ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 144

جبار همچنان داشت باهام حال می کرد و به طرز شگفت انگیزی حال می داد . نمی دونستم دیگه بهش چی بگم . ازش چی بخوام . اون به طور خود کار و اتوماتیک هر کاری رو که من دوست داشتم انجام می داد . جیغ و دادمو در آورده بود . ولی من فقط به اون کیر قلنبه شده ای فکر می کردم که رفته بود توی کونم . با این که یه پهلو کرده بودم تا از آینه شاهد کیری باشم که رفته توی کون من ولی بازم  اون جوری که دوست داشتم نمی شد . من دوست داشتم اون شروع گایش خودمو می دیدم .
 -اوووووووفففففففف جبار جبار عزیزم .. عشق من بگو بگو چقدر از کیرت رو کردی نوی کون من .. بگو .. بازم بکن ..
جبار هیجان زده و نفش نفش زنان  گفت
-آتنا عزیزم .. بالاخره یه قسمتی رفت دیگه . دوست داری که بیشتر بکنم ولی نمیشه .. نمیشه . اگه این کار رو بکنم خیلی خطر ناکه ممکنه زخمی و خونی شی و نشه دیگه کاریش کرد . نشه دیگه جلو شو گرفت . خواهش می کنم .. از من نخواه بیشتر فشار بدم . فکر کنم نصف کیرم توی کونت باشه .
-اوووووووخخخخخخخخ مطمئنی که نصف اون رفته ؟
 -حالا تو چه اصراری داری ؟  مگه می خوای رکورد بزنی ؟
 -آخخخخخخخخخ دارم لذت می برم . چقدر کلفت شده ..
 خودم کونمو جرکت می دادم . با حرکت کونم  اون قسمت از کیرش که بیرون مونده بود به دو طرف انتهای برش کونم می خورد و لذت عجیبی رو بهم می داد ..
-وووووویییییییی داغه داغه .. دارم می سوزم .. چیه این .. آتیشه آتیشه . می خوام همین جور منو بسوزونه ..
 جبار سرشو خم کرده نوک سینه منو گذاشت توی دهنش  و یه سینه دیگه منو هم اسیر پنجه هاش کرده بود . 
-واااااااایییییییییی پسر تو شدی اژدهای هوس .. بکن .. بکن ...
گیجش کرده بودم . مثل همیشه . نمی دونست چیکار کنه . شاید به خاطر همین هیجان بخشی ها بود که دوستم داشت و نمی  تونست که از من دل بکنه . حالا اون در یه حرکت تخصصی کف دستشو گذاشت روی کسم ..
-آههههههههه نههههههههه نهههههههه جبار جبار .. کسم داره می ترکه . انگاری داره وا میره .. داره باز میشه و میفته بیرون .. وووووووویییییییی  نگاش کن چه سرخ شده !
-راست میگی آتنا .. کست رو هیچوقت این جور بریان ندیدم . تو مثل تسبیح شاه مقصود شدی .. هر چی بیشتر بهت دست می زنم براق تر میشی  . هر چی بیشتر بهت حال میدم و می کنمت حشری تر میشی و بیشتر هوس کیر می کنی ..
 -می دونی چرا ؟  می دونی ؟ واسه اینه که من طعم لذت رو می چشم . کونم مزه کیر رو می گیره .. کس منم حال می کنه ..
دستامو گذاشتم رو دو تا قاچای کونم و یه حرکت رو به بالا انجام دادم  طوری که با این حرکت  کمی دردم گرفت ولی کون و کپل خودمو به طرف بالا داده و گفتم اینه .. اینه که داره حال می کنه . لذت می بره .. با یه دنیا عشق و حال اومده سراغ تو و تو داری اونو گرمش می کنی تا هوس رو به همه جای بدنم برسونه . این داره حال می کنه .. همین کیری رو که فرو کردی توی این سوراخ داره مست مستم می کنه .. می خوام مست باشم .. فارغ از هر چه هست باشم .. فقط تو .. فقط تو و این کیر تو ..
 جبار چند بار رفت حرف بزنه ولی مگه آتنای کونی و هوسباز به اون اجازه می داد ؟ با این حال برای لحظاتی گذاشتم که اون حرفشو بزنه . خودشو خالی کنه .
-آتنا . من برای این کون هر کاری می کنم ..
 -برای این کون ؟
-نه برای صاحب این کون .. من نمی تونم بدون تو باشم .. می خوامش .. می خوامش .. می خوام ببوسمش .. بکشم بیرون اونو لیس بزنم . اگه بشه اونو میکش بزنم . بخورم . بهت نشون بدم که چقدر دوستش دارم . چقدر دوستت دارم . دارم از حال میرم . داره آب میشه تمام تنم .. ..
جبار نفس نفس زنان همین جور پشت سر هم حرف می زد . طوری که  حس کردم داره به این فکر می کنه که اگه این حرفا رو بر زبون نیاره ممکنه از یادش بره .
 -دوستت دارم آتنا .. عزیزم .. همه چیز من ..
-بگو بگو .. جبار .. منم دارم حال می کنم از این جور حرفای تو و کردن تو .. چه حس گرم و نرم و لطیفیه که این جوری داری کون منو   می کنی . واااااااااایییییییی ولم نکن .. نکن .. آخخخخخخخخخخ عزیزم .. اون کیر  کلفت و تک و یه دونه ات رو بازم فشارش بده به طرف جلو . حس می کنم یه سانت دیگه هم جا داشته باشه . من خلاصی اونو کمی جلو تر حس می کنم ..
-تو از کجا می دونی ؟
 می خواستم بهش بگم که از بس کون دادم استاد شدم یعنی خیلی دوست داشتم این حرفو بزنم ولی دیگه گفتن این مطلب دیوونگی بود . جبار یه فشاری به کیرش آورد ..
 -آخخخخخخخ دیدی  .. دیدی که جا داشت! حالا چند تکون به کونم دادم و کیرش رو دیگه مچاله کردم ....ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی