ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نگاه عشق و هوس 58

سارا احساس آرامش می کرد و  لذتی که با آرامش در هم آمیخته بود .
 -عزیزم سارای من . عشق من حالا به این فکر کن . افکار بد رو از سرت دور کن . حالا فقط این عشقه که بین من و تو حکومت می کنه . حالا این عشقه که تصمیم می گیره چه کاری باید انجام بده .  و زندگی فقط این نیست . منم و تو .. ما دو تایی مون . می تونیم با حرف زدن همو آروم کنیم . می تونیم بازم با دیدن هم  لحظه های خوشی واسه هم رقم بزنیم . این بار دیگه نگران این نیستیم که طرفمون چه فکری می کنه . بازم لحظه ها کارشو انجام میده . شاید نتونیم این جوری ..همون جوری که عادت کردیم با هم باشیم ولی قلبمون هنوز می زنه . هنوز صدای تپش های قلبمونو می شنویم .. هنوز صدای نفسهای ما میاد . نفسهایی با ارزش تر از هوس . هنوز زندگی به ما لبخند می زنه .. هنوز عشق بر دلهای ما حکومت می کنه . هنوز زندگی بهمون میگه که می تونیم با هم خوش باشیم . می تونیم عشقبازی کنیم . ..
 -آهههههههههه نههههههههه سعید همین کارا رو می کنی و همین حرفا رو می زنی که روز به روز بهت وابسته تر میشم . حس می کنم از همون روزی که به دنیا اومدم سر نوشت من به تو بسته شده . انگار ستاره  های بخت مادر کنار هم بودن . حالا من,  تو رو دارم . تو رو که به  من امید میدی و می دونی که با من چه رفتاری داشته باشی . چه جوری به من بگی که دوستم داری . شادم کنی . لحظات خوشی رو برای من رقم بزنی . دوستت دارم . عاشقتم . دیوونتم . اووووویییییی کسسسسسم کسسسسسم ...  حس می کنم بازم مثل همون دفعه اولی که خودشو تسلیم تو و کیر تو کرد داره لذت می بره شایدم بیشتر . چون حالا داره به خوبی اینو حس می کنه که سعید قشنگ و مهربونش هر گز از دست اون خسته نشده . بازم با همون شور و حال اولیه و شایدم بیشتر اونو می خواد . هوس اونو داره . این جاست که هوس ارزش خودشو نشون میده و این که چون من برات یکنواخت نشدم و دلت رو نزدم این یعنی عشق .
 -مگه قرار بود دل منو بزنی ؟ مگه قرار بود که از تو سیر شم ؟ مگه تو سارای من ممکنه همچین حسی نسبت به من پیدا کنی ؟
-نه .. ولی یک زن اگه یه حس عاشقانه ای داشته باشه  وفا دار باشه رو عشق و عقیده اش وای می ایسته . به حرفی که زده ایمان داره . پای بند خواسته های قلبی خودشه . هر گز خیانت نمی کنه . حتی  خیلی ها شون هم اگه خیانتی ببینن اهل تلافی نیستن .. و تو سعید من یک مردی .. یک مردی که می تونی این خوی خوب خانوما رو هم داشته باشی .  
-حالا عزیزم بذار هر دو مون از لحظه های شیرین هوسمون لذت ببریم . چقدر از این مدل حرکت آروم کیر توی کس خوشم میاد . وقتی هم که آبم زود نیاد و بتونم با لذت این خوشی رو به تمام تنم انتقال بدم سارا ..
 -می دونم چی میگی سعید . یک زن شاید نتونه  حس یک مرد رو در این زمینه به خوبی درک کنه ولی می دونم درکت می کنم  . یک زن هیچوقت جلو گیری نمی کنه .. البته تقریبا ..  اون نگرانی نداره از این بابت .. یک زن خیلی لذت می بره .. یه خورده تند تر .. می خوام مغزم مثل قلبم بلرزه .. همه وجودم بلرزه . آتیش بگیرم بسوزم از این بیشتر .. در آغوش تو خاکستر شم . دوستت دارم . دوستت دارم .
-بیا جلو تر سارا .. بیا می خوام لباتو ببوسم . بغلت بزنم . یک بار دیگه سینه هاتو رو سینه هام به حرکت در بیارم . بهت بگم و نشون بدم که دیوونتم . که بدون تو نمی تونم زندگی کنم و تو هم نباید  این افکار تلخ و عذاب آور جدایی رو به خودت راه بدی . زندگی قشنگه . خودت هم قشنگی . دنیا قشنگه .
 -عاشقتم .. عاشقتم . دوست دارم تا ابد اینو فریاد بزنم . به همه بگم .. به همه بگم که جز تو هیشکی رو نمی خوام . جز تویی که منو به زندگی امید وار کرده و نشون دادی که عشق مرزی نداره . سن و سال نمی شناسه . دیوونتم سعید .
 و این بار این سارا بود که حس می کرد هر دو شون نیاز به سکوت دارن تا در این لحظات خوش هماغوشی عشق و هوس , باز هم اوج بگیرند و به نهایت لذت برسند .. خودشو رو سعید خم کرد و لباشو  رو لبای سعید قرار داد . سعید هم همچنان دو تا دستاش رو دو طرف باسن سارا بود  .  وقتی هم که باسنشو به دو سمت بازش می کرد تا بتونه کیرشو در فضای باز و آزاد تری حرکت بده سارا کلفتی و حرکت کیر رو بیشتر لمس می کرد و غرق هوس می شد ..  همه جا سکوت بود  .. سکوت با صدای نفسهای گرم و پر هوس و عاشقانه زنی که یک بار دیگه عشقو تجربه کرده بود اما این بار با پسری که خیلی کم سن تر از اون بود . پسری که می گفت واسش مسئله ای نیست که سارا چند سالشه .. فط اونو می خواد . می خواد اونو در کنار خودش احساس کنه و بدونه که سارا برای همیشه مال اونه . و این هوس یاعشق زود گذر جوانی نیست که اومده به سراغش .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی