ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 259

وارد همچین مجلسی شده بودم . مجلسی که در آن شپشو ها و بو گندو های زیادی وجود داشتند . افرادی که پاشون لب گور بود .. اونایی که نمی تونستند دماغشونو بالا بکشند اومده بودند تا سر نوشت ملتی رو در دست بگیرند ..  رهبر در گوشه ای نشسته با صورت سرخ شده خود در حال چرت زدن بود و به بغل دستی هاش می گفت از اون جایی که جنس اصل رو به مقدار زیادی مصرف کرده خمار شده و ترجیح میده که شنونده باشه ..
در یه گوشه ای عده ای کراواتی و سوسول نما نشسته بودند . همونایی که سرشون با آخوندا در یه آبشخور قرار داشته و در اصل با هم رفیق بودند ...
 گوشه و کنار از امام می خواستند که سخنرانی کنه . ارشاد کنه و رهنمود هایی رو برای جلو گیری از این بحران ارائه بده .  بیشترا در حال چرت زدن بودند و من از این صحنه به خوبی فیلم می گرفتم . خوراک خوبی می شد برای اینترنت ...
 امام دیگه مجبور شد یه چند جمله ای رو بیان کنه .. پس از مقدمه چینی  کوتاه گفت .. حضار می بخشند که من امروز کسالت دارم حالم درست نیست . اما مصلحت نظام ایجاب می کند که ما وظیفه شرعی خود را انجام دهیم . هدف ما  اعتلای نظام اسلامیست . و حدود چهل ساله که دشمن به شدت توطئه می کنه ... و امروز این توطئه خود را با نشان دادن فیلمهای خود ساخته مستهجن نشان می دهد . اما امت مبارز و همیشه در صحنه و انقلابی ایران نشان داده که اگر خود گرسنه بخوابد همسایه اش را سیر نگه می دارد ... یکی از ته مجلس داد زد تکبیر ... بقیه هم این کس شرات رو تایید کردند ...
امام ادامه داد .. در راستای مبارزه با امریکا و اسرائیل و انگلیس  همچنان باید کوشا باشیم .. ... الان توطئه هایی به راه افتاده که ذهن امت انقلابی و جان بر کف و همیشه در صحنه ولایت مدار را شستشو دهند ... ...
در همین لحظه یکی از آخوندایی که نزدیک به صد سالش می شد و به شدت در حال چرت زدن بود دستشو گرفت بالا گفت آقا امام اجازه ! الان چند صد هزار نفر دارن تظاهرات می کنند ...
 و امام ادامه داد ...
-پدر جان احترام شما بر من واجب است . به مصلحت نظام است که از این سخنان تحریک آمیز بر زبان نیاورید . دشمن سوء استفاده خواهد کرد . خودی تحریک خواهد شد .. شما می فر مایید چند صد هزار نفر ..من می گویم چند میلیون نفر . آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند . همه آنها دست نشانده های امریکا هستند ...
 یکی دیگه با ترس و لرز گفت ..
-امام جان ! شما که خودت در جریان بودی ما داشتیم با امریکا مذاکره و مصالحه می کردیم ...
 در همین لحظه امام دچار تشنج شد و دور و بری ها به سر و صورتش آب می زدند که حالشو جا بیارن .. ظاهرا امام دستور سر کوب تظاهر کنند گان رو داد ه بود ...  دقایقی بعد که حالش بهتر شد گفت .. رحم نکنید بکشید .. این کشتار ها کشتار رحمت است . برای اصلاح جامعه است .. اینها منافقین هستند .. کفار هستند .. مگر برای شکم هم انقلاب می کنند ؟ نان مسکن آزادی شعار کمو نیست هاست . در سال 57 هم از این شعار ها می دادند .. چه غلطی کردند ! ....
 من همچنان داشتم فیلم می گرفتم . خیلی دلم می خواست سر به سر چند تا از اینا می ذاشتم ... صحبتای اصلی و حرفای حضرت امام چهاردهم که تموم شد رفتم سراغ یکی از آخوندایی که فکر کنم هفتاد سالش می شد .. دستمو گذاشتم رو عباش اون قسمتی که کیرش بود .... اولش که داشت چرت می زد .. بعد یه لحظه چشاشو باز کرد و با تعجب به این طرف و اون طرف نگاه می کرد . فکر کنم فکر کرد که خیال برش داشته .. به سمت چپش نگاه کرد ومن از سمت راست محکم کیرشو ار رو عبا فشار گرفتم .. دادش رفت آسمون ..  با کف دستش  عمامه بغل دستی رو گرفت و اونو به سمتی پرت کرد و با کف دست دیگه اش  محکم زد به سر کچل آخوند بغل دستی .. 
-مادر قحبه این چه کاریه ..این جا رو با حوزه علمیه اشتباه گرفتی ؟
آخوندی که کتک خورده بود و تقریبا هم سن آخوند بغلی به نظر می رسید با دست چپش گلوی ضاربو  گرفت و گفت عوضی منو می زنی می دونم کونت از کجا می سوزه .. چون جای تو رو توی مجلس گرفتم داری لجبازی می کنی ؟ ..
 سر و صدا به گوش امام رسید ..
 -چه خبره این جا!... این جا رو با ملا خونه اشتباه گرفتید ؟ اینو که گفت همه حضار و حتی خود امام هم شروع کردن به خندیدن .. دیگه حال و حوصله گوش کردن به اراجیف و چرت و پرت های اونا رو نداشتم فقط داشتم فیلم می گرفتم .. دلم می خواست از اون بازیهایی که در مجلس و سر چند تا نماینده در آورده و اون جا رو تبدیل به جنده خونه کرده بودم این جا هم در بیارم . اتفاقا چند تا زن هم حضور داشتند ... وای چی می شد اگه مثلا مقنعه و چادر بعضی از این زنا رو می کشیدم ولی می ترسیدم که دوربینو از دست بدم .. بد جوری هوس سر به سر گذاشتنشون به سرم افتاده بود ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی