ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 14

دستای کوچیک ولی کلفت و جوندارشون پس از این که کاملا پشتمونو روغن مالی کردند رو شونه هامون قرار گرفته بود . من که همون اول چشامو خمار کرده بودم و از سمت راست به خودم که عکسمون توی آینه افتاده بود و از پهلو و سمت چپ به مهدیس و ماساژور اون نگاه می کردم . بدن مهدیسو بیشتر می تونستم دید بزنم . چون گردنم به سمت چپ راحت تر می گشت و تصویر زنده مشخص تر و نزدیک تر بود . شونه هامو طوری می مالوند که دلم نمیومد بیاد پایین تر و همون اول خوابو توی چشام راه انداخته بود و دوست داشتم چند ساعت می خوابیدم . ولی یادم که اومد واسه چی اومدیم اونجا دیگه حس خوابو گذاشتم کنار و گفتم در همین حالت خماری بمونم بهتره . خلاصه یه نگاه به بغل دستی و هیجان اون هم هیجان منو زیاد کرده بود .. اوخ اوخ .. چه جوری از شونه هاش میومد پایین . دو تا شی میل سوتین که نداشتند ولی ورم کیرشون از داخل شورتشون کاملا مشخص بود . خیلی دلم می خواست زود تر اونو می دیدم .. وووووویییییی طرف مهدیس شورتش خیلی آروم و با هوس از پاش در آورد . هر کدوم از برش های کون مهدیسو می گرفت میون دو تا کف دستش و اونا رو به طرف وسط و بین همون دو تا دست جمع می کرد و دوباره ول می کرد .. چقدر هیجان انگیز بود این صحنه .. طرف منم داشت کون منو در همین سبک ماساژ می داد ولی نمی دونم چرا شورت منو در نمی آورد . لجم گرفته بود . که این بی عدالتی رو در مورد من داره پیاده می کنه .. در همین افکار بودم که شورت من هم پایین کشیده شد . و همون حرکاتی رو که روی کون مهدیس پیاده شد طرف من روی کونم انجام داد .. اون علاوه بر این که یه طرف کونمو میون دو تا دستاش جمع کرده به نوبت گرمشون می کرد کف هر یک از دستاشو رو قاچای کون می ذاشت و اونا رو طوری می گردوند که در اصطکاک با لبه های   کس و کناره های پا قرار بگیره .. بی اختیار آه می کشیدم . خوشم میومد .. مهدیس متوجه من بود .. با هوس و خیلی آروم گفت عزیزم فدات هر جوری که راحتی هوس خودتو بریز بیرون . اتفاقا اینا هم این جوری بیشتر حال می کنن و زود تر کیرشونو می کشن بیرون . ولی ماساژ دادن یه اصولی داره که تا پیاده نشه اونا کیر به کار نمیشن . -من که از همین حالا منتظرم مهدیس جون .. می خوامش .. می خوام -بهت حق میدم . با این همه بر نامه ای که این جا دیدی این قدر عطش داشته باشی .. -مهدیس تو شوهر داری ولی من .. من این جا هیشکی نیست .. اصلا درست نیست که بخوام با یه مرد باشم گناهه حرامه .. -می دونم . چون می دونستم زن مومنی هستی تو رو آوردم این جا که مجتهد های ما هم فتوا دادن که عیبی نداره اگه کیر شی میل رو نوش جون کردی .. -مهدیس مسخره می کنی ؟/؟ -تو رو نه ولی مجتهد ها رو چرا ... این مادر قحبه ها رو باید دست انداخت .. ارزش و لیاقتشون همینه .. بذار حالمونو بکنیم .. کف  پا و پشت  و سینه ها و جلوی بدن ما رو هم حسابی مالوندن . دوباره از نو چسبیدن به پشت . -مهدیس نیمساعت شد و از کیر خبری نیست .. -صبر کن عیبی نداره . این جور مالوندنا خودش از صد تا گاییدن بیشتر به آدم هیجان میده . تازه برای خودشون هم راحت تره اگه بخوان ما رو بکنن وول کنن به امون خدا . می خوان طوری حال بدن که مشتری شیم . این بار کف دست زنه رفت روی کس من .. نرمش از فرم خارج شده بود همونی شد که من می خواستم . داغ تر از داغ شدم و داشتم می سوختم . شی میلی که روی مهدیس بود شورتشو در آورد .. این  که درست  کیری داشت شبیه به کیر مردا . خیلی هم چاقالو بود . و کلفت ولی زیاد دراز نبود . وقتی به هیکل زنونه اش نگاه می کردم و کیرشو می دیدم به این فکر می کردم که این همون کیر آقایونه .. -مهدیس این که کیرش خیلی طبیعیه .. -انتظار چی رو داشتی . یک کیر فضایی یا مصنوعی ؟ انگاری طرف کاندومو آماده کرده داشت و یه لحظه که سرمو به  سمت ماساژور خودم بر گردوندم و دوباره به بکن مهدیس نگاه کردم دیدم که سر کیرش کاندوم کشیده .. پس من چی؟ دلم آب شد . مهدیس فقط داشت لبخند می زد . فقط داشتم به اون نگاه می کردم که چه جوری اون کیره میره توی کسش . کون لخت و بدون شورت من آماده بود . -نههههههه نههههههه اصلا انتظارشو نداشتم . سور پرایز شدم . یک آن حس کردم کیر کاندوم کشیده نفر رو من رفت توی کسم .. تا آخرشم رفت .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی