ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 66

عین ابر بهار کیرش شروع به باریدن کرد .. ریخت و ریخت و ریخت  . خیلی حال می کردم  بی اندازه لذت می بردم ولی  خوشم میومد حال این پسره رو می گرفتم . -ببینم توی کسم داری شاش می کنی ؟/؟ -نمیشه اون داخل از این کارا کرد  -نه بابا .. بیا بکن -دارم می کنم .. عجب رویی داشت این پسره بعضی وقتا حسابی لالمونی می گرفت ولی گاهی می دیدی حسابی دهن به دهن جوابمو می داد . ولی با یه تشر من جا می رفت .. -بالاخره کارت رو کردی و به آرزوت رسیدی .. کیرشو که از  کسم بیرون کشید عین سیل از کسم آب راه افتاد . آب کس من که قبلا یهو خالی شده بود ولی آب کیر این پسره همین جور در حال ریزش بود . -بهت چی بگم تو الان وقت زن گرفتنته . این جوری که داری پیش میری و از حال و روزت معلومه یک زن هم کمته .. کیرشو گرفتم توی دستم و آروم آروم باهاش بازی می کردم ..  محکم با کیرش بازی می کردم . -مثل این که اون داخل هنوز آب داره .. دلشو خوش کرده بود که من می خوام آب باقیمونده  داخل لوله کیرشو بخورم -ارغوان جون اگه بذارمش توی دهنت و میکش بزنی هر چی اون داخل مونده رو می تونی راحت بکشونی توی دهنت . یه اخمی بهش کردم که دوزاریش افتاد . ولی برای این که زیاد توی ذوقش نزده باشم با دستم هر چی رو که اون داخل بود کشوندمش بیرون و اونو رو همون کیر پخشش کردم . خیلی خوشم میومد اذیتش کنم . -پسر خوب اگه پنجا ه تا کلاغ پر بری و دو دقیقه ای بری بالای درخت و بر گردی من یه جایزه خوب برات دارم . بیچاره هر کاری رو که می گفتم انجام می داد . نفسش دیگه نمیومد . رفتم طرف همون درخت تنومند و زیر سایه اون . دستامو تکیه دادم به دیوار و ایستا دم و بازم یه استیل سگی به خودم گرفتم . یا رو دیگه وا رفته بود و کیرش هم شل و ول شده بود . -حالا تا دلت می خواد می تونی کونمو بکنی و با هاش حال کنی . نشون بده چند مرده حلاجی و این ار غوان حسابی می تونه هر کیر خفته ای رو بیدار کنه .. نفس نفس می زد .. ولی چشاش طوری گرد شده بود و  طوری لبخند به لباش اومده بود که حس کردم به  یه جون دیگه ای هم گرفته .. سرمو که بر گردوندم دیدم کیرش عین چماق دراز و سفت شده .. -ببینم کمال این مال خودته ؟/؟ -مال خودمه . اصل اصله .. -میگما .. نکنه اون وقتی که داشتی کلاغ پرمی رفتی  یه قرص انداخته باشی بالا و دو پینگ کرده باشی .. اصلا با ورم نمی شد .. ولی باورم شد .. همچبن این یه تیکه رو اومد که نزدیک بود دو تیکه شم . شانس آوردم که با دو تا دستام محکم دیوار رو نگه داشته بودمیعنی بهش چسبیده بودم  . در ضربه اول یک سوم کیرشو فرستاد داخل کونم .. -یواشتر .. یواشتر کمال وگرنه یکی از شاخه های همین درختو می گیرم اونو فرو می کنم توی کونت . متوجه هستی ؟/؟ با این حال یه فشار دیگه به کیرش آورد و حالا نصف اونو کرده بود توی کونم . -ووووووویییییییی قلی قلی .. -چیه ار غوان خانوم اون بهتر می گایید ؟/؟ -نه فقط می خواستم بگم که اون اصلا این مدلی بهم سفارش نکرده بود که برم زیر  کیر یکی دیگه که خودمو زخمی کنم . شاید اگه  متوجه شه که تو داری همچین بلایی سر کونم میاری همون بلا رو سرتو بیاره . .. اون از رو نمی رفت و منم تا می تونستم بهش متلک می گفتم . ولی کیری که رفته باشه داخل کون تا به آخرعشق و حال نرسه ول بکن نیست . حس کردم که این کیر داره منو می سوزونه . کونم آتیش گرفته و این پسره دست بر دار نبود . تمام توانمو گرفته بود .. منو همین جور محکم به دیوار فشار می داد .. -کون این جوری ندیدم .. -ببینم تو که ما رو گاییدی . مگه چند تا کون تا حالا گاییدی . -من بیشتر فیلم می بینم -پس جق بزن تا خنک شی .. خیلی حرفه ای خودشو می کشوند عقب و محکم  می کوبوند به کونم .. -چه لرزشهای استثنایی داره این کون تو -واسه این که یه پسر استثنایی داره بهم حال میده .. زیر سایه درخت  کمی سردم شده بود ولی داغی کیر کمال و این که خودشو بهم می چسبوند حسابی به من حال می داد و دلم نمی خواست که پسرام به این زودی از تهران میومدن . واسه تنوع لازم بود که با یکی دیگه باشم .  از این آقای نامرد هم خبری نبود که نبود . نمی دونستم چرا هر بار که میرم زیر کیر یه نفری غیر از شوهر نا مرد فراریم .. حتما باید به یاد اون بیفتم . حیف که یک زن بودم وگرنه دلم می خواست که اونم بدونه من زیر کیر بقیه چه حالی می کنم و با استفاده از مال و اموالی که به نامم کرده چه لذتی می برم و میگم کون لق هر چی شوهر نامرد و بی وفاست . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی