ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 91

نریمان دیگه حسابی بوی گندش همه جا رو گرفته بود .
 -اسحاق جون حالا تو کیرت رو از دهن محجوبه در بیار . رو صورت این خانومی و پدرش می شاشی .. حالا اگه رو هوا نخواستن که بخورن ایرادی نداره ما اونا و رو زمین آب بندی می کنیم .
-اطاعت میشه مادر . هرچه شما بفر مایید . من حرفی ندارم .
 نوروز : من ناراحتی معده دارم .
-اتفاقا ادرار اسید معده رو تنظیم می کنه .  البته در مورد شما اگه مستقیما میل کردی که چه بهتر .. وگرنه باید زمینو لیس بزنی . فکر کنم اون جوری میکرب داشته باشه . اینجا کسی زیست شناسی نخونده که بدونه کف زمین چقدر میکرب داره ؟
 اسحاق دست به کار شد .
 نیما : این قدر با زنم بد رفتاری نکنین .  اگه من در مسابقه مردان برنده شدم می دونم تلافی اونو چه جوری سرشما در بیارم . حالتونو می گیرم .
 -ببخشید نیما خان .. من برنده شدم و این دستورات قابل اجراست  دیگه نگفتم که زن و پدر زن شما کاملا لخت شن و برن خیابون .. شما که این قدر ایثار گر هستید می تونین جور همسرتون یا باباشو بکشین .
 محجوبه : نیما هر کاری که من بگم انجام میده . و حاضره بیاد جای من .
نیما : ارغوان خانوم حرف حساب میگه . دیگه دستورو باید اجرا کرد .
 هر جوری بود طفره رفت که نیاد و جای همسرش قرار نگیره
 -محجوبه خانوم بفر مایید شوهر آدم وقتی اهل خالی بندی باشه و الکی قربون صدقه آدم بره معلومه چی میشه دیگه . دیگه از این بهتر نمیشه ..
 حسابی زده بودم توی خال . زن و مرد دو تایی شون برج زهر مار شده بودن . اونا رو سکه یه پولشون کرده بودم . دقایقی بعد دو تا سگ یعنی نوروز و محجوبه روی زمینو داشتن لیس می زدن . خونم به جوش اومده بود .. نکنه این پسرام ببازن .  اگه بازی مردا رو اونا می بردن دمار از روز گار ما در می آوردن . با این بلایی که سر نوروز و نریمان و محجوبه در آوردیم و حقشون بود که با اونا این رفتار شه معلوم نبود که با ما چیکار می کردند .. دیگه یواش یواش باید شروع می کردیم . مسابقه مردا شروع شد .. مسابقه مردا به این صورت بودکه  ما زنا باید قمبل می کردیم و در یک حالت زانو زده و تقریبا سگی روی زمین طوری می نشستیم که جفت سوراخای ما یعنی کس و کون به خوبی مشخص می بود . پنج تا زن بودیم . برای هر نفر در قسمت سوراخ کون ده امتیاز بیشتر از کس در نظر گرفتیم و دسته بندی هم کردیم . مثلا منیژه رو که از همه  مسن تر بود در قسمتی قرار دادیم که  از اون می شد امتیاز کمتری رو گرفت . شروعشو از منیژه قرار دادیم زن نریمان . برای کوسش امتیاز ده و برای کونش بیست امتیاز در نظر گرفتیم . بعد از اون من و منصوره و محبوبه چون زیاد اختلاف اون چنانی سنی نداشتیم در یه دسته قرار گرفته .. کون ما سی امتیاز و کس ما بیست امتیاز داشت .. و برای محجوبه که از همه کم سن تر بود و بیست سال داشت چهل امتیاز کون و سی امتیاز کس در نظر گرفتیم . مردا باید کیرشونو تیز می کردند و وارد یکی از این سوراخ ها می کردند . اینجا اختیار با مردا بود که از کدوم قالب کون و کدوم سوراخ استفاده می کنن . این یک ریسک بود . مثلا انتخاب منیژه که بالای شصت سال سن داشت و کس و کون گشاد بود می تونست یه امتیاز تضمینی داشته باشه . چون کیر باید با یک ضربه وارد می شد . در صورتی که کیر به تیر دروازه می خورد طرف باید صبر می کرد تا پنالتی بعدی . هر بازیکنی هم حق داشت از پنج ضربه پنالتی استفاده کنه . اینجا حسن انتخاب خیلی شرط بود . معلوم نبود ریسک تا چه حد ارزش داشت . طرف باید کیر خودش و سوراخ طرفو می دید . آیا کیری که به طرف کون محجوبه هدف گرفته میشه در ضربه اول می تونه ورود داشته باشه ؟ اینجا زنا باید درد شدیدی رو تحمل می کردند . ولی چاره ای نبود . شرکت کنندگان در این بازی باید بر آورد می کردند و استعداد خودشونو هم در نظر می گرفتن .  اگه من مربی بودم به اسحاق توصیه نمی کردم که ضربه خودشو روی محجوبه وارد کنه . چون کیر اون کلفت بود و تازگی کس و کون محجوبه شابد در ضربه ناگهانی جوابگو نمی شد و اون وقت یک ضربه پنالتی به هدر می رفت . من براش مناسب بودم . دل تو دل مردا نبود . این مسابقه نمی تونست در شرایط آماده باش داور داشته باشه ولی می تونست به این صورت باشه به غیر از  اونی که نوبت پنالتی زدنشه و اون زن قمبل کرده بقیه همه داور باشن و نظرشونو بدن ..
اسحاقو کشیدم گوشه ای وو ازش پرسیدم استرس داری ؟ 
-نه مامان این حرفا چیه.
 -کون منیژه رو می تونی ازش امتیاز بگیری و امتیاز کامل ولی فکر نکنم برای قهرمانی کافی باشه .
 -به نظرت باید چیکار کنم .
-اینجا شده شبیه مسابقه وزنه برداری . من جات بودم صبر می کردم  اول اونا محجوبه رو انتخاب کنن . تو با امتیاز متوسط شروع کنی بهتره . مثلاکیرت رو فرو کنی توی کون من یا منصوره ..که نه سیخ بسوزه نه کباب .
 -مادر دعام کن .. دعام کن .
-من به تو ایمان دارم .. .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم دمت گرم خیلی باحاله بقیه داستانها هم عالی بودن مرسی

ایرانی گفت...

ممنون داداش دلفین .. دست گلت درد نکنه . روز خوش ...ایرانی