ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 46

-فری مشغول شو . وقتی داری کارت رو می کنی این قدر به مامانت نگاه نکن که حواست پرت میشه . بذار اون دو تا عاشق حالشونو بکنن . کونم و کیرم هر دو به هوس افتاده بودند .  نمی دونستم هنوزم نفهمیده بودم من از نظر هوس و جنسی چه تفاوتی  می تونستم با هوتن و فری داشته باشم . لاله می گفت که من شیدا از کون دادن لذت مستقیم تری می برم چون با دستگاه جنسی من در ارتباطه . با این حساب هوتن و فری که دستگاه جنسی اونا همون کیرشونه چه جوری می تونن از کون دادن لذت ببرن . و همین منو شگفت زده می کرد . من و فری و لاله همون جوری قرار گرفتیم که من می خواستم . دستمو به کس لاله مالیدم و اونو از اونی هم که بود آماده ترش کردم . از اون طرف هم یک نگاهی به فروغ و هوتن داشتم تا ببینم در چه شرایطی هستند . راستش زیاد کاری به این نداشتم که هوتن چرا فروغ رو میگاد . مثل لاله زیاد حساسیت به خرج نمی دادم . به من چه مربوطه کی چیکار می کنه . کیرمو به کس لاله چسبوندم . سرم روی کسش قرار گرفته بود . هیجان و تماس دو تایی شون تاثیر زیادی در اینم داشتند که کیر منو برای فرو رفتن توی کس مشتاق کنن . فری کیرش داشت کونمو پاره می کرد سر کیر رو به کون من فشار داد . -ووووووووووفری جون .. من دردم گرفته خواهش می کنم کمکم کن  . نرم نرم خیلی آروم این کاررو انجام بده من خیلی دوستت دارم . -لاله تو چطوری . توکه حالت خوبه و مشکلی نداری . -نه برای چی مشکلی داشته باشم . دستای لاله روزمین ستون شده بود . کیر من هم به کس لاله جون اشاره کرد و به محض حرکت کیرم رفت توی کسش . -جااااااااااان .. جااااااان . صدای لاله در اومده بود . خیلی تشنه کیر شده بود . منم کیرمو کلفت تر از هر زمانی احساس می کردم . واسه همین با اعتماد به نفس و لذت کیرمو توی کس حرکت می دادم . می خواستم اون لذت ببره . بدونه که من چقدر دوستش دارم . توی کس لاله زود بود که خالی کنم . ولی این هوتن نمی دونم چرا نگاهشو به این طرف نمی دوخت در حالی که من انتظارم بیشتر از اینا بود . شاید تمرکز می خواست . کیرم خیلی راحت رفته بود توی کس لاله . -از اون پشت هم   کیر خودش افتاده بود به جون کس. حالا نکن کی بکن .کیرم وقتی داخل  کس لاله مستقر شد انگاری بی اراده اونم جلو چشم بقیه در حال مانور دادنه -دوستت دارم دوستت دارم لاله -منم تو رو دوست د ارم . شیدا از اون طرف چه خبر ببینم هنوز کارشونو شروع نکردن ؟/؟ تو به فکر حال کردن خودت باش چیکار به کار اونا داری . یه کاری می کنن دیگه . امروز هیشکدوممون بی نصیب از اینجا نمیریم . ناگهان صدای جیغ و داد و فریاد فروغ به گوشش رسید . عین سگ تیر خورده زوزه می کشید . من که حداقل روزی یک بار به لاله  حال می دادم و اگه قرار بر حال کردن به صورت ادامه دار تری می بود من دیگه الکی وقت تلف نمی کردم . دستامو رو کون لاله داشته و شکاف کونشو به دو طرف باز کردم . می خواستم این جوری به همه نشون بدم که اون کسش بازه . یک سور پرایز باشه . ولی هوتن بی خیال این حرفا کیرشو کرده بود توی کس فروغ . .. -منم با کس تنگ لاله جونم حال می کردم . فری تا اومد از پهلو منو ببوسه من همین کارو روی  لاله  انجام دادم . به کیر فری و کیر هوتن حسادت می کردم . -ووووووووییییییی شیدا شیدا محکم تر بمالون .. بزن به ته کسسسسسم .. داره آتیش می گیره . خیلی قشنگه این جور کردنت .. خیلی حال میده دختر .. بخارون .. انگشتتو فرو کن توی کسم . لاله داشت باهام حال می کرد ولی این سر و صداهاش واسه اینم بود که هوتن یه نیم نگاهی هم به این طرف داشته باشه و کس باز شده اونو ببینه . فری در عالم خودش بود و با کون من حال می کرد . بازم زیر گوشش گفتم ببین خودت مگه نمیگی پسرا خیلی خود خواه و متعصبن . تو که دیگه دوستش نداری و این جوری هم کنار همه لختی . پس انتظار چی رو داری . -هیچی من خیلی دیوونه ام . بی خود دلمو به این خوش کرده بودم که می تونم به هوتن دل ببندم ولی اون مث یه بچه هست و مدام به فکر خودشه . این که خودش به اون چه که می خواد برسه . نگاه کن چه با لذت داره کس یه زنو که بیشتر از دو برابر من سن داره می کنه و اصلا به من فکر نمی کنه ؟/؟ -عزیزم لاله خوشگلم خودت رو ناراحت نکن به این فکر کن که من و تو داریم از وجود هم لذت می بریم . فری بعضی حرفامو نو می شنید و بعضی ها رو نه . نمی دونست که چی به چیه ولی فقط همینو می دونست که لاله از هوتن دلخوره ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

6 نظرات:

ارباب كازه-كاگه گفت...

سلام ایرانی عزیز
یه ایده جالب برات دارم
http://stories.xnxx.com/story/17156/my_guides_of_balance

ایرانی گفت...

سلام ارباب جان .. ممنونم از توجهت و این ایده جالب .. این که همش انگلیسی بود .. سپاسگزارم .. البته این روز ها که حتی نمی رسم همین داستانهای فعلی رو به موقع بنویسم و منتشر کنم و امیدوارم بتونم بعدا فرصت بیشتری داشته باشم دوستان با پیشنهاد ها و ایده های جالب محبت خودشونو نشون میدن ولی ای کاش فرصتهای جالب هم نصیب می شد . با درود به ارباب مهربان ونازنینم ...ایرانی

ارباب كازه-كاگه گفت...

كارت حرف نداره ایرانی جان. فقط میخوام ازت یه انتقادی بكنم. امیدوارم ناراحت نشی.
یادمه زمانی وقتی میومدم داستانای این سایتو میخوندم. واقعا متوجه نمیشدم داستانه یا خاطره. مثلا برای چهارمین بار نشستم رمان دو روی عشقو خوندم. و هنوز شك دارم واقعی نباشه. میخواستم تزت خواهش كنم یكم داستان هات رو رنگ واقعی بزنی. مثلا حرفایی كه ردو بدل میشه خیلی زیاده. تا حدی داستانو سكسی میكنه اما بعد از اون حالت طنزو شوخیو تخیلی میگیره. مثلا سكس پدرو دختر، همه سكس بودنش به خجالتو شرمو حیا هست. اگه یه سری حرفا ردو بدل بشه فرقی با سكس bf gf نداره. مطمئنم كه خودت متوجه منظورم هستی، و امیدوارم از انتقادات زیادیه من ناراحت نشی، اما من كه این همه حجم كارو ازت میبینم واقعا حیفه كه كیفیت فدای كمیت بشه. كلام آخر اینكه شرمو حیا تمام لذت داستان های این سایته. چقدر خوبه كه حتی تا آخر داستان هم از بین نره.
بازم ممنون از زحماتت

ایرانی گفت...

با درود به ارباب نازنین .. ممنونم از توصیه های ارزشمندت .. در نوشتن داستانهای سکسی گاه به سلیقه افراد نیز توجه می کنم و برای همین با این که می دونم قلمم میره زیر سوال این کار رو انجام میدم . ولی در مورد داستانهای عشقی و غیر سکسی که ارزشش خیلی خیلی خیلی بیشتر از داستانهای غیر واقعی و تخیلی و فانتزی سکسیه من معمولا سلیقه خودمو به کار می گیرم شاید به خاطر این باشه که می تونم حس کنم حس عاشقونه رو البته در مواردی هم از راهنمایی مفید دوستان استفاده می کنم .. در مورد داستانهای پدر و دختر .. این داستانها تا زمانی شرم و حیا بین پدر و دختر وجود داره که هنوز سکس نگرده باشند . وقتی تابو شکسته شه .. وقتی مثل یک دوست دختر و پسر و یک زن و شوهر سکس کنند دیگه اون شرم و حیا بر زمین ریخته میشه و باید داستان رو از کانالهای دیگه ای جذابش کرد . گاهی اوقات هم دوستان مثلا میگن فلان چیز رو در فلان قسمت داستان بنویس . من می دونم کلیشه ای و تکراری و یکنواخته ولی چون داستان سکسیه و میشه بعضی از قسمتها رو یه تخفیفی اومد دیگه توی ذوق کسانی که دوستشون دارم نمی زنم . مثل داستانهای کلیشه ای مامان سکسی و آمپول زدن و لخت گشتن و بیهوش کردن مادر با کلرو فرم .. همین سکس پدر با دختر تا به حال درخصوصش چند نظر در چند زاویه داده شده البته بعضی از نظرات مربوط به سایت لوتیه ..داستان سکسی تا زمانی که در مراحل حاشیه ای قرار داره یه جذبه خاصی داره که تا پایان سکس حفظ میشه .. اگه شخصیتهای سکس عوض شن یک هیجان جدید به وجود میاد . مثل ازدواج می مونه . زن و مرد در شب زفاف یه هیجان و یه ذوق و شوق خاصی دارند ولی وقتی جنبه تکرار به خودش می گیره اون حاشیه و نمک اولیه رو نداره . نمیگم یکنواخت میشه ولی نباید انتظار داشت که همیشه به همان صورت بمونه . مگر این که شخصیتها فرق کنن . با این حال بازم چشم سعی می کنم دقت بیشتری کنم ولی دیگه تقاضای دوستان زیاده .. فرصت کم .. و شاید اگه دو سه تا داستان دستم بود شرایط فرق می کرد ولی ارزش نهادن به دوستان خیلی بیشتر از این داستانها می ارزه . یه داستان اگه پنج شش تا نقطه ضعف داشته باشه مهم نیست .. مهم اینه که من با وجود بیماری شدید یکی از نزدیکام دیدم دارم بد قول میشم .. هنوز خانوما ساکت رو تموم نکردم . هشت ده ماهه که قول یه داستان رو یه یکی از دوستان دادم . دیگه وادار شدم داستان لبخند سیاه رو قبل از تموم شدن خانوما ساکت شروع کنم هر چند برام سخته ولی اینجا ارزش دوست و دوستی ها خیلی بیشتر از اینه که دو سه تا اشکال در داستان باشه هر چند واقعا نمی رسم خیلی از اشکالات رو می دونم . اما بایدبه خیلی چیزا نه بگی تا این اشکالات رفع شه و درمورد داستانهای سکسی میشه کوتاه اومد . همه این داستانها غیر واقعی غیر طبیعی ئ تخیلی اند . طبیعی بودن اون بسته به سلیقه و احساس و نگرش ما داره . ذهن بسیار فولادی می خواد که این همه داستان رو کنترل کنه . قسمتهای قبل رو باید بخونم . برم در فضای جدید .. و شاید در همین حد و شرایط این واقعا یک معجزه باشه .. نمی دونم . در هر حال بسیار خوشحالم که در کنار منی و پس از مدتها با راهنمایی های ارزنده ات سعی در بهبود کیفیت آثارم داری و این برام از همه چی مهم تره دوستان خوبی چون تو را در کنار خود داشتن . با تشکر و سپاس مجدد ...ایرانی

ارباب كازه كاگه گفت...

ممنونم از توجهت ایرانی جان. میدونم كه خیلی سخته كه این همه داستانو با هم اپ كردن. فقط چون میبینم كه این همت زحمت میكشی، دوست دارم كه بهترین داستانای فارسی رو از این سایت بخونم. به امید موفقیتت و سپاس از زحمت هات. ^_^

ایرانی گفت...

منم خوشحالم ارباب جان که دوستان نازنینی مثل شما تا این حد موشکافانه و فنی به بر رسی داستانها پرداخته و نقاط ضعف و مثبت را به درستی تشخیص می دهند . با تشکر مجدد از همراهی شما ..ایرانی