ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بهترین داماد دنیا

وقتی بهاره به من گفت که بنفشه و پروانه خانوم هم باهامون میان غصه ام شده بود . بنفشه خواهر زن سی ساله و هم سن من بود که شوهرش یه سالی می شد اونو ول کرده معلوم نبود کجا رفته و یه عده می گفتند که رفته به خارج از کشور . پروانه خانوم هم که مادر زنم بود که شوهر نداشت .
-ببین شهرام ! مامان خیلی وقته که  مشهد نرفته .. دلش گرفته .. هم واسه خواهرم ناراحته و هم از سه سال پیش یعنی از وقتی که بابام مرده تا حالا مسافرت نرفته .. ما خودمون ماه عسلمونو میریم اتاق جدا می گیریم واسه خودمون اون دو تا توی اتاق خودشون ..
 -خجالت می کشم .
-خجالتی نداره این یه چیز طبیعیه . خلاف که نمی کنیم.
 من و بهاره دو تایی مون کارمند بودیم و اون پنج سالی رو ازم کوچیک تر بود . 
-عزیزم اونا خرج خودشونو می کشن و حالا فقط ماشینمون چون جا داره باهامون میان ..
-بهاره ما شاید بخواهیم چند کلام حرف خصوصی با هم بزنیم .
- حالا این چند ساعت تو راه رو تخفبف بیا .
خلاصه این مادر و دختر توی راهوپشت ماشین  سرمو خوردن از بس حرف زدن .. اینا به جای خود , زیارت روزانه ما دو ساعت بود  و  باز گشتن و خرید جنس و کیف و کفش و لباس دوازده ساعت . دوتایی شون اصلا ملاحظه منو نمی کردن . چه لباسای فانتزی هم می خریدن .. چند بار خواستم به زنم بگم که مادر و خواهرت مگه مردی بالا سرشونه که دارن این جور خودشونو بزک دوزک می کنن که گفتم ولش اصلا به من چه مربوطه .. هر جا هم می رفتیم بازار و پارک باهامون میومدن . فقط گاهی که دو نفری قدم می زدیم دست از سرمون بر می داشتند .. این بنفشه هم همش  به بهاره می گفت خوش به حالت چه شوهر خوبی داری اهل دود و دم نیست .. دوستت داره .. محمود از روز اول خلاف بود .. اون طرف مادر زنه خبر شوهرش می گفت جات خالی بهرام خان کجایی که یادت به خیر .... ماهم تازه ازدواج کرده بودیم درجا اومدیم مشهد .. .....
یکی دوروز که گذشت متوجه نگاههای غیر عادی بنفشه شدم .. انگاری هم اون , هم این مادر زنه حالت زنایی رو داشتن که تشنه کیرن و به هر نحوی که شده می خوان خودشونو به یکی بچسبونن . نگاه بنفشه مو بر اندامم سیخ می کرد و تصور این که بخوام با اون باشم تنمو می لرزوند . یه شب سه تایی شون رفته بودن زیارت و منم رفته بودم بگردم . قرار شد اون شب تا صبح توی حرم بمونن . دو سه ساعتی شد وبرگشتم هتل .. رفتم در اتاقمو باز کنم به نظرم اومد که در سوئیت اون دو تا مزاحم بازه . زیاد مشخص نبود . یعنی چه اونا که توی حرمن ! کی می تونه وارد اتاق شده باشه ؟ فرضا اگه دزد هم اومده باشه درو می بنده . نظافتچی هم معمولا صبح میاد . هیچوقت این وقت شب نمیاد . یواش درو بازکرده رفتم توی سوئیت . سر و صدای دو تا زنو شنیدم . به نظرم خواهرزن  و مادر زنم بودن . پس بهاره کوش ؟. صدا از محل خواب میومد .. یه لحظه از دیدم که دو تایی شون کاملا لخت و پشت به من روی تخت قرار دارن ..
 -اوووووههههه مامان یواشتر بذارش توش دردم میاد ..
-این قدر سوسول نباش . من که توی کونت فرو نکردم این قدر ناز نازی هستی ..
 -مامان درد داره آخه  . بادمجونش خیلی کلفته .
-بنفشه این روزا خیلی رفتی توی نخ شهرام جونی خوبیت نداره ..
 -چیه مامان واسه بهاره ناراحتی که من نرم تو زندگیش یا واسه خودت که گلوت پیشش گیر کرده .
-زبونتو گاز بگیر من با دامادم ؟ پدرت سه ساله مرده دست مردی به من نرسیده .
-منم از پارسال تا حالا که شوهرم رفته با کسی سکس نداشتم . ولی اگه آقا شهرام ازم بخواد که با اون باشم بهش نه نمیگم .
 -دختر پای خواهرت در میونه ..
 -مامان اون اگه بخواد با تو باشه چی ؟
-زبونتو گاز بگیر من هیچوقت زندگی دخترمو خراب نمی کنم .
-مامان .. من نگاه تو رو خوب می شناسم . خیلی قربون صدقه اش میری .. راستشو بگو.
 -ولی می دونم اون اهلش نیست . ما از این شانسا نداریم . شمسی خانوم دوست قدیمی منو که می شناسی اون شوهرم داره ولی با دامادش سکس می کنه .. یکی , دو تا داشته باشه و یکی مث من این جوری ..؟
 .......واااااایییییییی دو تا هیکل یکی از یکی توپ تر .. مادر و دختر نشون نمی دادن که بیست سال با هم اختلاف سن داشته باشن .. درو از داخل بستم و لباسامو در آورده و رفتم سمت اونا ..
-جمع شما جمعه آقا شهرام کمه ...
دو تایی شون جیغ کشیده و ملافه رو گرفته انداختن رو خودشون .
 -واسه من فیلم نیایین حرفاتونو شنیدم .. زنم کوش؟
 پروانه با صدایی لرزان و حالتی شرمنده گفت که بهش گفتیم سه ساعت کار داریم بر می گردیم . رفتم طرف مادر زن و کیرمو مالوندم به دهنش .. باز کن این دهنو من کار دارم .
-نه شهرام جون من جای مامانتم ..
-الان از مجتهدین اعلا و اعظم فتوا رسیده کس مادر زن حلال تر از شیر مادره .. بنفشه لباشو گرد کرد و گفت پس خواهر زن چی ؟
 -وقتی که مادر زن حلال میشه اونم میشه دیگه ..
- من حاضرم جور مامانو بکشم . اون سختشه کاریش نداشته باش .
 تا این حرف از دهن بنفشه حارج شد اصلا نفهمیدم کیرم کی تا انتها رفت توی دهن پروانه . اونا دیگه رقابتی کار می کردند . بنفشه از پشت کونمو به دو سمت بازش کرد و زبونشو رو بیضه و سوراخ کونم می کشید طوری که با این کارش کیرم توی دهن پروانه جون سفت و تیز تر می شد .
 -اووووففففف مامان .. پروانه جون .. آخ آخ ..
دیگه بی خیالش شدم .. از این که آبم تودهن مادر زنم خالی شه سختم بود ولی دیدم با شروع ریزش اون به شدت داشت کیرمو میکش می زد . دستمو رسونده بودم به کسش و اونو می مالوندم . بنفشه لباشو گذاشته بود رو لبای من . شاید اگه من حرفاشونو نمی شنیدم این جور رغبت نمی کردم که با اونا حال کنم . ولی از اونجایی که شنیده بودم من بعد از بی شوهر شدنشون اولین مردشونم با کمال میل رفتم طرفشون ..  
بنفشه : مامان من می خوام برم رو کیر شهرام جون .
-تا وقتی بزرگتر هست  دیگه عجله نکن . من الان سه ساله ازش دورم ولی تو یک سال پیش یه آب بندی شدی .. 
-راست میگی مامان ولی من جوون ترم و تشنه تر.
 -ناراحت نشین . واسه هر دو تاتون به اندازه کافی آب وتوان دارم . این کیر تازه نفس و جونداره . مادر زنه رو رو تخت خوابوندم و کسشو هدف گرفتم ..
-اوووووففففف شهرام شهرام جون منو بکن . کجا می خواستی بری از این جا بهتر . یه زن  که نبردی سه تا زن گرفتی ..
کس پروانه گشاد بود ولی هرچه بود مفت بود . بعد از اون رفتم سراغ بنفشه .. این دیگه تنگ و چسبون بود . قبل از این که من تمام تن و بدنشو لیس بزنم اون دست به کار شد . موهای سینه مو می جوید . کیرمو طوری ساک می زد که  آبمو دوباره جمع کرده بود ..
 پروانه : یادت باشه توی کس من آب نریختی ها ..
 -دهنو به جای کس حساب کن مامان .. من  امشب با بهاره هم کار دارم . بنفشه هم حقی داره . باید عدالت رو رعایت کرده به فکر سلامت خودمم باشم ..
 لیس زدن کس کوچولوی بنفشه چه حالی می داد . کیرمو وقتی کردمش توی کس خواهر زنم انگاری که دارم زنمو می کنم ..
-خیلی تنگه ..نه... شوهرم بهم نمی رسید .. زیاد نمی رسید .
 -عوضش اگه ازم نخوای همش توش خالی کنم زیاد بهت می رسم ..
 -ببین این دفعه رو توی کونم خالی کن از ماه دیگه قرص می خورم .
 پروانه : شهرام جون اگه دوست داشته باشه می تونه توی کس من خالی کنه .
-مامان آقا شهرام عادله .. رعایت می کنه .
-سینه های خواهر زنم عین لیمو .. تر و تازه و آبدار با نوکی تازه و تیز ..
 -اووووووخخخخخخ بخور بخور .. چقدر حریصی .. دلم می خواد اصلا سیر نشی ....  -بنفشه زود باش ارضا شو دیدی من چقدر زود ار گاسم شدم ؟
 -مامان منم مث تو آتیشم تنده چیکار کنم که دیر ارضا میشم ..
ولی جیغ و داد های هوس آلوده بنفشه  بعد از سکوت چند لحظه ای نشون می داد که یه بار ارگاسم شده داره سر مادرش کلاه میذاره . زیر گوشش گفتم شیطون تو که می دونی  من ختم روز گارم .
 -هیس حرف نزن . منو بکن دوباره می خوام ..
 با بوسه های داغم کسشو دوباره داغ کردم ..
 -به شرطی نمیگم که خودتو واسه کون دادن آماده کنی ..
 پس از دو مین ارضا شدنش کردم توی کونش ..
-پروانه جون بیا شونه هاشو داشته باش اونو از روبرو بغلش کن .. نذار این  چهار پنج سانت کیر من در بیاد .
 -پسرم جرش ندی کون من هستا ..
 ولی من بدون توجه به حرفای مادر و ناله های دختر به گاییدن کون بنفشه ادامه دادم . کونش متوسط بود ولی خیلی خوش دست بود ..مثل یک آهن ربای قوی کیرمو جذب کرده بود .. جووووووون شما مادر و دختر چقدر با حالین . دو سه دقیقه نشد که کون بنفشه کارشو کرد و به کونش آب رسوندم .. مادر و دختر سریع رفتن زیر دوش و غسل کرده رفتن بیرون .. ایمانشون خیلی قوی بود . منم رفتم به اتاقم و دیگه اونجا دراز کشیدم .. فکر نمی کردم وقتی که بهاره بر گرده بازم اشتهایی داشته باشم ولی شوق و ذوق اون دو تا , کیرمو دوباره شقش کرد و خستگی ناپذیرانه زنمو کردم . سفر خوبی بود . چهار پنج کیلو لاغر شدم ولی از نظر تغذیه به خودم می رسیدم که کم نیارم . وقت و بی وقت هم می رفتم سراغشون .. چند ماه بعد وقتی که قرارشد  بریم سفر اصفهان و شیراز به بهاره گفتم عزیزم ماه عسلمون که بنفشه و مامانو با خودمون بردیم دلشون حتما می خواد گناه دارن  اگه ایرادی نداره و خودشونم واقعا مایلن حاضرم در این سفر هم با ما باشن ..
 -فدای تو که این قدر به خونواده ام احترام میذاری تو بهترین داماد دنیا هستی ..
 در حالی که زنم از خوشحالی پی در پی می گفت تو بهترین داماد دنیا هستی داشتم به این فکر می کردم که  در این سفر چیکار باید بکنم که دور از چش زنم , مادر و خواهرشو بکنم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

دمت گرم دادشم عالی بود مرسی

ایرانی گفت...

سلام دلفین جان . ممنونم از پیامت شاد باشی ...ایرانی