ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 58

سینا احساس می کرد که خیلی سبک شده و کیرش احساس آرامش و نشاط می کنه . این آرامش بیشتر از این جهت هم نصیبش شده بود که حس می کرد مادرشو به اوج رسونده . تا دیگه مرد غریبه ای رو در آغوش خودش جای نده . این حسو هم داشت که شاید اون بعدا دچار عذاب وجدان شه . ولی هنوز برای قضاوت در این مورد دیر بود . نباید مادرشو رها می کرد . شاید بهترین کار این می بود که برای چند روز از شیرین مرخصی بگیره ولی نمی تونست کارشو از دست بده . سارا هم که برای اولین بار بود که تا به این حد بی پروا اونم با مردی غیر از شوهرش سکس می کرد و به مرحله فینال رسیده بود دوست نداشت که به این آسونی ها از سینا دل بکنه . پسر خسته شده بود ولی مادر از بس کونشو به کیر سینامالید و مالید که سینا هوس کرد که بکنه توی کون مامانش . از اون محلول و مایع باز کننده عضلات مقعد رو ریخت روی کونش و با انگشتاش با اون ناحیه ور رفت . چند دقیقه ای رو با ماچ و بوسه ای که به مادرش داد سر کرد و کیرشو که هنوز کاملا سفت و دراز نشده بود به سوراخ کون مادرش فشار داد . ته بیضه ها شو هم در دستش گرفت تا نوک کیر از روی سوراخ کون مادرش نپره . هر چند کیرش کلفت بود ولی کون و سوراخ مادرش به اندازه کافی لغزنده شده بود که کیرش سر بخوره و بره اوت . یه چند دقیقه ای صبر کرد . کیرشو به سوراخ کون فشار داد . با همه چرب کردنا و گشاد کردن عضله مامانش کمی سخت تونست کیرشو بکنه توی  کون مادرش ولی همین که سر کیر رفت توی کون و چند میل بیشتر هم به طرف جلو رفت بقیه رو راحت تر فرستاد تا در کون مادرش جای بگیره .. -آقا خوش کیر ..خوشت میاد ؟/؟ پس حال کن . حال کن . یادت باشه  هر وقت که دلم خواست باید مال من باشی . در اختیار تن و بدنم باشی . فکر پولش هم نباش هر چی که دیگران بهت میدن نرخ رسمی توست من دو برابرشو میدم . هر چی که خودت خواستی بهت میدم . سینا همچنان در این فکر بود که چیکار می تونه بکنه تا در آینده با اطمینان و امنیت بیشتری با این شرایط روبرو شه . تا کی می تونه مخفی کاری کنه . دستشو دور کمر سارا حلقه زده کیرشو آروم توی کون سارا حرکت می داد و برش می گردوند به عقب . سارا هم یه چیز کلفتی رو در کونش حس می کرد . این بار کون دادن مثل اون دفعاتی که به شوهرش کون می داد درد نداشت یا احساس درد کمتری می کرد . می دونست که پسر یه چیزی به اون مالیده تا اونو واسه یک عملیات سخت آماده کنه . حرکات کیر رو داخل کونش به خوبی تحمل می کرد و بی اندازه لذت می برد . سینا با این که خیلی کیف می کرد و می دونست مامانش هم لذت می بره دیگه از این که بخواد بازم منی خودشو توی سوراخ سارا خالی کنه می ترسیدکه ضعیف شه . هر چند سارا طوری کونشو به بدن پسرش می چسبوند که اونو دوباره داغش کرده بود و می تونست بازم ارضا شه .. برای لحظاتی پسر کیرشو داخل مقعد مادر نگه داشت .. حس کرد که چند قطره بیشتر نمیاد . به این آرامش که توی کون مادرش هم خالی کنه نیاز داشت . نگاهشو به کون مادرش دو خته بود . به برشهای بر جسته کون و ابتدای سوراخی که کیرشو در اون فرو کرده بود . بهتر از این نمی تونست حال کنه . سارا دلش نمیومد با سینا وداع کنه .. شماره موبایلشو گرفت ..سینا یه شماره جدیدو بهش داده بود . زن خودشو انداخت توی بغل پسر . می خواست حالاکه رسوایی رو به جون خریده با تمام وجودش پذیرای اون یشه . با تمام حسش . سینا لذت می برد از لحظه هایی که در اون لحظات تونسته بود مادرشو به اوج برسونه .. اون شب سینا بود خونه شون . بعد از مادرش به خونه رسید . ساناز طبق معمول اومد به استقبالش. خودشو انداخت توی بغل سینا . -بوی عطر مامانو میدی . ای ناقلا بازم که رفتی دختر بازی . این عطر خیلی گرونه . دخترا ی خیلی کلاس بالا وزیادی پولدار از این عطرا می خرن . و بهتره بگم خیلی هوسباز -ساناز بازم که داری از این حرفا می زنی . ببینم مامان ما هم خیلی پولداره ؟/؟ -چرا که نه پس از این همه سال زندگی با بابایی که همش به دنبال دیگرونه ؟..این قدر ثروت هم اگه در دست مامان نبود که دیگه هیچی .. سینا لباساشو عوض کرد و قبلی ها رو انداخت توی گنجه . این جوری کمتر شک بر انگیز بود. -ساناز مامان کجاست .. -نمی دونم از وقتی که بر گشته رفته توی اتاق و در نمیاد انگاری خودشو حبس کرده ..سینا رفت یه دوشی گرفت و یه نگاهی هم به تن و بدنش انداخت ..و اومد بیرون .. باید می دید مادر چشه ..فکر نمی کرد به همین زودی عذاب وجدان بگیره .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی