ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 57

سارا طعم شیرین بوسه های سینا رو می چشید و حس می کرد با اون رسیده به دنیای آرزوهایی که می تونه در اون دنیا اوج بگیره و به خواسته هاش برسه .  با چشایی بسته و لبایی قفل کرده به لبای سینا و کیری  که مثل یک کلید رفته بود توی  سوراخش تا قفل کسشو باز کنه همه و همه از آینده روشن و آرامی می گفتند که  همه چی رو طوفانی آغاز کرده بود . . سارای یک پهلو پای چپشو داد هوا تا پسر,  اونو با دقت و راحتی بیشتری بکنه . چشاشو خیلی آروم باز و بسته می کرد . -پسر ! نوازشم کن . با کف دستات کمرمو بمالون . سینا می دونست که مادرش از این که یکی شونه هاشو بماله و با پشت گردنش ور بره خیلی خوشش میومدومیاد . همیشه از ساناز می خواست که این کارو براش انجام بده و حالا در این لحظات این پسرش بود که این کارو واسه مامانش انجام می داد .. -آهههههههه نههههههه نهههههههه تو چقدر خوب می دونی که من چی می خوام و بیشتر با چی حال می کنم .تو یک جادو گری . سارا پای چپشو حالا دیگه روی پای چپ سینا انداخته بود خودشو به پسر قفل کرده تا اون بتونه راحت  تر تنشو بمالونه . در عوض سرعت ضربات گایشی سینا روی کس مادرش کمتر شده بود .  شونه های سارا اسیر دستان سینا بود .. -آخخخخخخخ ..آخخخخخخخخ بکش بیرون بکش بیرون ... سینا کیرشو از توی کس مادرش کشید بیرون .. -دیوونه چیکار کردی .. من نگفتم کیرت رو بکش بیرون . منظورم این بود که آبمو بکشی بیرون . روغنمو بکشی بیرون .. هوسمو بکشی بیرون .  سینا در اون لحظات مادرشو زن دیگه ای یا فته بود . حس می کرد که اونو تا به حال خوب نشناخته . هر چند تابو هایی بین فرزند و مادر وجود داره و نمیشه به  همین سادگی انتظار داشت که مادر از اسرار داخل رختخواب خودش واسه پسرش بگه . با این حال می دید و می شنید که اون چقدر حشریه و طالب و تشنه کیره . -جوووووووووون .. کیررررررررررر کیرررررررررر .. امروز این کیرت زبونمو باز کرده . اصلا تو رو باید همیشه بیارم ور دل خودم . ولی حیف که نمیشه . نمیشه . تو باید مال خودم باشی . معشوق اختصاصی خودم . بکن .. سینا کون سارا رو طوری با پنجه هاش به دو طرف بازشون کرد که خیلی راحت بتونه کیرشو ببینه که در حال شکافتن کس مامانشه و داره مانور میده .  یه انگشتشو هم رو پوسته بالایی کس و از همون طرف عقب فشار می داد طوری که سارا حس می کرد این یه انگشت داره نقش یه کیر دیگه رو بازی می کنه .. با این که سینا کیرشو محکم به کس سارا می کوبوند و با حرکات شدید گایشی خودش اونو به طرف جلو پرت می کرد ولی سارای حشری انگاری که این کمش بود و با حرکات رو به عقب کونش لذت تماسو زیاد ترش می کرد . -هوووووووووووووفففففففففففف ..اووووووففففففففف می خواد بیاد می خواد بیاد .. بمالون منو . سینه هام ..  فشارش بگیر .. بگیرشون تو چنگت .. داره میاد .. خوشم میاد .. سینا هم دیگه هوسش به اوج رسیده بود .. حس کرد که آب کیرش داره خالی میشه .. می خواد بریزه توی کس سارایی که تصورشو نمی کرد یه روزی اونو بکنه . ولی هر دوی اونا به اوج لذت رسیده بودن . نزدیک بود از دهن سینا بپره که بگیر آبم داره خالی میشه ولی لباشو گاز گرفت . باید برای چسبوندن لباش فکر دیگه ای می کرد . حالت مادرش نشون می داد که اونم در حال ار گاسمه . با این حال از اونجایی که می دونست بعد از انزال بازم می تونه به کس مادرش حال بده و اونو بگاد و این اطلاع رو هم داشت که مادرش از قرص استفاده می کنه جلو ی آبشو نگرفت -نهههههههه/.. نهههههههه .. آررررررررره آررررررررره خالیش کن .. عجب موقعی .. وووووووووییییییی مال منم داره میاد داره میاد ..داره میاد .. سارا نفس نفس می زد .. حس کرد که بازم یه چیز گرمی ازش خالی شده .. همچنان هوس ازش می ریخت . می دونست که بازم جا داره .. هر چند آروم گرفته  احساس سر خوشی او در یه حالت آرامش و خلسه قرار گرفته بود ولی می دونست که اگه بعد از دقایقی این پسر باهاش ور بره بازم می تونه اونو به نقطه اولی برسونه که برای رسیدن به نقطه اوج و آخر همچنان هیجان داشته باشه . سینا آب کیرشو می دید که همچنان در حال ریزش از کس مادرشه .. سوراخ کون سارا بهش چشمک می زد . زن حریص سریع دستشو گذاشت زیر کسش با انگشت چند قطره از آب کیر سینا رو جمع کرد و فرو برد توی دهنش .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی