ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هرکی به هرکی 219

-نه داداش من و تو الان حدود دوروزه سکس نداشتیم و الان من خیلی دلم می خواد پیش تو باشم و با تو حال کنم . -دستمو از زیر پیراهن خواهرم رد کرده و با سینه هاش بازی می کردم . منتظر بودم که آهو و آرمیلا نگاهشونو به سمت  من متمرکز کنن . آرمیلا اون جلو ملو ها کنار شوهرش فر نوش نشسته بود . حدسم در مورد آهو درست بود . اون خودشو زود تر آفتابی کرد و نشون داد . یه جوری نگام می کرد که برای لحظاتی منو به یاد دوران پر شکوه عشق و عاشقی ام انداخت . ولی خواهرم دیگه فرصتی برای فکر کردن به من نداد . متوجه نگاههای من و آهو شده بود . سرشو به طرف من بر گردونده بود . آنی هم تا دید اون متوجه منه و منم بدم نمیاد که نسبت به اون توجهی داشته باشم کمر بندمو باز کرد و کیرمو در آورد . البته این کار در اتوبوس خلاف نبود و با رعایت اصول مقررات و امنیت و رعایت نکات ایمنی می شدبا هم حال کرد و تا زمانی که ماشین توقف نکرده بود می شد گفت که ما از حاشیه امنیت خوبی بر خوردار هستیم. آنی کف دستشو رو کیر من می کشید و کیر من که  در شرایط خوابیده کلفت و کاری بود وای به این که می خواست  به نهایت شق بودنش برسه . خواهرم کف دستشو گذاشته بود رو بیضه هام و اونو آروم آروم بازی می داد . آهو که سرشو بالا آورد و یه پهلو کرد احتمالا متوجه آتیش تند آنیتا شده بود . یه جوری با التماس نگاه می کرد که دلم واسش سوخت . ولی به این فکر کردم که اون چطور دلش واسه من نسوخت که رفت با یه چینی درب و داغونی که ریخت و قیافه و هیکل درست و حسابی نداره از دواج کرده .. معلوم نیست چند روز دیگه می خواد گندش در بیاد که یک پا پاسی هم نداره . ولی فکر نکنم شوهره گدا با شه .. خواهر مظلوم و ساکت من خودشو به من چسبوند و از روبرو بغلم کرد . -ولش کن بقیه رو , منو داشته باش . -آنی پاشو .. بلند شو . پری جون داره میاد این طرف .  من نمی دونم  شایدم اشتباه بوده که ما فک و فامیل همه با هم دور هم نشسته باشیم . آرمان جون زیاد در بند سکس و این حرفا نبود . فقط به دیدن زنا بیشتر حال می کرد .پری جون هم می گفت گاهی که پدر بزرگ همچین سر حال و کیفوره میره بالا کیرش میشینه اون قدر باهاش ور میره تا آبش بیاد . میگه همون برای آرمان تا دو سه هفته کافیه . خوشم میومد از پدر بزرگ . شخصیت جالبی داشت . هم اهل بگو و بخند بود و هم اهل سکوت . از کسی کینه ای به دل نمی گرفت . ..پری : آریا چرا این قدر گوشه نشین شدی -آنی چون تازه وارده دارم یه کمی اونو با محیط و جو این  جا آشنا می کنم .شلوارمو بالا نکشیده کمر بندشو نبسته بودم . دستشو فرو برد توی شورتم و کیرمو بیرون کشید و گفت ببینم می خواد با این آشنا شه ؟/؟ -پری جون اینم جزوی از جمع اینجاست . مادر بزرگ در حالی که کیر منو  دور کف دست راستش لول کرده بود نگاهی به نوه اش انداخت و گفت نوه خوشگل و مهربونم اجازه هست ؟/؟ -خواهش می کنم پری جون اجازه ماهم دست شماست . ما که کاره ای نیستیم. می دونم که آنی دلش نمی خواست در اون لحظات منو با کس دیگه ای شریک شه ولی دیگه دررو در بایستی گیر کرده بود . -عزیزم چه جوری خوشت میاد .. -خوشم میاد که تو لبای کیرمو ببوسی یعنی کیرمو ساک بزنی و منم لبای آنی رو ببوسم . آنی : من مزاحم حال کردن شما نمیشم . اگه دوست داری من پا شم . دستمو گذاشتم پشت سرش ولباشو قفل کردم و  خیلی آروم طوری که مادر بزرگ نشنوه گفتم وقتی قهر می کنی خیلی خوشگل میشی . کیر منم توی دهن پری جون طوری لذت می برد که دوست داشتم یه نفر رو در همون لحظه بخوابونم و فرو کنم توی کس یا کونش ولی این جور ساک زدنهای پری جون دست کمی از کس و کون دادن نداشت . یهو از اون جلو معلوم نبود کی نخو ول کرد که دیدم یه عده ای دارن سر و صدا می کنن -آریا جون ما هم هستیما . اینجا رو با خونه اشتباه گرفتین .. مادر بزرگ دهنشو از رو کیرم بیرون کشید تا به این صدا یه پاسخی داده باشه . -خانوما آقایون با رعایت مواضع قانونی سکس در این محل عام موردی نداره . هر کس می تونه با بغل دستی خودش حال کنه به شرطی که جانب احتیاط رعایت شه . منع قانونی نداره . دیگه نباید به اونایی که داوطلبانه دارن با هم حال می کنن گیر بدین .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی