ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز با دوست دخترم 23

حالا من از اون می خواستم که رو من حرکت کنه تا این جوری ماساژ دادن اون اثر بیشتری داشته باشه . با این که سطح تماس کس یا واژنش برای تماس با ناحیه کس من کم بود ولی بیش از اونی که انتظارشو داشتم لذت می بردم . -اوووووووههههههه شعله. شعله عزیزم تو اینا رو از کجا یاد گرفتی .. -مامان .. اینا حرکات نرمشی برای گرم نگه داشتن بدنه . خیلی عالیه . اگه بدونی چه اثرات مفیدی داره . -دارم می بینم .. می بینم . اون علنا داشت با من لز می کرد بدون این که صدام در بیاد . نمی دونم چرا این قدر راحت تسلیم شده بودم . به اصطلاح معروف بادم خوابیده بود و دیگه حرفی واسه گفتن نداشتم . خوب که دقت می کردم می دیدم تازه این دخترمه که احتراممو نگه می داره و می خواد کاری کنه که کمتر خجالت بکشم . برای همین تا می تونست خودشو به من می چسبوند . نوازشم می کرد . ناز می کرد . از این می گفت که مامانی خیلی دوستت دارم و عاشقتم . لاپامو بیشتر بازش کردم تا اونم لذت بیشتری ببره . این جوری کمتر به فکر لیدا می افتاد . و منم اعصابم راحت تر بود . استرس کمتری هم داشتم و اونم که همیشه خونه بود و دیگه شوهرم هم شک نمی کرد .نمی دونستم که حرکت کس به روی کس می تونه تا این حد با حال باشه . تمام ناحیه واژن و کس رو می لرزونه و ار تعاش اون تمام بدنو فرا می گیره و آدم دلش می خواد چشاشو ببنده و به هیچی جز هوس و اون لحظاتی که در حال اوج گرفتنه فکرنکنه .  دستامو مثل پا هام به دو طرف باز کرده بودم تا اون بتونه با دیدن وضع و حالت من بیشتر خودشو مطابقت بده با بدنم . دلم می خواست ببوسمش . لبامو بچسبونم به لباش .. ولی اون جوری حرکت کس به روی کس رو کند می کردم . انگشتشو از بغلا با کسم بازی می داد . دیگه وقت این نبود که اونو سر زنش کنم . حتما اونم تا حالا فهمیده که منم فهمیدم که هدف اون از این کارا چیه .. وقتی پنجه هامو به هم فشار می دادم تا جیغ نکشم لبامو گاز می گرفتم و دندونا مو به هم می فشردم اون لبخندی حاکی از پیروزی بهم می زد . انگاری که قله اورست رو فتح کرده باشه . شاید هم این کا ر رو کرده باشه . به نظر من فتح کس شهناز برای دخترش شاهکار تر از فتح بلند ترین قله دنیا توسط شعله بود . کاری که اون به خوبی انجام داده بود بدون این که با کوچکترین و کمترین اعتراضی از طرف من روبرو شه . از جاش بلند شد . پیش بینی نمی شد کرد حرکت بعدیش چیه . اما حالا دیگه انگشتاشو فرو می کرد توی کس من . نمی دونستم با این که اون و لیدا هر دو دختر بودند چه جوری این حرکات رو این قدر ماهرانه انجام می داد . آیا در فیلمها دیده بود یا این که این حرکاتش غریزی بود . من یکی که نمی تونستم بفهمم این قضیه رو . ولی نه اون باید هنوز دختر باشه . این قسمت رو نمی تونه با من بپیچه . درسته که اون و لیدا خیلی بی پر وا بودند ولی می دونستن حساسیت کار تا چه اندازه هست . سکوت کرده بودم تا دخترم به کارش ادامه بده . نمی خواستم با حرفای بی خود سوتی داده باشم . دلم می خواست همچنان با من و برای من باشه . دخترم عشق من . هوس من . نفس من . وقتی چسبید به حرکتی دیگه تازه فهمیدم  که اون و لیدا ممکنه اینو هم تجربه کرده باشن . همون حرکتی رو که من خیلی دوست دارم . همونی که وقتی بهرام انجام میده خیلی زود منو به ار گاسم می رسونه .. -مامان جونی -جون دلم -می خوام یه حرکت ماساژ مکشی انجام بدم . ایرادی که نداره .. البنه اگه دستگاه وکیوم  می داشتیم می تونستم با اون این کار رو انجام بدم ولی اون دستگاهها خوب نیست . -پس با چی می خوای انجام بدی -با لبام . می خوام همه جای تنتو میک بزنم -عزیز دلم تو هر کاری که بکنی درسته و می دونم از رو علاقه  و دلسوزی خودت این کار رو می کنی . فقط یه کاری نکنی که بابات بگه این کبودیها چیه -خاطرت آسوده .. اون از شونه ها و سینه ها و شکم و پشت پا و کون و هر جای دیگه ای غافل نموند تا لبو می چسبوند ول می کرد . راستش خیلی هم با حال بود . دلم می خواست این حالت مکشی رو بیشتر نگه داشته باشه تا من بیشتر حال کنم ولی اگه کبود می شدم چی . بالاخره رسید به کسم . لاپامو باز کردم . چقدر دلم می خواست کس منو هم در یه حرکت مکشی قرار می داد . هر چند این عبارت رو خودش اختراع کرده بود .  فکر می کرد که این چیزا حالیم نیست . ولی خودمو سپرده بودم به دستش -مامان جون اگه اجازه میدی لاپاتو,  این وسط تنتو یه مکش بزنم . اینجا رو میشه مکشهای مکث دار و طولانی انجام داد و اثری از خون مردگی رو تنت باقی نمی مونه . البته اگه موافق باشی ونگی که دختر من زده به سرش . می خواستم بهش بگم این مادرته که زده به سرش و این جور حشری وداغ و داغون خودشو داده به دست تو و کسش می خاره و چه جور هم می خاره . آروم آروم بوسیدش .. دهن کوچولوشو روی کس من باز کرده بود . آتیش دادنشو شروع کرده بود . خیلی استاندارد میکش می زد. مطابق قوانین علمی و بهداشتی و بین المللی . واسه این که مکث نکنه و اونو راهنمایی کرده باشم  بهش گفتم عالیه . عالیه .. اون لبه های بالایی رو بین دو تالبات نگه داشته باش و با فشار بفرست توی دهنت و یهو بده بیرون . این  جوری همه جامو داغش می کنی .. معلوم نبود این چه نوع مالوندنی بود که به این زودیها تموم نمی شد . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی