ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 68

یه چند دقیقه دیگه با  عاطفه ور رفتم و دیگه حالا نوبت سمانه شده بود . وای چه بر نامه ای !
 -ایمان جون .. آروم آروم .. چقدر کلفته ..
-من جات باشم چشامو اول می بندم و سری اول که این کیر وارد سوراخ مربوطه شد و دیدم که چیزی نیست و اون جورا هم که فکر می کردم ترس نداره ابن بار چشامو باز می کنم و با لذت به اون نگاه کرده تا اشتهام باز تر شه .
-من دختر شجاعی هستم . همین حالاشم نمی ترسم و اشتهام هم خوبه .
 -سمانه جون دهنتو باز کن  این جوری بیشتر حس می کنی که این کیر من چیزی نیست . ببینم  کیر اسب یا الاغ رو که تا حالا دیدی ؟
-وای اونا خیلی وحشتناکه ..
-اونا رو به نظرت بیار .. اون وقت مال اونا رو فکر می کنی موزه,  مال منو خیار قلمی تصور می کنی .. دهنتو باز کن دختر الان باید بر گردیم خونه . اگه نریم اونا میان این جا . دفتر حضور و غیابو می خونن و متوجه میشن که سه تا گردن کلفت غایبن ..
 سمانه چشاش گرد شده بود .
-چیه دختر هی شجاعت شجاعت می کردی همینه ؟ طفلک عاطفه رو نذاشتی یه خورده بیشتر حال کنه زهر ماریش کردی .
 کیرمو به دهن سمانه فشار دادم .
-تازه این الان شله .. یه خورده باید ساکش بزنی تا اون جوری که در شان و منزلت این کیره شق شه و بتونه برای کست آماده شه .
-خیلی با حال می خوریش . با این که به نظر میاد داری نوازشش می کنی ولی خیلی حال میده . .
 تشویق کردنای من سبب شده بود که سمانه محکم تر کیرمو توی دهنش داشته باشه . 
-آخیش همینه . همینه . از این بهتر هم نمیشه . دیدی بازم تونستی تیزش کنی ؟
 دو تایی شون مث دختر بچه هایی شده بودند که کیر رو مث عروسکشون می دونستن و می خواستن با هاش بازی کنن .  کیرمو از دهنش در آوردم .
-عزیزم حالا دیگه وقت اصل مطلبه . ..
 می دونستم که اون برای اولین باریه که می خواد با رضایت خودشو در اختیار مردی بذاره و برای دو مین باریه که یک مرد می خواد باهاش سکس کنه .
 -واااااییییی  ایمان جون .. نهههههههه .. نههههههههه .
-بچه بازی در نیار دیگه ..
دهنمو انداختم روی کسش .. چقدر ناز وکوچولو بود . دو طرف چاکش طوری روی هم قرار گرفته بود که اصلا  یه چیز تخت و صاف و بسته شده به نظر می رسید ولی من اون شکافو بازش کردم  زبونمو فرو کردم توی کسش .. عاطفه هم اومد رو سرش .. دستشو گذاشت رو سینه هاش و لباشو رو لباش .. همراه با بوسه هایی که از لبای رفیقش بر می داشت گفت آروم عزیزم آروم من که با کیر ایمان پرواز کردم ..  یه پروازی به اون دور دستها .. یه جایی که از اون بالاتر نبود .. حالا تو هم باید بپری .. ... گیر دو تا کس خل افتاده بودم که معلوم نبود تا کی می خوان منو این جا داشته باشن ولی  می دونستم خیلی از مردای اکیپ ما از این که اون دو تا رو درمان کرده آوردم توی خط خوشحال میشن .دیگه لبامو  ازرو کسش بر داشتم . زیاد لوسش کرده بودم . کیر رفت روی کس تا بیاد یه چیزی بگه با یه فشار سرشو فرو کردم توی کس خانوم خوشگله سمانه جون که مثل عاطفه هیکلی فانتزی با کونی تنظیم شده داشت . صورت سمانه عین گچ سفید شده بود . عجب راه تنگی بود ولی با یه فشار دیگه نصف کیرم رفت اون داخل ..
عاطفه : پرواز کن سمانه جان .. پرواز .
 سمانه در حالی که ترس خودشو نشون می داد ولی از این که نصف کیر رفته توی کسش احساس غرور و پیروزی می کرد گفت آره عاطی جون پرواز به سوی ابدیت . دستا و پاهای سمانه به دو طرف باز شده و منم تلمبه زدنو شروع کرده بود م
. -اوووووخخخخخخ مامان مامان جون چقدر درد داره .. خیلی دردم میاد .. نهههههه نهههههههه کسسسسم ..
خیسی کسش نشون می داد که بیش از اندازه داره حال می کنه ولی تا حدودی هم ناز می کرد و می خواست نشون بده که چه خانوم شجاعیه . از دست این لوس بازیها دیگه خسته شده بودم . کیرمو تا کشیدم بیرون  خودشو مثل دختر بچه ها لوس کرد و یواش با انگشتاش به صورتم زد و گفت بچه بد کی گفته اونو بیرون بکشی ؟
 این بار کیرمو طوری فرو کردم توی کسش که چیزی نمونده بودکه تا آخرش بره . 
-آخخخخخخ آخخخخخخخ .. حالا یه چیزی .. کسسسسسم .. بقیه شم بفرست .. تا ته بره .. عاطفه جونم . حالا دارم پرواز می کنم .. چقدر خوبه ..
 چشای سمانه گرد شده بود و باز و بسته شدنش از هوسی فوق العاده می گفت .. 
 -بالاتر بالاتر بازم می خوام بپرم . بازم می خوام برم . .. این بار جای اتوبوس می خوام با هواپیما برم .
-اینی که الان زیر پاته از اون موشکای درجه یکه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی