ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 50

مینا داشت آتیش می گرفت . دهنشو گرفته بود زیر کون مهوش . اصلا به من امون نمی داد که چند تا ضربه دیگه  به کون مهوش بزنم و با مقعد و سوراخ کون خیس خورده زن میثم حال کنم . میثم هم یه گوشه ای وایساده بود و به صحنه ای که آب کیر من از کون زنش در حال بیرون ریختن بود نگاه می کرد و دستشو گذاشته بود رو کیرش و از هیجان نمی دونست چیکار کنه . -ایمان تو معرکه ای .. مهوش : مینا یه خورده از منی ایمانو بذار واسه من همشو که خودت داری می خوری  . بسته دیگه . تو که به اندازه کافی آب کیر شوهرمو خوردی . اینو بذار برای من دیگه تا حالشو ببرم . مینا با  انگشت چند قطره ای از آب کیر منو که روی کون مهوش ریخته بود جمع کرد و اونو به دهن مهوش رسوند . مهوش هم طوری با هوس اون انگشتارو لیس می زد که من خودم به هوس افتاده بودم که آبو با دستای خودم جمع می کردم تا زن میثم انگشتامو بلیسه ولی تماشای حالت مینا هم جالب بود . خلاصه کون مهوش پاک سازی شد ولی مینا با التماس ازم خواست که یک بار دیگه کیرمو فرو کنم توی کون مهوش و اونو بیرون بکشم تا اگه تتمه ای هست اونودرش بیارم . همین  کارو هم کردم . یه چند قطره ای اومد بیرون و کمی هم روی کیر من حالت خیسی پیدا کرده بود . مینا اونی رو که بیرون ریخته بود جمع کرد و به دهن مهوش سپرد و کیر منو که به کون مهوش رفته بود فرو کرد توی دهن خودش و اون جوری که دوست داشت حال کرد .. ولی کیر من حسابی شق کرده بود . از جاش پا شد . کیرمو از دهنش بیرون آورده بود . -مینا چته چرا این جوری نگام می کنی . اشک در چشاش حلقه زده بود -یاد اون وقتا می افتم که فکر می کردم من تنها دوست دختر تو هستم . ...توی دلم گفتم جنده خانوم حالا هم که بهت بد نمی گذره . هر روز و هر ساعت داری یک مدل کیر می خوری و الان هم حداقل ده تا مرد کیر کلفت چشم انتظارتند . الکی برای من آب غوره نگیر .. ولی دیگه ساکت موندم و چیزی نگفتم . نباید توی ذوقش می زدم . اونو به خودم چسبوندم . -عزیزم گریه نکن . فقط کمرم درد گرفته . از طرفی توی کست آب خالی نمی کنم . دیگه چیزی برای من نمونده . -ببینم نگهش داشتی برای بقیه .. -مینا تو که می دونی سیستم ما مردا با شما زنا فرق می کنه -زود باش ایمان کارت رو بکن . الان میان سراغ ما و سرم بی کلاه می مونه -مگه محفل شبونه رو ازمون گرفتن ؟ -اون رویایی که من دیدم امکان نداره تو رو بسپره به کس دیگه ای -مگه دست خودشه ؟/؟ مجبوره از قوانین تبعیت کنه .جرات مخالفت نداره . -خواهیم دید . کیرمو که توی کس مینا فرو کرده بودم برای چند لحظه بیرون کشیدم و گفتم صدای شما زنا هر چقدر بلند باشه اینجا اینه که فر ماندهی می کنه و باید از اون اطاعت کرد . حتما این مثال رو شنیدی که میگن آن چیست که عمامه به سر دارد و ملای زنان است . به همین کیر میگن دیگه .-تو که خودت می دونی من چقدر از آخوند جماعت بدم میاد و دلم می خواد که سر به تنش نباشه . ولی با این حال  جلوی این آخوند وای می ایستم در واقع بهش پشت می کنم تا این آخوند خودشووارد پار کینگ من بکنه . مینا قمبل کرد و من تا اونجایی که می تونستم گاییدمش .. مهوش جلو دهنشو داشت تا جیغ نکشه .. درست در همون لحظاتی که ارگاسمش کردم صدای بوق ماشین یه لحظه ما رو ول نمی کرد و اعصابمونو ریخته بود به هم . خیلی سریع خودمونو مرتب کردیم و مینا هم یه آرایش مختصری رو سر و صورتش انجام داد که دیگه زیاد متوجه سرخی و التهاب ناشی از سکسش نشن . البته نگرانی وجود نداشت و خلافی هم نبود ولی فعلا نمی خواستم که رویا رو آشفته کنم . اون یواش یواش باید خودشو با این شرایط هماهنگ می کرد . ظاهرا منتظر ما چهار تا بودند . اکبر : کجایین شما ها . ما الان چند دقیقه ای منتظریم -داداش داشتیم از هوای سالم طبیعت لذت می بردیم . چه آب و هوای خوبی داره . ظاهرا وقت بر گشت قراره از جاده چالوس و کندوان بر گردیم ولی اگه از این طرف برگردیم دلم می خواد بازم بیام اینجا و از هوای سالم این منطقه استفاده کنم .. رفتم کنار رویایی که اخم کرده بود و نگام نمی کرد نشستم . -رویا جون چرا این قدر ساکتی .. یه چیزی بگو . اگه می خوای این جوری تحویلمون نگیری بگو جامو عوض کنم . -کجا رفته بودی -رفته بودم بگردم .. در عالم خودم بودم که دیدم دور شدم و دیگه هم نمی تونستم بیام سراغت -بببنم با دوست دختر جون جونیت مینا بودی ؟/؟ اون از اون هفت خط هاست . -من باهاش نبودم . تازه این مجلس عمومیه  . کسی رو نمیشه محکوم کرد با چه کسیه . منم که بهت دروغ نمیگم .  دستشو گذاشت زیر چونه ام . سرمو بالا آورد . تو چشام نگاه کرد . -چشات یه چیز دیگه ای میگه .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی .