ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 93

-اسحاق من به تو افتخار می کنم . نمی دونی که چقدر سخته آدم کیرشو یه ضرب فرو کنه توی کون .
 نیما : اگه اون کون گشاد باشه کاری نداره .
 نمی دونستم چی جوابشو بدم . فقط لبامو می جویدم .
-جوجه رو آخر پاییز می شمرن .
 اسحاق خونش به جوش اومده بود .   منو به گوشه ای کشید و گفت مامان اگه اجازه میدی حسابشو بذارم کف دستش . اون روش زیاد شده . نمی دونم چی داره میگه .
-عزیزم این همون چیزیه که اون می خواد . تو با خونسردی به کارت ادامه بده . شما هشت تا مرد هستین ولی فکر می کنم رقابت اصلی بین تو و نیما باشه . اون تنها کسیه که می تونه تو رو شکست بده ولی تو توانشو داری که اونو ببری . کیرت کلفتی خاصی داره که در این جا یه خورده به ضرر تو عمل می کنه . تو اگه می تونستی از محجوبه امتیاز می گرفتی خیلی خوب بود .  ولی ضربه به کون   محجوبه رو می تونی بذاری برای دفعه آخر و این که ببینی شرایط امتیاز بقیه به خصوص نیما چه طوره .
یکی از خوبی های این مسابقه این بود که توافق کرده بودیم که هر مردی که دوست داره به دفعات می تونه از هر زنی استفاده کنه و اصلا می تونه از زنی هم استفاده نکرده که امتیاز ازش بگیره .. یعنی اسحاق می تونست شانسشو هر پنج بار رو من آزمایش کنه که من این طور صلاح نمی دونستم . مثل یک مربی داشتم به اون فر مان می دادم . به بقیه بچه هام هم توجه داشتم . باید امتیازات رو به خوبی حساب می کردیم . امتیاز نفرات رو با نفر اول مقایسه کرده و اگه می دیدیم اون طرف دیگه نمی تونه برسه اونو حذف شده حساب کرده تا در وقت صرفه جویی شه . که البته در سه دور اول حذفی نداشتیم . نریمان و نوروز و ناصر در دور سوم حذف شدن . احسان و اشکان و افشین هم در پایان دور چهارم حذف شدن . یعنی ضرورتی نداشت که پنالتی پنجمو بزنن . مونده بودن اسحاق و نیما .. همون حدسی که من می زدم . اونا فعلا امتیازشون کاملا مساوی بود .. اولش قرار بود در شرایط مساوی بازیکنان به پنالتی کشی های خودشون ادامه بدن ولی این یه تیکه رو شبیه مسابقه کشتی در آورده بودن که در شرایط مساوی اگه بازیکنی امتیاز فنی بیشتری گرفت اون برنده باشه . و امتیازی روکه مردا ازکون می گرفتن فنی تر حساب می کردند . در این حالت نیما برنده بود . اون ده امتیاز کون بیشتر داشت ولی در کس اسحاق ده امتیاز جلو بود .. در مرحله پنج  اسحاق باید ضربه ای رو انتخاب می کرد که بتونه خودشو به نیما برسونه .. اگه نیما کون محجوبه که زنش باشه رو می زد دیگه برنده بود و اسحاق به هیچ وجه نمی تونست بهش برسه .. رفتم جلو اسحاقو دلداریش دادم .
-نترس پسرم روحیه خودت رو ضعیف نکن . باختیم به درک . گردن که نمی زنن . چنین است رسم سرای درشت .. گهی پشت به زین و گهی زین به پشت . ما تا حالا دستور می دادیم حالا اونا دستور بدن .. سعی کن بی خیال باشی . خونسردی خودت رو حفظ کنی ..
 نیما انتخابی منطقی انجام داد . اون احتمالا کون منو برای ضربه آخر انتخاب کرده بود . در اون شرایط پسرم برای برنده شدن مجبور بود کون زنشو بکنه .. جالب این جا بود که تمام بازیکنا نفری یک بار ضربه شونو به کون محجوبه وارد کرده بودن تمام اونا با خطا روبرو شده بود . اگه نیما سی امتیاز از من می گرفت اسحاق چاره ای نداشت جز این که کون محجوبه رو که یک بار از زیر کیرش در رفته دوباره هدف قرار بگیره . دل تودلم نبود . نفسها در سینه حبس شده بود . چه کیفی  داشت اگه این ضربه با خطا مواجه می شد کیر نیما توی کونم نمی رفت ..
 آخخخخخخ نههههههه واااااایییییییی کونم کونم ... اوووووخخخخخ دلم دلم ... چند سانت از کیر نیما یه ضرب رفت توی کونم . درد شدیدی رو دلم رو کونم  در تمام بدنم نشست . روحیه ام ضعیف شده بود .. بر و بچه های خونه همسایه کف می زدند و شادی می کردند .
 محجوبه : این دفعه نوبت ماست که حال شما رو بگیریم ..
 -من که حال شما رو نگرفتم . اینا همه فانتزی های سکسه .. ولی هنوز مسابقه تموم نشده ..
 نیما رفت طرف محجوبه . کون زنشو از وسط باز کرد .
 -این از بس تنگه می خوام ماچش بدم نمی تونم .
ولی به هر کلکی بود یه ماچ کوتاه از سوراخ کون محجوبه برداشت .
-فداش شم که همین منو برنده می کنه ..
 رفتم طرف اسحاق .. روحیه نداشت ..
-عزیزم ناراحت نباش .. کی فکرشو می کرد آلمان ضعیف و بی بر نامه در سال 74,  هلندغول و افسانه ای بی نظیربا بازیکنانی مثل  یوهان کرایفو ببره ..کی فکرشو می کرد ایران به جام جهانی 98 راه پیدا کنه .. کی فکرشو می کرد ایران جزو شش تیم برتر والیبال دنیا شه ؟ ببین عزیزم اگه می خوای برنده شی چند نکته رو در نظر بگیر .. بیرحم باش . دلت نسوزه . اینجا رو با سکس اشتباه نگیر  که بترسی طرفت دردش بیاد .  تو باید دردش بیاری . سر کیرت رو روغن بمال .. وقتی اون لحظه ای که تماس اولیه ات بر قرار شد بدون مکث به راهت ادامه بده . اصلا فرض کن کیرت در فضا داره حرکت می کنه . به حرکت سرعتی خودت ادامه بده . کون محجوبه هم بار ها گاییده شده پس کون قفل شده ای نیست . هیچ کونی قفل شده نیست . فقط به استارت توجه کن .. خیلی سخته ولی می تونی . تو می تونی اعتماد به نفس داشته باش .
 -مامان من فقط می خوام روی اونا رو کم کنم . نیما و محجوبه و خونواده اونا خیلی کری می خونن .
 -ما لیاقت خودمونو در میدان عمل ثابت می کنیم .
نفسها در سینه حبس شده بود . اسحاق لبخندی زد که می خواست نشون بده خونسرده.
 -محجوبه به نظرم انصراف بدی و کیر خودت و کون منو به درد نیاری بهتره ..
-اعتراض دارم . رو اعصاب پنالتی زن نباید راه بری ..
نریمان : اعتراض وارده ..
 محجوبه ساکت شد . اسحاق شلیک کرد .. کیر سه چهار سانتش محو شده بود .. نعره ای که محجوبه کشید فکر کنم تا چند صد متر اون طرف خونه هم رفته باشه . صدای کف زدنهای برادران اسحاق نشون می داد که اون موفق شده .. اون طرفی ها می گفتن که کیر خطا رفته.
 -بیایین همه تون بیایین ببینین . کیر طوری رفته توی کون محجوبه که اسحاق می خواد اونو بکشه بیرون در نمیاد .
 محجوبه نیم خیز کرده بیهوش شده بود . همه رای به پیروزی اسحاق دادند . من و احسان از اون صحنه فیلم گرفتیم که بعدا دبه در نیارن .. محجوبه رو زمین ولو شده بود و داشتن به سر و صورتش آب می زدند تا اونو به هوش بیارن . اسحاق از خوشحالی اشک می ریخت و می گفت مامان تو بهترین مربی دنیا هستی... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

5 نظرات:

ناشناس گفت...

Great info many thanks for sharing.

My webpage ... how to get rid of acne scars fast

دلفین گفت...

داداشم عالی بود هم داستانها ارغوان برای مردا تنبه سختی در نظر بگیره جالب میشه

ایرانی گفت...

با درود و سلام فراوان خدمت داداش دلفین گلم .. تنبیه رو که حتمادر نظر می گیره البته بیشتر برای نیما و محجوبه که فکرکنم از دو قسمت دیگه شروع شه ..من قسمت 94 رو برای فردا میذارم قسمت 95 رو هم برای هفته دیگه چهار شنبه یا پنجشنبه نوشتم . این هفته یکشنبه منتشر نمیشه .. از فردا تا حداقل پنج روز داستان نمی ذارم . امیر عزیز شاید سایت رو برای چند روز ببنده مثل سالهای قبل ..فعلا در دسترس نیست ولی من به احترام این روزا اگرم سایت باز باشه تا روز دوشنبه داستان نمی ذارم ... ایرانی

دلفین گفت...

دمت گرم

ایرانی گفت...

خواهش می کنم دلفین جان ...ایرانی