ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 3

لبای  داغمو رو لبای یاقوتی همسرم گذاشتم . انگاری هیچ فاصله ای بین ما نبود . بوی شکلاتی روژ و عطر تن عشق نجیب من آن چنان هوسی در من به وجود آورده بود که دلم می خواست عشق و هوسمو تا آخرین توانم در آغوش گیرم . ولی دلم نمیومد بدن خوشگلشو به درد بیارم . حالت قرار گرفتن ما  طوری بود که بیضه هام روی کسش رفته  کیرم به صورت سر بالا رو شکم و به طرف نافش قرار گرفته بود . دستمو گذاشتم رو کیرم و سرشو به طرف شکاف کس فتانه خم کردم . چشای خوشگل و خمارش نیمه خمار بود . نجابت و عشق جاودانی رو در چشاش می خوندم . دور و بر کسش همه خیس بود . خیلی داغ شده بود . خیلی .. نوک کیرم خیلی را حت به سوراخ کسش چسبید و سر کیرم رفت اون داخل . گفته بود که بچه نمی خواد .. و حداقل تا دو سه سالی رو راحت بگردیم . منم بهش گفتم باشه و پذیرفتم که جلو گیری کرده  برای خالی کردن آب از کاندوم استفاده کنم تا ماه بعد اون از قرص استفاده کنه . فشار عجیبی به خودم می آوردم  تا همون اول و هنوز هیچی نشده توی کس فتانه عزیزم خالی نکنم . خیلی به خودم فشار می آوردم .. -عزیزم اگه نمی تونی بیا رو سینه هام خیس کن . -بدت نمیاد ؟/؟ -واسه چی ؟/؟ مگه من و تو مال هم نیستیم ؟/؟ وجودمون متعلق به همه .. در واقع یک روح هستیم در دو بدن . باید حس همو حس کنیم .  -خیلی قشنگ حرف می زنی . کلفتی و درازی کیرم به حدی بود که پس از انزال کم نیاره . بدن سفید و تر و تازه فتانه منو به این فکر انداخت که اون حوری روی زمینه . زیبا و لطیف و سفید و خوش اندام و خوش بو .. حیفم میومد که اون سینه های زیبا و آبدارو آلوده اش کنم . ولی اون با لذت کمکم می کرد . لبخند زیباو پر معناش برام به دنیایی می ارزید . زیر چشمی نگام می کرد تا همراه با لذت من لذت ببره . دو طرف سینه ها شو به کیر من چسیوندو و منم کیرمو  لای سینه هاش حرکت می دادم . همون دقیقه اول تا اونجایی که می تونستم لذت ببرم بین سینه هاش خالی کردم . اون با انگشتاش و کف دستش منی های منو رو سینه ها و بینشون پخش می کرد . با این که کیرم کمی شل شده بود ولی اونو گذاشتم رو وسط کس فتان و به طرف جلو حرکتش دادم . تصور کردن یک کس تنگ و نقلی و غنچه ای هو س منو تا به حدی زیاد کرد که کیرم کمی سفت تر شد . با یه حرکت یه قسمت دیگه ای از کیرمو به طرف جلو فرستادم . قلبم به شدت می تپید . فتانه هیجان بیشتری داشت . چون خلاف شوهر آلوده اش اون هنوز بکر و دست نخورده بود . قلبش به شدت می زد . تنگی کسشو حس می کردم که کسش مثل یک بلوز تنگ یقه اسکی داره رو سر کیرم کشیده می شه .. چه کیفی داشت . دیگه به وسط و آخر خط فکر نمی کردم که تا چه حد می تونه خونو با خودش بکشه بیرون . عکس العمل خاصی نداشت . راستش منم تا نزدیکای آخر کسش رفتم . متوجه پارگی یا حرکتی غیر عادی نشدم . کیرمو که کشیدم بیرون تا حدودی سرخی خونو دیدم که روش نشسته و عزیز دلم هم متوجه شده بود که کار پرده اش تموم شده . می دونستم استرس داره ولی می خواست نشون بده که بر خودش مسلطه . دقایقی رو به تمیز کردنش مشغول بودم و با بوسه هایی گرم و نوازش کردنش خواستم بهش بگم که برام خیلی عزیزه و فقط به سکس فکر نمی کنم . -عزیزم حالا که دیگه دختر نیستم منو مثل سابق دوستم داری ؟/؟ برام ارزش قائلی ؟/؟ -فتانه عزیزم . این چه حرفیه که می زنی . میگی مثلا ما باید چیکار کنیم ؟/؟ یا می کردیم ؟/؟ فقط سر کیرمو می کردم توی کست که تا آخر عمرمون تو از این فکرا نکنی ؟/؟ تازه دوران با ارزش پیوند ما داره اوج می گیره . به اوج شکوهش می رسه . من قدر لحظه های تسلیمو می دونم .  تو تمام وجود و سرمایه اتو تقدیم من کردی و من هر گز اینو با بی وفایی و خیانت و فراموشی عوضش نمی کنم .  تو نفس و زندگی و همه چیز منی . -منم برای همیشه مال توام فر هاد . بغلم بزن . منو ببوس .. کیرت رو فرو کن توی کسسسسسسم بیشتر از این منتظرم نذار . هوس دارم . منو بکن .. می خوام . می خوام . خواهش می کنم . دوستت دارم . دوستت دارم . پاهاشو به دو طرف باز کرد . کس تنگ فتانه با کیر کلفت من  در تر کیب با هم برای هر دو مون لذت بخش بود . -نههههههه فر هاد .. فر هاد این قبول نیست محکم تر .. محکم تر .. دوستت دارم . فشارم بگیر .. تا اونجایی که می تونی منو به خودت بچسبون .. تو بغلت فشارم بگیر . بازم بگو برای همیشه بهم وفاداری .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی