ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز با دوست دخترم 25

اون رفته بود طرف حموم معمولی . درو از داخل طوری بسته بود که می تونستم با یه تلنگر  یه چند سانتی از اونو بازش کنم .  باید می دیدم که اون داره چیکار می کنه . کمی استرس داشتم . می ترسیدم از این که شاید دختر نباشه و داره یه چیزی رو توی کسش فرو می کنه . با همون تن لختم دچار استرس عجیبی بودم و همون پشت در طوری گارد گرفته بودم که انگاری داشتم استخاره می کردم . یا نوک انگشتم خیلی آروم  به اندازه ای که بتونم از حاشیه دخترمو زیر نظر داشته باشم درو باز کردم . شاید به اندازه پنج سانت هم نمی شد . همون برام کافی بود . رو زمین نشسته بود . کمرشو به دیوار تکیه داده بود .کف دستشو  روی کسش قرار داد . واسه یه لحظه به چند تا از انگشتاش حالت داد . ترسیدم از این که انگشتارو فرو کنه توی کسش . خوشبختانه این کارو انجام نداد .. با لیف و صابون و کف مالی کردن تنش حسابی همه قسمتهای بدنشو دست مالی می کرد . بیشتر داشت با کسش ور می رفت و گاه با سینه هاش بازی می کرد . دستشو گذاشته بود لاپاش و اونو به شدت  فشار می داد . رفتارش طوری شده بود که دلم براش می سوخت . از چند متری می دیدم که صورتش چه طور سرخ شده .. من که در سن اون از این کارا می کردم در رویای خودم کیری رو می دیدم که شکاف کسمو شکافته و از تونل اون رد شده به انتها رسیده بعدش میره داخل و میاد بیرون . .. صورت خوشگل و تپل شعله رو می دیدم که داره در شعله هوس می سوزه .. این براش خوب نبود . گوشت تنشو آب می کرد و تازه لاغر هم بود . حس می کردم دارم در حقش ظلم می کنم . اون نباید خودشو وابسته یه لیدا بدونه . اون به اندازه کافی بهم حال داده و من خسته اش کردم . در بد شرایطی گیر کرده بودم . داشتم با خودم فکر می کردم که برم کمکش یانه . در هر دو حالت اشکالات مخصوص خودشو داشت .تصمیممو گرفتم . عشق مادری و این که سلامتی جسم و روح فرزندم در ترکیب با هم در درجه نخست اهمیت قرار داشت برآنم داشت که برم کمک شعله و اونو سر حالش کنم . اون که یه چشمه نشونم داده . پس من برای چی شر منده باشم .. در زدم .. -اووووووههههههه مامان اینجا چیکار می کنی .. من چیزی تنم نیست سختمه -منم چیزی تنم نیست . موردی نداره دلبندم . مادر و دختر که از این حرفا ندارن -مامان آخه بی ادبی میشه -فدای ادبت دختر .. تو که تن لخت منو دیدی  دیگه منتظر نموندم که بگه اشکالی نداره . اون از جاش بلند شده بود تا اونو در شرایط نا مناسب نبینم . .. -عزیزم من الان میام کمکت تا بتونی بدنتو خوب بشوری .. تو که اهل کیسه نیستی . ولی خیلی تنبلی  دختر . معلوم نیست به کی رفتی . -مامان توی حموم خفه میشم .. -برای باز کردن رگهات خیلی خوبه . من می خوام کاری کنم که داغ بشی . رفتم طرفش .. -مامان مثل این که تنت خیلی روون شده . اگه بخوای می تونم همیشه از این مالشها بدمت .. -آره عزیزم طوری منو راه انداختی که حالا می تونم جای تو رو هم بگیرم . یعنی فکر می کنم تو هم خیلی خسته ای و نیاز داری که مشت و مال بدمت . ببینم می تونی سنگینی  دست و مالش منو تحمل کنی ؟/؟ -مامان اگه تو آهن هم باشی تحملت می کنم . می دونم با محبت و دلسوزی تو داغ داغ میشم ..توی دلم گفتم ای زبون باز فقط خودت می دونی چقدر کلکی ولی خالص و پاکی .. همش به خاطر نیازه .. هر چی که می خوای از مادرت بخواه . حالا که کار به این جا رسید خودم ردیفت می کنم .. -دستمو گذاشتم روی کسش .. -مامان این چه کاریه .. -من از استاد خودم خیلی چیزا یاد گرفتم . این همون ماساژیه که تو بهم تعلیم دادی . به همین زودی یادت رفته ؟/؟ تازه مالش با لب و زبون و دندون هم داریم .. -مااااااماااااااان .. نمی دونم . نمی فهمم . -همون جوری که منم فهمیدم تو هم می فهمی .. اونو رو زمین خوابوندم . کف دستمو روی کسش به شکلهای رفت و بر گشت حرکت می دادم . طوری که کسشو خیس خیس کردم و از تماس آب و روغن سرازیر شده از کس با دستم شلپ شلیپ حسابی  به راه افنتاده بود . -نههههههه ... اووووووففففففف مااااااامااااااان .. واسه این که بیشتر بهش لذت بدم و زود تر اونو به نقطه جوش برسونم با دهن افتادم به جون کسش . دهنم بزرگتر بود و می تونست به کس لقمه ایش بیشتر حال بده .. -اووووووهههههه مااااامااااان سوختم سوختم .. -کجات سوخت .. -اونجام .. -شعله .. آتیشی ! کسسسسست دهنمو سوزوند .. من چرا تو رو سوزونده باشم .. ؟ اون که دید من اسم کوس ر بردم شروع کرد به خودشو خالی کردن .. -مامان کسمو گازش بگیر .. می خاره .. انرژی اون زیاده باید تخلیه شه .. -ببینم علاوه بر انرژی آبش هم زیاد نیست ؟/؟ دهنمو چسبوندم به کس .. یه گلوله آتیش بود . خودمو به یاد آوردم . درست قالب کس من در اول جوونی بود . با لذت کس شعله ای رو میک می زدم که اصلا براش تصور این روزو نمی کردم . این که یه روز بیام و بخوام بهش حال بدم . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی