ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 143

جبار هیجان زده شده بود .
 -واااااااییییییییی دختر تو چرا این قدر هیجان زده ای ؟!  همین کارا رو می کنی که دوستت دارم . عاشقتم . دلم می خواد تو رو همیشه با خودم داشته باشم . به من روحیه میدی . انرژی میدی . همین کارا رو می کنی که من دلم نمیاد ازت دل بکنم . می دونی تو اصلا فیلم هم بازی نمی کنی . وقتی کیر میره توی کونت یه نوری تو صورتت می بینم که انگاری دنیا رو بهت داده باشن . پوست تمام  بدنت می لرزه . انگار یه نور و سفیدی خاصی پیدا می کنه . خون به همه جای بدنت می رسه .
 -آخخخخخخخخخ جبار چه تشبیه قشنگی می کنی ! اگه منو دوست داری یه فشار کوچولوی دیگه هم بیار دلم می خواد حرکت کیرت رو حس کنم . حس کنم که توی کونم جا گرفته . بیشتر باور کنم کیرت رو . جووووووون دارم می سوزم . داره آتیشم میده . دستات رو دوتا قاچای کونم کار کنه .. هر چند کونم و کپلم و روی پوستش همه مومی شده بود .. و وقتی که دستشو روش می کشید موم های خشک شده ای بود که به اطراف می ریخت ولی لذت می داد . دوست داشتم که اگه فرصت شه دوباره اون قطرات شمع رو بریزه روی تنم و بازم به من حال بده . لذت بده . من حال کنم . 
-آههههههههه جبار .نههههههه .. می تونستم کیرشو به خوبی حس کنم . با این که بی حسی زده بودم . ولی این بی حسی فقط می تونست تا حدود زیادی جلوی درد رو بگیره
 -وووووووویییییی جبار یه خورده بگرد . من می خوام کیرت رو ببینم که چه جوری رفته توی کونم . یه زاویه دیدی نسبت به اون داشته باشم . چه لحظات خوش و شیرینی . من این لحظه ها رو با هیچی عوض نمی کنم . اوووووووخخخخخخخخ کونم .. کونم  -کست چقدر ورم کرده !  داره از کست هم آتیش می پاره ..
-بپرس از کیرت که چرا این جووری شده . کیرت که فقط کونمو آتیش نمیکنه اون داره تمام بدنمو آتیش می کنه . وااااااایییییی چه لحظات خوشی !
 شوهرم شوهرم .. شوهرم .. اصلا فکرشو نمی کردم که بتونم خیانت کنم و این قدر لذت ببرم . ولی من از اون زنایی نبودم که با خیانت به شوهرم  دیگه اونو دوست نداشته باشم . عاشق اون بودم و بهش احترام می ذاشتم حالا دوست داشتم به نحوی تامین باشم و خودمو با دیگران تکمیل می کردم و این به هیچ وجه از احترامی که نسبت به شوهرم پژمان داشتم کم نمی کرد . برای لحظاتی حس کردم که جبار داره فشار بیشتری به کیرش میاره . من اینو با تمام وجودم حس می کردم . 
-جوووووووووون بکن .. بکن .. اوووووووففففففف . جبار ..
 -آتنا .. این جوری که من دارم می کنمت می ترسم که جر بخوری..
-من جر بخور نیستم .  کیرت منو ساخته . کسی که با یک بار کیر خوردن تو چیزیش نشه پس بدون که بازم چیزیش نمیشه . ولی امروز این کیر یه کلفتی خاصی پیدا کرده . جبار در حالی که پشت گردن و شونه های منو غرق بوسه کرده بود گفت
 -عزیز دلم تو هم امروز کونت یه بر جستگی خاصی پیدا کرده که نمی دونم اسمشو چی بذارم .
خنده ام گرفت و گفتم این دیگه اسم خاصی نمی خواد . می تونی بهش بگی تپه زندگی . -و من دوست دارم همیشه بر روی این تپه زندگی کنم ,  لذت ببرم ,  حال کنم . تو مال من باشی ..
 -خیلی زرنگی جبار . با این حرفای قشنگت منو نرم می کنی. همه جای بدنمو نرم می کنی . حتی کونمم نرم میشه . دوستت دارم .
  با این که کمتر دردم می گرفت ولی فشار کیر روداخل کونم حس میکردم که جبارچه جوری داره به اون کیر کلفت فشار میاره تا اونو بازم بفرسته جلو تر . دو تایی مون یه پهلو کردیم تا بتونیم صحنه سکس رو بهتر ببینیم . و لذت ببریم . چه صحنه ای شده بود باورم نمی شد . خوب به آینه و هیکل خودمون که دقت کردم متوجه شدم که این از بزرگ نمایی آینه نیست . این اندازه طبیعی  کون وکیرماست که اون جا رو به آتیش کشیده . نمی دونستم این کلفتی رو به چی تشبیه کنم . اگه من این صحنه رو در یه فیلمی می دیدم بدون تردید اون قدر به وجد میومدم که خود ارضایی می کردم . همین حالاشم به دیدن این کیر کلفتی که داشت مقعد مو می ترکوند هیجان زده شده و حشری تر شده بودم .
-آخخخخخخخخخخ جبار جبار تو معجزه می کنی .
 -ولی به پای معجزه ای که تو می کنی نمی رسه آتنا ..
 دو تایی مون غرق لحظه های هوس و سوختن بودیم . ما هوسمونو در قالب حرکات و کلمات نشون می دادیم. یک بار دیگه به سینه هام چسبید . به هر جا که دست می زد جز لذت چیز دیگه ای رو حس نمی کردم . با دستای اون حس می کردم که سیلی در بدنم راه افتاده . ولی هنوز تا ار گاسم راه داشتم ..... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی