ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هنوز هم می توانی 4 (قسمت آخر )

پرویز زبونشو در آورده بود و دور و بر سینه ها و ناف و زیر شکم پروین رو می لیسید .  زن به حدی حشری شده بود که حس کرد یواش یواش داره صداش در میاد . 
-آههههههههه آههههههههه نهههههههههه من نمی تونم من نمی تونم ...
پرویز خنده اش گرفته بود . از این که می دید پروین  حالا که به این جا رسیده داره ناز می کنه ..  
-من نمی تونم .. نمی تونم .. گناهه گناهه ..
 -نه این گناه نیست . من و تو هر دو تنهاییم . حالا دیگه تنها نیستی ..
 -من نمی تونم
-تو بهتر از یه زن جوون می تونی . تجربه تو و شور و حال من می تونه در تو شور و حال دیگه ای به وجود بیاره .. وتجربه منو هم زیاد کنه .
 پروین می خواست بگه که منم شورو حال دارم . منم همه چی دارم .. پرویز لباشو گذاشت رو شورت زن .. اون شورت خیس و کس درشتش هر دو رو با هم گذاشت توی دهنش ..
-نههههههههههه نهههههههههه آخخخخخخخخخخ کسسسسسسم کسسسسسسم درش بیار . درش بیار ..
 قبل از این که پرویز اقدامی برای در آوردن شورت پروین انجام بده اون طوری حالی به حالی شده بود که خودش شورتشو در آورد ..
-تو هم درش بیار تو هم مال خودت رو درش بیار ..
پروین بازم خودش دست به کارشد شورت پرویز رو هم از پاش در آورد .. به دیدن کیر درشت و کلفت اون  داشت از حال می رفت  . بی اختیار خودشو انداخت رو کیر و تا پرویز بخواد بفهمه چی شده کیرشو توی دهن زن دید .. چه با ولع ساک می زد .. با این که کیرش حدود بیست سانت طول داشت ولی سبک ساک زدن پروین طوری بود که حس کرد که  تمام اون کیر رو فرو کرده توی دهنش.
-نههههههه نههههههه پروین جون داره میاد داره می ریزه ..
ولی پروین دیگه توجهی نداشت .. آب کیر پرویز توی دهن پروین خالی می شد . اون با لذت همه اونو می خورد ..  بعد از ساک زدن , پروین از جاش پا شد و به سمت تخت رفت .. دیگه به این فکر نمی کرد که روی این تخت بار ها و بار ها با شوهرش سکس کرده . خودشو انداخت روی تخت .. پاهاشو باز کرد .. این علامتی بود برای پرویز که کس درشتشو بخوره ..  نگاه پروین به کیر درشت پرویز بود و این که می دونست این کیر به خوبی حریف کسش میشه . پرویز تا می تونست دهنشو باز کرد و با تکنیک هایی که می دونست خیلی زود پروین رو به ار گاسم رسوند .   یه حالی به پروین دست داده بود که اصلا این فکر مزاحم که شوهر داشته و وابسته به مرد دیگه ای بوده به سراغش نمیومد . اون فقط کیر تازه این پسر جوون رو می خواست .. اون کیر بیست سانتی و کلفت رو خیلی راحت توی کسش قبول کرد ..
 -جووووووووون ... اووووووووخخخخخخخ کسسسسسسم ... پرویز .. سوختم سوختم .. پرویز می دونست که اون کس رو باید تا می تونه بکنه و سر حالش کنه .. کوس پروین به این زودیها از کیرش سیر نمیشه .. پروین یه بار دیگه هم ار گاسم شد ولی همچنان از پرویز می خواست که اونو بکنه ..  در حالت بعدی خودشو انداخت رو پسر .. نوک سینه های پرویز رو دونه به دونه میکش می زد ...  بعد خودشو انداخت رو کیر پسر جوون . ولش نمی کرد .. پرویز دیگه کاملا متوجه شده بود که هر چی تا حالا در مورد  زنای میانسال و پنجاه به بالا شنیده درسته .. اونا شاید نسبت به شوهرشون سر باشن ولی اگه یه پسر جوون به تورشون بخوره ول کنش نیستن .. پروین خودشو به شدت روی کیر پرویز حرکت می داد ..
-داغ شدم .. کسم .. کسم .. جوووووون .. می خوام .. کیرت رو می خوام
 -توی کسته .. ولی من کونت رو می خوام . می خوام بکنم توی کونت ..
-می دونم .. می دونم . تو خیلی وقته که  هوس کون منو داری ...
 پروین این بار قمبل کرد و از پرویز خواست که بکنه توی کونش ..
-عجب چیزیه پروین جون !
 -مال توست مال آقا پرویز خودمه .. همون بهترین کارو می کنی که زن نمی گیری .. عشق کن ..  حال کن ...
-پروین جون کرم بیارم ؟
 -نه بکن .. همین جوری بکن . من حال می کنم . می خوام تو هم خالص خالص حال بکنی ..هیچ فاصله ای بین کیر تو و کون من نباشه  .
 پرویز در همون حالت قمبلی پروین کیرشو فرو کرد توی کسش .. می خواست خودشو سبک کنه و با مدت زمان بیشتری کون زنو بکنه ...  پروین آب کیر پرویزو توی کسش حس می کرد ... بعد از این که اون آبو در ساک زدن خورده بود حالا از این که کس تشنه لبش هم سیراب شده احساس لذت می کرد .. با این که پروین از پرویز خواسته بود که  کیرشو خشک  توی کون خشکش فرو کنه ولی قممتی از منی های بر گشتی خودشو به سوراخ کون زن فرستاد .. یه نگاهی به کون بر جسته پروین  انداخت و کیرشو فرو کرد توی کونش .
پروین : اوووووووففففففف چقدر کلفته .. جون .. جون ..منو بکن ولم نکن .. کونم کیر می خواد .. دقایقی بعد پرویز به ساعت دیواری نگاه کرد . درست یک ربع بود که داشت کون پروینو می گایید ولی زن هنوز سیر نشده بود ..
پروین : خوب حال می کنی ؟ پروین همینه .. اگه اونو خوب داشته باشی دیگه اصلا زن نمی خوای ..
 کار به جایی رسیده بود که پرویز هوس کرده بود که توی کون پروین خالی کنه ..  با تمام وجودش آبشو توی کون پروین ریخت . یک بار دیگه زن افتاد روی کیر پرویز و خودشو روش می کشید .. بعد هم چسبید به ساک زدن ,  ور رفتن با پسر .. ماساژ  و بوسیدن تمام نقاط بدنش . حالا که تسلیم  شده بود دوست داشت با تمام وجودش تسلیم شه ... 
-پروین جون .. تو یک نابغه ای .. تو از یه دختر نوجوون هم جوون تری ..
  -دیگه هر چی هستم مال توام ..
 -دیدی گفتم می تونی ؟
-آره راست  گفتی .. هر کاری اراده می خواد .. اراده و نیاز .. خوشحالم که تونستم .... پایان .... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش عالی بود مرسی

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین نازنین و دوست داشتنی ... ایرانی