ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 49

حالا دیگه خاطرم آسوده شده بود . هر چند در اون مجلس دیگه هر کی می تونست هر کی رو بگاد ولی اوایل راه یه حساب و کتابهایی داشت که باید انجام می شد .  -داداش میثم خوش به حالت . زنت عجب کون تنگی داره -ایمان جان قابل شما رو نداره . هر وقت هوس کردی در خدمت شماست .. مهوش : از کیسه خلیفه می بخشی .. میثم : زن عزیزم قبل از این که من ببخشم خودت بخشیده بودی . دیگه نیاز به گفتن من نداشت . اصلا طاقت نداشتی . راستشو بگو من ناراحت نمیشم . خودم دارم می بینم . کیر ایمان خیلی با حال تر و کلفت تر از کیر منه و جون میده که زنا رو دور سر خودش بخوابونه -میثم جون هر گلی یه بویی داره . مینا که یه گوشه ای ایستاده بود و منتظر بود که یه فرجی بشه تا اونم خودشو وارد گود کنه گفت من می تونم بی طرفانه قضاوت کنم . میثم جون کاملا صحیح می فر مایند . راستش من هر دو تا کیر رو میل کرده دارم . آدم باید قضاوت درست داشته باشه . داشتن کیر گنده یا کس کوچولو یک نعمتیه که نمیشه اونو به خودمون نسبت بدیم . ما که نخواستیم سیستم بدنی ما به این صورت باشه . حالا این طور شده . چیکارش میشه کرد . باید ردیف کرد این چیزا رو دیگه . کیرم بیشتر از نصف وارد کون مهوش نمی شد ولی خیلی خوشگل و خوش حالت بود این کون مهوش . ما مردا از بس تنوع طلبیم هر کونی رو که می گاییم حس یه تازگی و تنوع خاصی رو داریم به هیجان میاییم . انگاری که تا حالا کونی رو نکردیم . شاید به خاطر سطح وسیع حاشیه سکس باشه که تا این حد ما رو به هیجان میاره . کون گنده و اون مرکزش .. -ایمان نترس محکم تر فرو کن توی کون زنم . بزن دردش بیار تا دیگه بدون اجازه من زیر کیر بقیه نره .. .مهوش : میثم جون تو داری با ایمان شوخی می کنی و یه وقتی اون جدی می گیره و ازت ناراحت میشه .. -مهوش جون من خودم می دونم داداش میثم خیلی با مرام و بخشنده هست  وقتی که این جور از زنش می گذره باید گفت فدای همچین رفیقی -ناز نفست ایمان جان .. -داداش میثم قبلا هم گفتم  زن که بردم جبران می کنم . اصلا دو تا زن می گیرم که دیگه بدهکار این مدتی رو که زن نداشتم نباشم -داداش این چه حرفیه که می زنی . اگه تا آخر عمرت هم عزب بمونی این مهوش چه قابلی داره .. مهوش می خواست یه حرفی بزنه که دید چیزی نگه بهتره . فوری دهنشو جمع کرد چون می دونست این حرفایی که شوهرش می زنه اگه عمل شه به نفع خودش هم هست البته این حسی بود که من داشتم . -دوستت دارم دوستت دارم میثم . تو چقدر خوبی . اینو مهوش که به هیجان اومده بود به شوهرش گفت . مینا دیگه خیلی بی حس شده بود . با زار و التماس نگاهمون می کرد . آخرش اومد جلو تا ما یه حالی بهش داده باشیم . اومد جلو تر وبا اشاره من کسشو گذاشت رو صورتم . یه لحظه یادم اومد که ممکنه بوی آب کیر میثم رو داشته باشه . ولی چاره ای نبود . این همه من و میثم اشعار فدایت شوم برای هم خونده یودیم دیگه جاش نبود که  شعر بی وفایی بخونم .. نه , کس مینا همچین بد طعم هم نبود و من با لذت داشتم لیسش می زدم . چهار تایی مون چه حالی می کردیم .  حرکت کیر من در کون مهوش خیلی کند شده . با این حال مینا خیلی حشری شده بود . دهنشو خیلی سفت و سخت به لبا و صورتم می مالوند .. می دونستم این جوری به ار گاسم نمی رسه . باید یک سرویس دیگه اونو می گاییدم تا اونو به اونجایی که دوست داشت می رسوندم . خلاصه  یه اشاره ای بهش زدم که بره کنار تر تا با این مهوش حال کنم و بعد تر تیبشو بدم . کون مهوش دیگه حسابی منو مشغول کرده بود .  متوجه شدم که روونتر شده با هر ضربه یکی دو سانت بیشتر کیرمو می کردم توی کونش . -آخخخخخخخخخ دردم گرفته .. میثم : عزیزم یه خورده تحمل کن . همسر عزیزم تحمل کن . کیر داداش ایمان ایمان تو رو واسه کون دادن قوی می کنه . بذار کیر ایمان راه کونتو باز کنه حسابی تا هر وقت که من می خوام کونتو بکنم راحت تر باشم .. خواستم یه شوخی با میثم کرده باشم -داداش میثم با مرام نکنه واسه این که کون زنت رو واسه کیر ت گشاد کنی راحت قبول کردی که ما کیرمونو این وقتی بکنیم توی کونش .. -داداش می دونم شوخی می کنی . خلاصه آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته . هر وقت باشه من و اون در خدمت شماییم . کیرم دیگه توی کون مهوش تاب و تحمل نداشت . اونو  رهاش کردم .. آب کیرم همین جور داشت می ریخت توی کون مهوش . اصلا دلم نمیومد اونو بکشم بیرون ولی مینا دیگه تحملشو نداشت . منو زد کنار و دهنشو گذاشت جلوی کون مهوش ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی