ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 65

سحر کنارم ایستاده بود و من یه بار دیگه یه نگاهی به خودم در آینه انداختم .. دیگه خودمو کاملا بر هنه کرده بودم تا ببینم شرایط بدنی من به چه صورته ..
 -اوووووهههههه بچه ها بدنم یکسره داره توپر میشه . من فقط دوست دارم باسنم همین جور تپل و بر جسته بمونه . چیکار باید بکنم ؟
مونا : یه چیزی بگم ناراحت نمیشی ؟
 نسرین : می دونم چی می خوای بگی ..
-بچه ها حرفتو بزنین من ناراحت نمیشم .
مونا : از بس کون گشاد شدی زورت میاد بری  ورزش . یه ورزشهایی هست که بدون این که کونو لاغر کنه  قسمتای دیگه بدنتو رو فرم میاره .. تازه به کونت حالت میده خیلی خوشگلش می کنه .. اصلا می تونی کونتو به شکلهای مختلف هم در بیاری . اگه خواستی می تونی کون بر زیلی هم داشته باشی .
 - همین کون ایرانی خودمو قبول دارم  و بهش افتخار می کنم .
 سحر : مونا چیز بدی که نمیگه . یه خانومی هست به اسم شیرین . یه  سالن ورزش داره و کارش هم خیلی گرفته . می تونی بری پیشش و بگی  اومدی  فقط با حفظ باسن بتونی لاغر شی .. حالا که این قدر طرفدار داری  دیگه بعد از ردیف شدن معلوم نیست چند تا مرد رومی خوای به طرف خودت بکشونی ..
-نگو .. نگو سحر که من دیگه هلاک شدم .
-آره جون خودت . ولی یه چیزی رو فراموش نکن و اون این که اگه از همین الان نری و جلوی این افزایش وزنو نگیری می رسی به یه جایی که دیگه نمی تونی جلوشو بگیری . اگه امروز با دو ماه ورزش می تونی رو فرم بیای اون موقع  دیگه هر کاری کنی جز ضعف بدنی و اتلاف وقت چاره دیگه ای نداره و سیستم ایمنی بدنت هم به خطر میفته و نمی تونه کارشو درست انجام بده .
-سحر جون از کی تا حالا دکتر شدی .. پس آدرس شیرین جونو بده شاید یه سری بهش زدم . راست گفتی مگه کار من چیه . الان اگه نرم پس کی برم . بچه که ندارم و کارم که ندارم . شوهری هم دارم که در حد توان و بر آوردن نیاز من بهم پول میده .
-تو هم خوب حقشو میذاری کف دستش .
 شکممونو داشتیم و با این حرف سحر از خنده روده بر شدیم . ....
روز بعدش رفتم  واسه ورزش ثبت نام کردم . هفته ای سه جلسه و هر جلسه هم یک ساعت و نیم برنامه داشتیم .  شیرین زنی جوان و زیبا به نظر می رسید . یه ده سالی رو ازم بزرگتر نشون می داد .. سی و خوردی سالی می شد . ولی چهره اش خیلی شاداب بود . پوست لطیف و سفیدی داشت . وقتی بهش گفتم یه باسن شوهر پسند می خوام گفت خودم برات ردیفش می کنم .
-شکمت که بد نیست .. ولی بازم باید چربی های اضافه اش آب شه .. قسمت کمر و پهلو هات هم که  از استاندارد داره خارج میشه .. این باد کنک های بزرگ مخصوص همینه .. طرز نشستن روی اون و حرکت .. و علاوه بر اون حرکات انفرادی مخصوصی هم هست که می تونه کمک زیادی بهت بکنه .
 خلاصه در میان اون جمع کلی صفا کردم و عرق ریختم .
 -  خیلی شاد ورزش می کنی آتنا . همین کمکت می کنه تا خیلی زود به اون هدفی که داری برسی . می تونی چند دقیقه ای رو بمونی و اگه خواستی دوش بگیری .
-خیلی دلم می خواد بوی عرق اذیتم می کنه .
-اگه دوست داشته باشی من می تونم یه ماساژهای مخصوصی هم بهت بدم .
 -از اون تایلندی هاش ؟
-ممکنه یه حرکات مشابه هم با اون داشته باشه . به اینش توجه ندارم . ولی خب می تونیم بریم سونا و اون جا که خوب داغ شدی بمالونمت .
-فکر نکنم تحمل اونو داشته باشم خفه میشم .. اون وقت باسن منم آب میشه .
-به اون جا فشار نمیارم .. شاید اونجا هم یه خورده آب شه ولی درعوض به اون نتیجه ای که می خواهیم زود تر می رسیم  .. مگه نمی خوای باسنت از نظر اندامی و اندازه با سایر اعضای بدنت تفاوت داشته و اونا حالت فانتزی داشته باشه ؟-همینو می خوام .
 -پس دو سه باری تو رو می برم اونجا حسابی داغ شی . مشکل قلبی که نداری ؟
-ردیف ردیفم . شما وقتشو داری ؟ -برای خانومای خوب و خوشگل و دوست داشتنی مثل تو خیلی وقت دارم .
 یه جورایی داشتم بهش مشکوک می شدم که اون همجنس باز باشه .. چون وقتی که داشت باد کنکو در چند مورد با کمر و پاهام تنظیم می کرد دستشو طوری روی باسنم قرار داده باهاش بازی می کرد که منی که  دکترای کون دادن داشته و چند بار هم لز کردم سختم بود که اون داره باهام این جوری ور میره .. اینو گذاشته بودم به حساب تصادف .. ولی یکی دوبار دیگه این عملشو تکرار کرد .
 -شیرین جون هزینه اش چند میشه ؟
-عزیزم آدم در زندگی که هر کاری رو به خاطر پول انجام نمیده . من خودم می خوام برم و تو رو هم دارم می برم .. حالا یه چند دقیقه ای رو اختصاص میدم به ماساژ .. تو هم اگه بتونی این چند تا حرکت ساده رو یاد بگیری می تونی رو من پیاده کنی که بی حساب شیم . ..
 طرز نگاهش طوری بود که فکر می کردم اگه دست خودش بود منو با خود می برد به خونه شون .  میون این همه آدم انگاری بخت من بلند بود . گرم صحبت بودیم که یه جوون خوش قیافه ای که از شیرین کوچیک تر و از من بزرگ تر نشون می داد با لباس ورزشی وارد شد .. با شیرین دست داد و صورتشو بوسید . شیرین هم صورتشو بوسید .. یه چند جمله ای با هم رد و بدل کردند و چند جمله رو آروم تر صحبت کردند طوری که فکر کردم می خوان من نشنوم .. ظاهرا مربی ورزش مردان بود .. من که عادت به فضولی نداشتم از زبونم پرید که شیرین جون این آقا شوهرت بود ؟ 
-نه عزیزم دوست پسرم بود .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

1 نظرات:

ناشناس گفت...

Hello. I found your blog utilizing msn. This is a perfectly written post.
I'll be sure to bookmark it as well as return to read more of your helpful information. Many thanks for the post.
I will most certainly return.

Visit my homepage - acne scar treatment