ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سخنی با علی

مرگ می آید تا به ما نوید زندگی جاودانه را دهد .. مرگ می آید چه علی باشی و چه دشمن علی .. مرگ می آید تا بدانی که زندگی چه زیباست ! مرگ می آید تا بدانی که جز او(خدا) کسی با تو نیست که جز او کسی به یاری تو نمی آید .. و علی خدا را از یاد نبرد و علی سلطان حقیقت و عدالت یود .. علی مرد اندیشه و احساس .. مرد خدا ... چه کسی اشکهای علی را ندیده است ؟!  چه کسی محبت علی را دیده است و شیفته او نگردیده است ؟! عشق با علی نفس کشید و ستم لرزید . علی بر سر کودکان بیگناه بمب نریخت .. علی نان شب  مردم را  به دهان نگذاشت و شکمبارگی پیشه نکرد و آن چه را که برای همگان بود تنها برای خود نخواست . علی فرستاده ای نه از محمد,  که از خدا بود . علی پادشاه دلها بود .. علی بر شانه های خدا و خدا بر شانه های علی بود . .. چه کسی می تواند کلام علی را بخواند و شیفته او نگردد ؟! چه کسی می تواند با علی به گذشته ها برود و آینده خود را نبیند ؟!
..علی جان ! کاش من در روزگار تو بودم .. کاش قلب سنگی من با دید دیدگان تو نرم می گشت و من  دامان تو را می گرفتم تا در گوش جانم زمزمه کنی که چگونه با شیطان بجنگم و من امروز کلام تو را می خوانم . می دانم جز حقیقت بر زبان نیاورده ای و جز حقیقت در سینه نداشته ای و جزبه حقیقت عمل نکرده ای .. امشب من از آن تیغ نالانی می نالم که بر پیکر پاکت فرود آمد و اشکها و لبخند هایت را به خدا رسانید . چگونه آن تیغ , آغشته به خون پاکت گردید ؟! امشب قلب مهربان تو می رود تا از تپش باز ایستد اما دلهای ما همه به خاطر تو می تپد .. به خاطر آن خدا پرستی که خدای عدالت بود .. علی جان تا به کی شرمنده خدا باشیم ؟ تا به کی دینمان را فدای دنیایمان سازیم . تا به کی به ترس بگوییم مصلحت ؟  تا به کی ننگین صفتانه زندگی ذلت بار را بر شجاعت و شهامت و صداقت ترجیح دهیم ؟ علی جان امشب تو برای رفتن آماده می گردی .. برای پر کشیدن .. رفتن و رسیدن به خدا .. هرچند خدا را همیشه در کنارت داشته ای .. خدای مهربانی که راز دلها را می داند .. به خدا که خدا مهربان است . فقط کافیست که تنها یک کلام از کلام خدا و تو خلق خدا را با تمام وجودم آویزه گوش جان وغریق رگهای عشقم نمایم . همان مرا به خوشبختی می رساند . نمی دانم از که کمک بخواهم .. تا به کی خدای علی به من فرصت می دهد ؟ امشب تو برای رفتن آماده می گردی .. چه ره توشه  سنگینی داری ! به خدا که این حق توست و من به تو حسادت نمی کنم . آخر آن گاه که که غرق در لذت گناه در بستر دنیا آرمیده بودم تو عرق ریزان به دنیا پشت کرده و پاک صفتانه در مزرعه نیکی برای آخرتت کشت می کردی .. به من بگو علی جان من با این زمین سوخته چه کنم ؟! به کجا بذر افشانی کنم ؟ به خدا که نمی خواهم از رحمت خدای تو دور گردم . خدای تو خدای من است . کاش می دانستیم که هرگز تنها نبوده ایم . کاش می دانستیم که ما یک به علاوه بی نهایتیم . بی نهایتی که همیشه با ماست . بی نهایتی که ما را می بیند و می داند که چه می کنیم . علی آقا ! هزار و چهار صد سال است  که به شهادتت رسانده اند . اگر آن روز چنین نمی شد باز هم جز خاکی از تو بر این زمین خاکی نمی ماند . آیا ما امروز برآن خاکی اشک می ریزیم که نمی دانیم کجاست ؟ نمی دانیم گرد باد های زمانه آن را به کجا کشانده است ؟ علی آقا ! بر ما نخند و خرده نگیر .. آخر ما مردگان برای تو زنده بهشتی عزا می گیریم . امشب  بهشت نورانی تر می گردد . محمد که درود بر او و خاندان گرامیش باد در انتظار توست . فاطمه آن بر ترین و عزیز ترین بانوی عالم از بدو آفرینش هم انتظار تو را می کشد . و تو خود بار ها گفته ای که مرگ پایان راه نیست . .......
علی آقا !می خوانم واست خودمونی تر بنویسم .. مث همون معراج عشقی که درددلم با خدا بود ولی از اونم  ساده تر .. امشب کلید بهشتو یکی رفته که واست بیاره .. من دارم واست گریه می کنم .. آخه یکی به من بگه چرا ؟ چرا ؟ چرا با رفتن تو باید فکر کنیم که  عشق و محبت رنگ و بویی نداره ؟ حالا شاید مث تو نشیم ولی چرا نباید فکر کنیم که میشه درراه قشنگ تو همون راه قشنگ خدا که ما رو به قشنگی ها می رسونه میشه کارای قشنگ کرد ؟ چرا نباید باور کنیم که میشه خوشی ها رو قسمت کرد ؟ خدای ما وقتی که بهشتو آفرید وقتی که دنیا رو آفرید دیگه نگفت که بزنین همدیگه رو بکشین .. خدا یه سفره ای پهن کرد تا همه مون بشینیم روش و ازش بخوریم .. یه مشت .. دو مشت غذا شکموپرش می کنه .. غذاهای خدا تموم نمیشه که ما حرصشو می زنیم .. چه دنیای غریبیه ! آدم وقتی از فاصله ها می گذره فکر می کنه فاصله ای نبوده .. و چه نیکو فرموده ای آن کس که در پی آرزوی خویش بتازد مرگ او را از پای در آورد .. علی آقا منم حس می کنم راه زیادی رو رفتم ..ولی وقتی فکر می کنم به خیلی چیزا نرسیدم یه خورده به خواسته هام فکر می کنم می بینم به خیلی چیزا رسیدم و تازه یواش یواش دارم از دستشون میدم . شاید به خاطر ناشکری و ناسپاسی بوده .. فکر کردم دنیا ارث پدرمه .. و تو بهمون گفتی طلبکار نباشیم . منو ببخش که این جور راحت باهات حرف می زنم .. آخه هرسال که این موقع میشه هی پیام میدیم تسلیت .. تسلیت .. یه عادت شده که از هم عقب نمونیم . علی آقا تو به حقت رسیدی .. اون بالا بالا های بهشت .. و من به وجود تو افتخار می کنم .. تو کارت رو واسه خودت و امتت انجام دادی .. حالا این منم که باید خودم بخوام .. پس من حق ندارم بهت حسادت کنم . بهت افتخار می کنم . آخ که علی بودن چقدر سخته .. ولی میشه با خدا بود .. میشه تو رو شاد کرد .. علی آقا ! تو خوبی ها رو واسه همه می خواستی شادیها رو برای همه می خواستی .. راستش وقتی می خواستم بازم از تو بگم با خودم گفتم دیگه چی بگم که  حرفام همه تکراری شده ولی حالا تو و خدای تو بهم کمک کردین که بازم از تو و خدای تو بنویسم .. حالا یکی باید بیاد جلوی منو بگیره که چه جوری تمومش کنم . مگه سخن از عشق تمومی داره ؟ علی آقا زبونم لال شه اگه بخوام بهت حرف بد بزنم ولی خب شاید خیلی ها این گستاخی رو داشته باشن ..می خوام ازت بپرسم  اون وقتا که امام و حاکم بودی اگه یه کسی بهت حرف تندی می زد و اعتراضی می کرد اونو مینداختیش زندان ؟ یا می کشتیش ؟ اگه یکی بهت می گفت حقشو خوردی می زدی تو سرش و می گفتی من ولی امرم تو هیچی حالیت نیست ؟ به قاضی مملکت می گفتی که هرچی که توی علی  گفتی درسته یا اگه یکی ازت شکایت می کرد مث یه آدم عادی می رفتی پای میز محاکمه ؟ اگه مردم تو رو نمی خواستن می موندی ؟ از حق و حلقوم اهل خونه و هم وطنات می گرفتی و می ریختی توی حلقوم بیگانه ؟ یه  دنیا دشمن و دزد و چپاولگر دور و برت ریخته بود و دستتو بلند می کردی به اون دور دورا اشاره می کردی که آهای ایهالناس دشمن دارمیاد جلو شو بگیرین ؟ کرور کرور از بیت المال غارت می کردن و تو می گفتی واسه مصلحت نظام صداشو در نیارین ؟ علی آقا ! اسم تو رو داشتن هنر نیست . آخ که این شیطان با اسم تو چه کارا که نمی کنه ! ولی حناش دیگه رنگی نداره .. علی آقا ! اگه اون موقع یکی می خواست یه اسب یا شتریا همون خود رو  بخره حتما باید یه پولی به جیب تو می ریخت که مثلا واسه مسلمین خرج کنی ؟.. حرف زیاده علی آقا نمی دونم دفعه دیگه بازم این توفیق نصیبم میشه که باهات حرف بزنم یا نه .. خیلی دوستت دارم .. یه پدر نباید بگه کدوم بچه شو بیشتر دوست داره یه شیعه  زبونی و قلبی هم مث من نباس بگه کدوم امامو بیشتر دوست داره ولی دست خودم نیست من تو رو بیشتر از بقیه دوست دارم .. شاید واسه اینه که گوینده و در واقع نویسنده خوبی بودی و ازت بیشتر شنیدیم .. از مهربونی هات و از خشمی که به جا استفاده می کردی تا مهربونی ها پایدارشن ..میرم تا برات اشکی بریزم . آخه اگرم نخوام گریه کنم وقتی نگام به یتیمایی میفته که چشم امیدشون به تو بود گریه ام می گیره . مث آخوندا روضه خونی بلد نیستم ولی گریه ام می گیره از این که یتیمای دل شکسته بازم دارن یتیم میشن ولی تو بهشون گفتی اگه آدمی بالا سر آدم نباشه یه خدایی هست که دست ادمو بگیره .  من برم و بعد از گریه هام چند تا سقلمه پقلمه بنویسم و برم به کار دنیام برسم .. کار دنیا تموم نمیشه .. خیلی به این دنیا ظلم شده چقدر این دنیا بد بختو بی آبروش کردن ....................
و علی هم رفت .  یاد او اندیشه های او در دلها و خاطره ها و اندیشه ها می ماند . بعد از علی زندگی ادامه یافت . خورشید درخشید ماه تابید .. برگهایی بر درختان نشست و باز هم برگهایی بر زمین ریخت . چرخه زندگی چرخید و چرخید وچرخید . اشکها از دیدگان جاری شد .. روزی ما هم خواهیم رفت و این امانت را به دیگری خواهیم سپرد .. سالروز شهادت حضرت علی (ع ) برآزادگان , خق طلبان و عدالت جویان پهنه گیتی تسلیت وتهنیت   باد .. ای کاش تمام انسانها و تمام علی های دنیا بدانند که آنها هم رفتنی هستند .. ای کاش ! ای کاش ! .. پایان .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

sia گفت...

با سلام.. مرسی از متن قشنگی که گذاشتی..
ولی خب ما که صدامون به جایی نمیرسه که بخوایم به این چیزایی که سرمون میارن اعتراض کنیم، اگه هم صدامون برسه قعطش میکنن..
ای خدا...!!!!!!! امام علی اون دوران حکومت میکرد، حالا این بی معرفتای بی انصاف از خودراضی دزد هم حکومت میکنن.. به قول خودت حرف زیاده..
دمت گرم..

ایرانی گفت...

سپاسگزارم سیاجان که تو هم مثل بسیاری از هموطنان و مسلمانان داخل کاملا با اوضاع و احوال آشنایی . خیلی ها از اسم علی سوءاستفاده می کنند و امید وارم در همین دنیا به سزای اعمال ننگین و متخلفانه و متقلبانه خود برسند تا درس عبرتی برای دیگران باشد . با تشکر از سیای نازنین و با احترام : ایرانی