ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 10

بقیه می دونستن چی به چیه ولی سلنا کمی شگفت زده بود از این جریان . نمی دونست داستان از چه قراره . کمی سختش بود . ولی با این  حال پذیرفت که این کاررو انجام بده . سهیل برای لحظاتی تمام سینه ها رو بر رسی کرد . مال مادر بزرگها رو کمی آب افتاده تر دید . مال مادرش سحر رو بازم کمی بهتر می دید . سحر هم یه خوشامدی به جمعیت گفت ولی مثل شوهرش نمی تونست خوب سخنرانی کنه . -شما خودتون مطلعید که ما هدفمون از این که دور هم جمع شدیم اینه که با هم خوش باشیم و زندگی واسه ما یک نواخت نشه . هر چیزی باید به جای خودش باشه . روابط ما بر اساس احترام متقابله .. .. سامان از این که می دید سحر این قدر منطقی و سیاستمدارانه حرف می زنه خیلی خوشحال بود و نمی تونست خوشحالی و رضایت خودشو پنهون کنه . یه چشمکی به سحر زد و دو تایی شون رفتن به دنبال افتتاح مراسم و پرده بر داری از این شب پر شکوه . سامان : عزیزان من واقعا جای خیلی از بستگان و دور و بری های ما در این مجلس به یاد ماندنی خالیه . اما  از بر نامه های امشب .. حتی از حرکات انفرادی و دسته جمعی اون فیلمهایی تهیه میشه به رسم یاد گار نگه داری میشه . بعضی از صحنه های پر شکوه رو می فرستیم برای سینا جان برادر مجرد خودم در امریکا و بقیه که واقعا جاشون خالیه . سهیل و سارا چش به لب و دهن پدرشون دوخته بودند . دل تو دلشون نبود . منتظر بودند ببینن که اون چیکار می کنه . انتظار براشون خیلی سخت بود . -هر زنی کنار شوهرش وایسه پس از این که من و سحر جان اقدام به کاری کردیم که شما تا لحظاتی دیگه اونو مشاهده خواهید کرد هر کسی این کا ر رو با زوج یا همسر خودش هم انجام بده . و بعد این که چه کسی با چه کسی باشه آزاده .  از این پس بین اعضای این خونه دیگه هیچ پوشش و پرده حجابی وجود نداره . خوشحالم که قوانین بین المللی پیاده شده وما قانونمند عمل کرده ابم . سهیل : سارا جون این بابا چقدر حرف می زنه . حوصله مونو سر برده ..سارا : من از تو بد ترم . نمی دونم حالا چرا رضایت نمیده . از بس خودشون سیر خورده ان . من نمی دونم بابا از کدوم قانون حرف می زنه . ما که خودمون که امریکا بودیم بچه های اونجا که زیر 18 بودن اصلا قانون رعایت نمی کردن . همه با هم سکس داشتند . به غیر از آنال سکس از اون طرف هم سکس می کردند .. -منظورت اینه کیرشونو می کردند توی کس .. -آره همینه که تو میگی . اونا خودشون قانونی نیستند این بابا نمی دونم چرا این جوری می کنه . حتما منتظره بهش مدال بدن .سحر رفت طرف پسرش سهیل و سامان هم به سمت دخترش سارا رفت . پدر و مادر ها می خواستند در یک حالت سمبلیک از جنس مخالف پرده بر داری کنند  پسر پرده دختر رو بزنه .. -دور بین ها آماده ... سمت راست .. سمت چپ .. خوب دقت کنید .. صحنه ای که تا سالها تکرار نخواهد شد . حداقل تا زمانی که ما جوان هستیم . چون دیگر نوزاد هم در این خوانواده نیست .. سحر : سامان جان دیگه باید تمومش کنیم . سوسن مادر شوهر سحر هم داشت حوصله  اش سر می رفت . .. سمیر هم که زنش سلنا رو در کنار خودش داشت گفت عزبزم اوکی شد ؟/؟ الان که شلوار اون دو تا اومد پایین .. دسته جمعی ما شلوار طرف رو می کشیم پایین و عملیات اپن فک رو انجام میدیم . اندرستند ؟ -اوکی .. سلنا هنوز گیج و مبهوت به صحنه ها نگاه می کرد . ولی چاره ای نداشت جز این که شاهد این قضایا باشه و دم نزنه . پیش خودش حساب می کرد حتما یه سنتی در بین ایرانیانه که سکس رو به این صورت نمایشی پیاده می کنن . ولی برنامه های مذهبی و اون همه هیاهو برای چیه ؟/؟ پدر و مادر جلوی دختر و پسرشون خم شده بودند . دستاشونو گذاشته بودند دو طرف شورت بچه شون .. نفسها در سینه ها حبس شده بود . اولین باری بود که مراسم به این  صورت انجام می شد . پدر شورت دختر و مادر هم شورت پسر رو خیلی آروم پایین کشیدند . بچه ها کمی سختشون بود . ولی قبلا بهشون گفته شده بود که باید خودشونو با این شرایط هماهنگ کنند چون عمری رو باید به همین صورت زندگی کرده ادامه بدن . کیر سهیل مثل تیر از کمان پرید بیرون . ولی کس کوچولو و ناز سارا انگاری در غلاف مخفی شده بود . اون باید لاپاشو باز تر می کرد تا بقیه کس اونو به خوبی ببینن . -سحر کیر پسرش سهیلو در دست گرفت و اونو به حاضرین نشون داد . -من این کیر رو به شما معرفی می کنم . از امروز در خدمت خانومای محترمه ..افتخار می کنم که این کیر ناب و تازه از وجود منه .. سلنا حس می کرد که از گفته های مادر شوهرش چیزی سر در نمیاره . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم عالی بودن داستانها دمت گرم این خانواده خوش خیال تازه داره به صحنه های حساس میرسه مرسی خیلی عالی بود داداشم

ایرانی گفت...

متشکرم دلفین جان .. سعی می کنم موضوعات مختلفی در این داستان بذارم .. از توجهت سپاسگزارم ...ایرانی