ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

عجب بله برونی ! 26

-مامان بد جوری به این بابا ضد حال زدی --حقشه آخه خودش کیف و حالشو می کنه هر جوری که دوست داره خواهر و خواهر زاده منو میگاد توقع نداره که منو زیر کیر پسرش ببینه . پسر خودمون . میوه  زندگی مشترک ما . عزیز دلی که از ماست و از گوشت و خون ماست . -مامان فدای تو این قدر خودت رو ناراحت نکن -نه عزیزم . من برای چی خودمو ناراحت کنم . من حالا زیر کیرت دارم حال می منم . -افشین یه جوری منو بکن که اون دو تا مرد و دو تا زن ببینن که داری حسابی به من حال میدی  . شکاف کس من قشنگ مشخص باشه . راستشو بگو . کس من گشاد تره یا کس مادر زنت . راستشو بگو . رو در بایستی رو بذار کنار . -مامان این چه حرفیه که داری می زنی . اگه من بگم مثلا کس خاله تنگ تره تو از من ناراحت نمیشی ؟/؟ -من دوست دارم پسرم با من صادق باشه .دلم می خواد اون هر جوری که حال می کنه بیاد و به من بگه . -مامان راستشو بگم کس تو تنگ تر و باحال تره . اگه یادت باشه اینو در اوایل سکسم هم بهت گفتم -من  یادم نمیاد -راستش منم یادم نمیاد .  من الان میرم کنار دیوار . یه استیل سگی و نیم قمبل می گیرم . کونمو به دو طرف بازش کن و یه جوری کیرت رو بکوبون به ته کسم که شکاف کس و اون تاریکی آخرش هم دیده شه -مامان تاریکی چیه اینا همش ظاهریه . کست یک انقلابیه .. همون جوری که انقلاب ما انفجار نور بود کست هم انفجار شوره .. انفجار نوره . --اوووووووههههههه افشین چه با احساس و هوس . فقط این کون ما رو یه وقتی انقلابی نکنی که از هوس میفتم . بازم خوب شد نگفتی کون من انفجار کوره . .. شروع کردم به گاییدن  مامان همون جوری که اون می خواست . اونو کنار دیوار چسبوندم . راست می گفت این افشید جون با تجربه من . انگاری کنار دیوار زیاد کون داده بود . کونش خیلی گنده تر نشون می داد و منم دستمو گذاشته بودم رو دو تا برش کونش . -آخخخخخخخخ افشین افشین پسرم فدات .. چه خوب داری نشون می دی که هیشکی رو مث مامانت دوست نداری . چه با شور و نشاط داری منو می کنی . تازه اول اون دو تا رو گاییدی اومدی سراغ من . اگه از اول میومدی پیش من چی می شد ؟/؟ .. خیلی آروم حرفشو ادامه داد . به طوری که ففقط من بشنوم . -افشین یه چیزی بگو . ازم تعریف کن ... چی می گفتم . دستمو گذاشته بود توی حنا . اونجا بابام بود که داشت خاله افسر یا مادر زن جان رو می گایید و پدر زنمم که داشت زن آینده ام افسون یعنی دختر خودشو می کرد . اینا هم ازم انتظار داشتند . نمی تونستم خودمو بد کنم .. با این حال مادرم بود به گردنم حق داشت . بهم شیر داده بود . نه ماه تمام منو تو شکم خودش نگه داشته بود . شبا بیداری کشید تا بزرگم کنه . .. این  از انصاف به دور بود که من نخوام در تعریف از اون یه چیزی بگم . هر چند می دونم عروس ها دوست ندارن در رقابت از مادر شوهرشون عقب بمونن ولی افسون فعلا داشت زیر کیر باباش دست و پا می زد -آههههههههه .. جوووووووون مامان .. ماااااامااااااان  بگیر منو .. کیرم داره آتیش می گیره .. تو بهترین و خواستنی ترین کس رو داری . من فداش میشم .. چقدر به من حال میده . فکر می کنم تازه دارم کس می کنم . -بکن .. بکن عزیز دلم . اگه یه وقتی دیدی زنت نمی تونه سیرت کنه و بهت حال بده مامان در خدمتت هست . تو خودت بهتر می دونی و همه هم می دونن که هیشکی مثل مادر نمی تونه واسه آدم دلسوزی کنه . -آره مامان منم اینو خوب می دونم .. افسر : ببینم خواهر! تو و پسرت دارین تئاتر بازی می کنین ؟/؟ مدرسه که بودیم خیلی عاشق فیلم بازی کردن بودی . -ببینم از مادر به فرزند کی می تونه نزدیک تر باشه ؟/؟ -پسرا که از دواج می کنن دیگه تابع زنشون میشن و  شب و روز پیش خونواده زنشون هستن . -حتما دخترا هم خونه مامانشون هستن .. -مامان این قدر به پر و پای هم نپیچین . شمایی که این قدر نسبت به هم گذشت داشته شوهراتونو با هم قسمت کردین دیگه نباید این جوری با هم  کلنجار برین . -باشه عزیزم . اووووووفففففف کارت رو بکن . با کیرت منو بکن .. ادامه بده . راست میگی . ما باید به خودمون نشون بدیم که داریم ار هم لذت می بریم . اصلا چیکار به کار اونا داریم . -مامان عاشقتم . فدایی کونتم . افشید جون در حال مالیدن سینه هاش بود .. -مامان اگه دوست داری من سینه هاتو بمالونم . -بمالون بمالون . دستمو از رو کونش گرفته و به هر یک از سینه های درشتش چنگ انداختم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی