ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

عجب بله برونی ! 25

سعی کردم جز به مادرجونم به چیزی فکر نکنم . افشید خوشگله من که اومده بود تا  در این شب بله برون واسم زن جور کنه . خودش شده بود یکی از زنان من . راستش معلوم نبود اینا واسه ما دو تا بچه هاشون بله برون گرفته بودندیا این که واسه خودشون کس و کون جدید جور کرده بودند .  .-افشین دوست داری چه استیلی بگیریم . -مامان می تونی بیای رو من یه چند دقیقه ای خودت رو بالا و پایین کنی و دو تا دستای من هم باشه روی کونت و باهاش حال کنم . اونا رو بازشون کنم به دو طرف  .. -چقدر تو رمانتیک هستی عزیزم . با احساس حرف می زنی . مرد باید همین طور باشه .. می خواستم با هوس مامان افشید خودمو بگام و اون از رمانتیک بودن حرف می زد . مامان اومد رو من و من هم دو تا دستامو گذاشتم دو طرف کونش . وقتی اونا رو بازشون می کردم کیرم با فشار و تماس بیشتری اون مسیررو طی می کرد و سوراخشو می شکافت می رفت داخل . خیلی هوس انگیز بود .  -آهههههههه کسسسسسسسم کسسسسسسم پسرم . افشین جون .. مامان راستی راستی حالی به حالی شده بود . طوری هم هوسشو می ریخت بیرون که آدم فکر می کرد بابا و عمو اونو نگاییدن در حالی که هم عمو هم بابا اونو بک کیر سیر گاییده بودند .. همه اینا به خاطر هیجان ناشی از میل کردن یک کیر تازه بود . کیر تازه ای که مزیت جوان بودن رو هم داشت . افسر : افشین جون حواست باشه که مامانت از روی علاقه زیاد تمام شیره هات رو خالی نکنه . دختر منم سهم و حقی داره .. مامان : ببینم افسر جون دخترت فقط حق داره یا مادر دخترت هم حق داره؟/؟. -فرقی نمی کنه . اینجا همه برای همن . در همین لحظه عمو افروز یه لحظه کیرشو از داخل کس دخترش افسون بیرون کشید و تا خاله افسر بخواد بفهمه چی شده کیرشو فرو کرد توی دهنش .. -آخیش حالا یه چند دقیقه ای از دست پر حرفیهای تو خلاصیم . افسر رفت تا خودشو کنار بکشه عمو افروز دستشو گذاشت پشت سر زنش تا کیرش رو محکم تر و بیشتر در دهان اون جای بده . منم فقط به این صحنه توجه داشتم . -پسر حواست کجاست تو داری مادرت رو می گایی یا حواست به اوناست . خلاصه هر کاری کنن اونا به ما می پیوندن و تو از این بابت نگرانی نداشته باش . بوسه های نرم و بعد لب به لب چسبون با مامان منو خیلی حالی به حالی کرده بود .. -ووووووویییییی عزیزم . پسرگلم دلمو بردی . چقدر خوب می تونم باهات کنار بیام . حالا  دارم به افسون خواهر زاده ام یا همون عروسم حسادت می کنم که چطوراون می تونه خیلی راحت هر کی رو تور کنه ولی من هنوز در این سر گردونی موندم که چیکار کنم تا لحظه های بیشتری رو با پسرم باشم -مامان تو هر وقت که بخوای می تونی با من باشی . پس با این حساب نباید طوری حرف بزنی که من مخالف شما هستم -عزیزم عزیز دلم . -مامان خوشگلم .. -بگو بگو .. بازم بگو .. همش دوست داشت کون خوشگل خودشو بندازه توی دید من در یک حالت قمبلی . این حالت خیلی کیف  می داد . با این حال در وضعیت قرار گرفته روی من باقی موند . نوک انگشتامو روی کونش می کشیدم -نهههههههه عزیزم پسرم این کارو بامن نکن .اوووووووفففففف یه چیزی رو زیر پوستم حس می کنم که با سرعت زیاد داره می گرده .. اووووووههههههه ولم نکن .. ولم نکن منم ولش نمی کردم و در عوض از زیر می کوبوندم به سثف کسش . -راستشو بگو پسرم قبل از این که وارد جرگه ما بشی با دختری غیر از افسون هم رابطه سکس داشتی یا نه ؟/؟و یا حتی غیر سکسی .. خیلی برام جالبه که پسر سر به زیر من این جوری فعال و شیطان باشه . به مامان گفتم سرشو بیاره پایین و آروم زیر گوشش گفتم ببینم . ببینم راستشو بگو با کیر من بیشتر حال می کنی یا با کیر بابا و عمو جون . -این چه سوالیه که می کنی من که خودم جوابشو قبلا بهت دادم . این از اون دو تا با حال تره . فقط به خاطر تازگی اون نبست . وقتی وارد کسم میشه انگاری تمام حفره ها و اون درونو می پوشونه . تمام جاهای خالی رو پر می کنه . به من عشق میده . لذت میده . چه حالی می کنم با هاش . بذار همین الان هم ازش لذت ببرم . یک لحظه دیدم با با اومد نزدیک ما .. می خواست مامانو اذیت کنه نذاره به خوبی با من حال کنه که مادر عصبی شد و بابا رفت ... ادامه دارد ... نویسنده ..... ایرانی