شه .
-ببینم داخل این کست تا حالا چیزی هم فرو کردی ؟ 
سکوت کرد و چیزی نگفت.
-نترس . خجالت نکش . من که نمی خوام بخورمت . همه با هم صمیمی هستیم.
 -راستش خیار و موز و هویج ..
-خدا پدرت رو بیامرزه .. اینایی که داری میگی که خیلی سفت تر از کیر هستن . کیر هر چقدر سفت باشه یه نرمی خاصی داره که وقتی عضلات دو طرف کست رو باز می کنه میره داخل یه جوری آتیشت میده که میگه ومیگی بزن بزن .. تند تر بزن .
 -سمانه جون کیرمو بگیر توی دستت و اونو آروم آروم فروش کن توی کس قمبل کرده دوستت . این مانتو رو هم بده بالاتر تا قالب کون خوشگلش معلوم شه . من باید امروز شما دو تا رو درمون کنم .
 عاطفه : من می ترسم .. استرس دارم .
 -ساکت باش حس بگیر . فکر کن داری یوگا می کنی . آرامش .. بگو من دارم کیر می خورم .. کیر چیز نر میه .. کیر ایمان چقدر کوچیکه ولی ایمان منو قوی می کنه .. سمانه خوشش اومده بود و داشت می خندید .
-دختر داری می خندی ؟ خودت رو آماده کن بعد از اون نوبت توست . آفرین !
سمانه کیرمو از وسط گرفت توی دستش و اونو به کس دوستش مالوند .. عاطفه زیر لب داشت ورد می خوند .
 -دختر آپولو که نمی خوام هوا کنم . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی