ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 9

برنامه مفصلی تر تیب داده بودند . چه جشن تولد پر شکوهی . سهیل و سارا به یاد نداشتند که در امریکا این جور بر نامه های لز یینی برای اونا تر تیب داده باشن . می دونستن که اون شب براشون یک شب مخصوصه و همه می خوان به نحوی خوش بگذرونن . اونا می دونستن که قراره چه آشی براشون پخته شه . هم برای اونا و هم برای سلنا  . ولی سلنا در جریان نبود . هر چند برای یک دختر غربی هضم این مسئله خیلی راحت تر بود تا یک دختر یا زن ایرانی . مردا یا یه شورت و زنا با یک شورت و سوتین در اون فضا خوش می گذروندند . انواع و اقسام نوشیدنی ها و مشروب هم سرو می شد ولی کسی زیاد طرفدار شراب نبود .  اونا بیشتر هوس دوغ ایرونی رو داشتند . سهیل و سارا هر دو از آهنگ تولدت مبارک قدیمی که اونو عهدیه اجرا کرده بود خیلی خوششون میومد . سلنا هم با این آهنگ به خوبی می رقصید . سهیل که بیشتر از خواهرش با اصطلاحات وطنی آشنا شده بود یه نگاهی به سلنا انداخت و گفت اوخ جون بنازم به این کون .. سارا یه نگاه چپی به سهیل انداخت تا حساب کار دستش بیفته . -داداش هنوز هیچی نشده داری خودت رو به یکی دیگه می چسبونی . من و تو قراره  امشب به هم بچسبیم . نشنیدی مامان چی گفت ؟/؟ برنامه خون ریزان داریم . واخ چه حالی میده ! سهیل سری تکون داد و گفت آره خیلی حال میده . همه مردا یکی یکی تو رو فک می کنند . .. -وری گود داداش .. نایس ..نایس .. سهیل از اون فضا دور شد . خیلی وقت بود که هوس کون سلنا رو کرده بود . با این که وقت و بی وقت سلنا رو بغلش می کرد و می بوسید ولی اون جوری که به تازگی خبردار شده بود هنوز این زن امریکایی رو بازی نمی دادند . زنی که از این تعجب می کرد که چطور میشه شبا همه رفت و آمد خانوادگی دارن و گاهی وقتا سمیر از کنارش پا میشه و غیبش می زنه . یه شب که اونو در کنار خودش ندیده بود از جاش پا شد و رفت سراغش ولی پیداش نکرد . پشت یکی دو در صداهای عملیات سکس رو می شنید که صدا ها با هم نمی خوند و اونم خیلی تعجب می کرد ولی اونو به حساب اشتباهش گذاشت . سمیر هم خیلی زرنگ بود . از اونجایی که پیش خود حساب می کرد که شاید زنش بیاد و دنبالش بگرد ه موقع گاییدن فک و فامیلاش سر و صدا نمی کرد . .. خلاصه  یک جفت کیک بزرگ که هر کدوم روش هیجده شمع کلفت روشن بود سفارش داده بودند . رو یکی از این کیک ها یک عروس و رو کیک دیگه یه دوماد گذاشته بودند . جشن تولد رو به عروسی تبدیل کرده بودند . سپهر و ستاره و سوسن و سیامک پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های مجلس بودند . اونا هم هیجانشون زیاد شده بود . از این که امشب چهره های تازه ای به این جمع اضافه میشه که بتونن با هاش سکس کنن . هیجان زنا بیشتر بود . رقص به سبک غربی و ایرونی شروع شده بود . مردا خودشونو به زنا می مالوندند و زنا هم این کارو انجام می دادند .  سلنا پاک گیج شده بود . اینو به حساب رقص گذاشته بود . از این مدل بر نامه های رقصی در سیستم رقص امریکایی و اسپانیولی زیاد بود ولی این جوری که اینا داشتند می رقصیدند به نظر این دختر امریکایی اومد که اونا دارن با هم سکس می کنن . سهیل که چشمش به زن داداشش بود خودشو هنگام رقص دسته جمعی به سلنا نزدیک کرد و وسط بدنشو به کونش مالید . ستاره خانوم مادر بزرگ مادری سهیل خیلی شاد نشون می داد و مدام دست می زد . دلش برای بچه هاش تنگ شده بود . بچه هاش بودن پیش سینا عموی سهیل که در امریکا مونده بود وفقط دخترش سحر زن سامان اینجا بود . با ورود سامان خان دیگه مجلس رسمی شد . -امشب شب بزرگیه . سهیل عزیز و سارای خوشگل من از مرز 18 رد میشن . از خیلی از مزایا بر خوردار میشن . و امشب به مناسبت فرا رسیدن این شب بزرگ همه  مون جشن می گیریم و نشون میدیم که در این شادی فرزندان گلمون سهیم هستیم . سحر عزیز ما می خواهیم که  در این مجلس اول شورتهای حجاب و این پرده ها رو بزنیم کنار و بعد یه حال دسته جمعی بکنیم . خلاصه  به قول سوسولا و بچه های امروزی تا صبح می تر کونیم . اگه بدونین امشب به خاطر این دو قلو های نازنینم چقدر خوشحالم . هدایایی هم برای این دو عزیز در نظر گرفته شده که به موقعش به اونا اهدا میشه . حالا هر زنی کنار شوهرش وایسه .. اول سوتین ها رو در بیارین .. بعد در یک حرکت دو طرفه آخرین پرده های فاصله رو هم بر می داریم . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

4 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم دمت گرم خیلی باحال داره میشه مرسی بقیه داستانها هم عالی بودن

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین عزیز و نازنین . روز خوبی داشته باشی ...ایرانی

دلفین گفت...

داداشم خسته نباشی داستانها همه عالی بودن مرسی داداشم نمیشه واسه خانواده خوش خیال یه خانواده دیگه جور کرد مثلا یه حاج اقا و حاج خانومی که طی یه اتفاقاتی با این خانواده اشنا میشن که باهم سکس میکنن که این حاج خانومه رو خانواده خوش خیال یه تسلط خاصی داشته باشهمثلا حاج خانومه به سحر بگه حاج اقا میخواد امروز با تو سکس کنه یا اینکه خود حاج خانومه باسهیل سکس میکنه جوری بشه که خانواده خوش خیال از این خانواده به نفع خودشون استفاده کنه داداشم اگه میشه فانتزیهای داستانو زیاد بنویس مثلا دید زدنهای همسایه ها یا ادمهای دیگه

ایرانی گفت...

سلام دلفین جان سعی می کنم ماجراهای متنوعی وارد داستان کنم که با اون سوژه های تکراری قدیمی هم کمی تفاوت داشته باشه دید زدنهای همسایه و آدمهای دیگه رو حتما زیاد ترش می کنم .. حالا این حاج آقا حاج خانوم رو اگه بخوام زیادش کنم یک سی چهل قسمتی شاید حجم داستان رو اشغال کنه که میشه به جای اون از مطالب تازه تر و خلاصه تری استفاده کرد که داستان رو یکنواخت نکنه . با تشکر از پیشنهاد های زیبات . چون هر قسمت حجم داستان کمه یه خورده طول می کشه به جاهای اصلی و جذاب ترش برسه . با درود ..ایرانی