ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز با دوست دخترم 22

انگشتای شعله توی کسم همچنان حرکت می کرد . آخه من به کی بگم که شعله سوزان من سه تا انگشت داغشو فرو کرده توی کس من و پی در پی اونا رو می فرسته توی کس و بیرون می کشه . من که باورم نشده همه این کارا فقط برای ماساژباشه و حتم داشتم  که  شعله خجالتی هم از اون کلک هاست . چقدر دلم می خواست خودم جفت کف دستامو میذاشتم رو قاچای کونم و اونا رو طوری به کناره ها بازشون می کردم که انگشتای شعله رو وقتی که داره بر می گرده و با سطح بیرون کسم تماس می گیره بیشتر حسش کنم . -مامان جونم .. این مدلی خوبه ؟/؟ جز این که سرمو به طرف پایین تکون بدم و کارشو تایید کنم کاردیگه ای از دستم بر نمیومد .شعله شروع کرده بود باکف دستش اونم به صورت نرم به پشت پاهام و کونم زدن . با این حرکاتش دیگه بیش از اندازه  حشری شده بودم . چقدر هوس لیدا رو داشتم . ولی وقتی که فکرشو می کردم حالا در اصل هوس شعله رو داشتم می خواستم که اون به من حال بده . از این می ترسیدم که بخوام ایده ها و خواسته های قبلی خودمو زیر پا بذارم . این که با عقاید خودم پیکار کنم ولی نمی تونست این طور باشه . من نباید خودمو نا امید می کردم . دستای دخترم به تنور داغ کونم چسبیده بود . انگشتاشو از کسم بیرون کشیده بود . شاید منتظر بود گه من بهش التماس کنم تا به این کارش ادامه بده . ولی من راستش نمی تونستم این کارو انجام بدم . فقط رومو بر گردوندم و نگاش کردم . حس کردم که نگاه اونم مثل نگاه من یه التماس و خماری خاصی پیدا کرده و می خواد که طرفش با اون ور بره . این نهایت چیزی بود که من در چشاش خوندم . اون دختر من بود شاید همین احساسو اونم می تونست داشته باشه . می تونست با من از هوسهایی بگه که در درونش نهفته و داره شعله ور میشه . یه بار دیگه خوب نگاش کردم . یه پهلو کردم تا بتونم کونشو خوب دید بزنم  . وقتی به صورت مظلوم و نگاه التماس آلودش نگاه کردم دلم واسش سوخت که چرا تا این حد د ارم در موردش سختگیری می کنم . مگه من خونم از خون اون رنگین تره که با این که لذت سکسو بار ها و بار ها چشیده احساس کردم بازم دوست دارم به این سبک حال کنم ؟/؟ باید خودمو بذارم جای اون . از دام خود خواهی رها شم .. لعنت بر من که اسیر تضاد ها شده بودم . سعی کردم  تحت تاثیر وجدان خودم قرار نگیرم و همونی  باشم که دلم می خواد . به تر بیت شعله هم بیشتر از اینا اهمیت بدم . یواش یواش پیشرفته تر شد . سعی داشت با بهانه های مختلف خودشو به من نزدیک تر کنه . ولی من از تمام حرکات و زرنگ بازیهای اون خوشم میومد . دوست نداشت بدن منو سرد کنه . لباشوگذاشته بود پس گردنم-مامانی می دونی که چقدر عاشقتم . دلم می خواد تمام تنتو بخورم . همه جات رو غرق بوسه کنم . البته اگه اجازه بدی این کارو بکنم . -عزیزم این منم که باید تو رو ببویسم و غرق بوسه ات کنم ولی میگن که یه فرزند باید احترام پدر و مادرشو حفظ کنه و عشق خودشو نشون بده -مامان منم می خوام همین کار رو بکنم و عشق خودمو نشون بدم . مامان خوشگل و ناز من . هیشکی به خوشگلی و مهربونی مامان من نمیشه . می دونستم اون این حرفا رو از روی هوس می زنه شایدم به این دلیل که من لذت ببرم و خوشم بیاد . کاریش نداشتم . اون عشق و محبت رو بهونه کرده بود . می خواست به من حال بده و شایدم این جوری فاصله ها رو از بین ببره و اون وقت در یک اقدام جبرانی منم به همین صورت بهش حال بدم . -بذار همه جاتو ببوسم . با همه جات حال کنم . .. دیگه بیش از اندازه گستاخ شده بود . منم دلم می خواست از این هم گستاخ تر شه و گستاخانه بهم حال بده . سرشو آورد پایین تر و پایین تر و اونو روی کون من قرار داد . لبای خوشگلشو رو کونم چسبونده هر طرفشو جدا جدا ماچش می کرد . دستاشو به طرف شونه هام دراز کرده و همراه با بوسیدن کون و پشت پام با نوک انگشتاش روی شونه ها و کمرم می کشید چقدر این حالت به اوج رساننده و آتیش زننده بود . همه اینا بر می گرده به نیاز و عطش و هوس آدم . . -نهههههههه نهههههههههه شعله جونم .. تنم خیلی داغ شده .. شاید این اثر روغنی باشه که بهم زدی . -مامان روغن کمی بهت زدم که الان بیشترش اون چسبندگی اولیه رو نداره .. می خواست منو بر گردونه طرف خودش . صورت به صورت بشیم . مکث و نگاه چند ثانیه رو تحمل داشتم ولی این که فکر و خواسته اش چیه و تا چه حد میشه با هم کنار اومد رو باید دقایقی دیگه نشون می داد . یا قید همه چی رو می زدیم و همین جا قال قضیه رو می کندیم یا این که ادامه می داد یم و کار رو به جاهای باریک ترمی کشوندیم . با یه فشار دیگه من خیلی راحت به طرفش بر گشتم . حالا می رفت تا دیگه بین ما فاصله ای نباشه . دیگه من در یک حالت  قمبلی قرار نداشتم . دخترم چشاشو بسته بود . شعله در شعله ای که خودش بر افروخته در حال سوختن بود . لبامون در یه لحظه رفت به سمت هم .  من بوسه رو زود تر براش پرت کردم . لبای من رفت رو لبای غنچه ای اون . سینه های ناز و آبدارش وقتی رو سینه های درشتم قرار گرفت و با حرکاتش تونست سینه هامو داغ کنه و هیجانمو زیاد , محکم اونو بغلش کردم .  لبام  رو لبای گاه بسته و گاه غنچه شده اش حرکات داغی رو پیاده می کرد . با موهای سرم بازی می کرد . ولی سوختن منو زمانی به اوجش رسوند که اومد و روی من دراز  کشید . در حالت کس به کس . -اووووووخخخخخخخ نهههههههههه ووووووویییییی .. بهش فشار می آوردم ولی اون باید این کار رو رو من انجام می داد چون من زیر قرار داشتم دو تایی مون حالا کاملا بر هنه بودیم اون این بهونه رو آورده بود که این جوری راحت تر و موثر تر میشه ماساژداد و اثراتشو دید  . یه حرکتی انجام دادم و تکونی خوردم که دوست داشتم متوجه شه که من دلم می خواد کس روی کس بغلته ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی