ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

دل نوشته های کوتاه ایرانی 4

تو آن قدر خوب باش که بد ها به تو عادت کنند و از بدی ها بدشان بیاید ..

وقتی خورشید همیشه بتابد کمتر کسی او را می بیندیا به او توجه می کند . 

هر گز از نادانی که خود را دوست نمی دارد توقع نداشته باش که دوستت بدارد . 

انسانهایی که محبت را ریا .. عشق را کینه ..می بینند انسانهایی هستند که با خود قهرند انتظار نداشته باش که با تو آشتی باشند . 

بزرگترین شجاعت آن است که در برابر بد گویی و بی ادبی دیگران شکیبا باشی ومثل آنان رفتار نکنی . 

کسی که می پندارد هرآن چه که می پندارد پنداری نیک و درست است بی پنداری بیش نیست ..

اگر خیلی زود احساس نادانی کنی عقده ای می شوی سعی کن از دانایی به نادانی برسی . از سر به زیری به سربلندی.
اگرتو نادانی به دانایی دیگران چه ربطی دارد؟!

اگر نمی توانی چهره کسی را ببینی آن سوی چهره اش را ببین البته دیده بصیرت می خواهد . 
یک نویسنده بزرگ آن است که به یاری خدا معنا را در افسون واژگان بگنجاند ..در ظاهر کوچک را بزرگ و بزرگ را کوچک نشان دهدازتصاویر خیال و تشبیهات و استعاره استفاده کند از آن چه به نوشته هایش معنا و زیبایی می بخشد اما پا را از حیطه اخلاق فراتر ننهد زشت همان زشت و زیبا همان زیبا باشد . .. .. اگر خود از خود تعریف نمی کند به خاطر آن است که داشته های بشر را از منبع فیض الهی می داند . اگر متواضع است آن هم نوعی هنر است ..تو اگر هنرش را نمی بینی تو اگر خطش را نمی خوانی او چه گناهی کرده است ؟! اگر اندیشه های کسی را درک نمی کنی چون توهم زدگان نباش .. بر تو می خندند اگر همگان خورشید را ببینند و توبگویی که شب است ...

مار نگزیده ای که از ریسمان سیاه و سپید بترسد سرانجام مار تنبیهانه نیشش خواهد زد ..
با نگاه اول کلام آخرم را گفتم که تو اولین و آخرین عشق منی .. 
کس هنوز راز عشق در یک نگاه را نمی داند گاه لذت نادانی شیرین تر از لذت داناییست
******************* 
اگر خود را به جای دیگری بگذاری هرگز مغرور نخواهی شد 
اگر خود را به جای دیگری بگذاری دوست داشتنش آسان می گردد 
اگر خود را به جای دیگری بگذاری هم به او و هم به خواسته هایش اهمیت خواهی داداگر خود را به جای دیگری بگذاری به خود خواهی خواهی خندیداگر خود را به جای دیگری بگذاری راحت تر روحت را خواهی ساخت 
اگر خود را به جای دیگری بگذاری خیلی راحت تر می توانی نسبت به او صادق باشی
اگر خود را به جای دیگری بگذاری با چشمان او هم خود را خواهی دید 
اگر خود را به جای دیگری بگذاری درمی یابی که دنیا فقط برای تو نی
اگر خود را به جای دیگری بگذاری زندگی را زیبا تر می بینی حتی اگر زشتی هایش زیاد باشد  
اگر خود را به جای دیگری بگذاری خیلی آسان شریک غمها و شادیهایش خواهی شداگر خود را به جای دیگری بگذاری یعنی آن که دنیا را با اندیشه او بخوانی و با لمس او احساس کنی .
اگر خود را به جای دیگری بگذاری خوشبختی به تو لبخند خواهد زد
اگر خود را به جای دیگری بگذاری خوشبختی با وجود تو خوشبخت خواهد شد 
ازجان گذشتگی اوج از خود گذشتگی است . 

چه سخت است که به آسمان زندگیت بنگری و ندانی که آغازغروب است یا آغاز طلوع.

انسان محکوم به مرگ و زندگیست .. اما محکوم به خوشبختی و بد بختی نیست ..

هرچند درحکمت خدا پرسشی نیست ولی گاه از خود می پرسم خداوند کی می دهد ؟ کی نمی دهد ؟ چرا می دهد؟ چرا نمی دهد ؟ ..باز هم به اراده آدمی و نیاز و خواست او بستگی دارد . انسان حریص آن چه را که می بیند و در اختبار دارد چیزی نمی داند .. به دنبال نادیده ها و نا داشته هاست ..

هرگز از فقر ننالید .. هیچکس فقیر نیست . زندگی بزرگترین سر مایه شماست . اگر نا خواسته نتوانید از آن استفاده کنید این خداست که به یاریتان می آید ..
قلب خدا وقتی می شکند که توبه ات را بشکنی .

به نماز تو ایستاده ام .. به نیاز من می ایستی ؟ 

سنگ واژه های تو قلب مرا نمی شکند . آن چه دلم را می شکند سنگ نگاه توست .

اندیشه حقیقت مرا به خوابی شیرین می برد . هرچند هم اینک هم درخوابم ولی ماه گردون با ماه من تفاوتها دارد .

قلبهایی که به خاطر خدا و در راه او می تپد از تپش باز نمی ایستد.

ازحکیمی پرسیدند خواب راچگونه دیده ای ؟ گفت چون یک رویای شیرین دست نایافتنی . هرگز او را ندیده ام .. یا بیدار بوده ام که او نبوده است یا در خواب بوده ام که من نبوده ام . 
از سفر لذت ببر همسفر .. راهیست پرخطر ..با میوه هایی شیرین تر از حضر .

تو همیشه تماشاچی نخواهی بود روزی هم بازیگر خواهی شد . 

نیکی تو را نخواهد کشت با بدی زنده نمی گردی .

آن چنان زندگی کن که انگار برای همیشه آمده ای ..آن چنان به استقبال مرگ برو که گویی میهمانی رفتنیست و جز این هم نیست . 

هرگز احساس نکن که بیشتر از دیگری می دانی ! توچه می دانی که او چه می داند ؟! 

اگر دلیل قانع کننده ای برای راندن کسی نداری پذیرایش باش ..

اگر نمی توانی کسی را باور کنی محکومش نکن . 

از سقوط دیگران شاد نباش . کمک کن از جایشان بر خیزند تا سربلند شوی .

بردرخت زندگی میوه شیرین عشق را ببین تا بهشت را باور کنی .
سقوط را از یاد نبر وقتی که اوج می گیری .

دریا همان رود خانه است همان قطره باران است.. طوفان هم در آغاز نسیمی بوده است . 

عاطفه را تنها در دلها می توان کاشت اگر خاکش مرغوب باشد .

کودکان با چشمانشان دروغ نمی گویند حتی اگر دروغ بگویند ..

با عشق می توانی به هر جا که بخواهی پریکشی . مراقب پرهای پروازت باش . 

زندگی یعنی قماری که تا از قمارباز قهار تقلب نگیری {درآن } برنده نخواهی شد . 

نمی توانی با همه آدمهای دنیا همراه باشی می توانی با همه همصدا باشی .. 

دیگر دلی نمی شکند دیگر اشکی از چشمان کسی نمی ریزد .. این جا سرزمین روشندلان بیدل است . 

صدای دهل را از دور می شنوم .. دلم به آن خوش بود که آن هم دیگر خوش نیست. 
ناقوس غم و شادی در هر مکان و در هر زمانی هست . دوست داری کدامشان را بشنوی ؟ 

خداوندا ! جز زبان دل نمی دانم . بگذار با همان زبان پرستشت کنم . 

شب یعنی شکست غروب و بامداد یعنی مرگ شب..کاش هرگز نپندارم که خورشید هم می خوابد ! 

تا خار ها دستت را نخراشد قدر گل را نخواهی دانست .

خانه درگذشتگان را می دانم . اما نمی دانم که خانه گذشتگان کجاست ؟!

سوز آهنگ غم وقتی بر قلب آدمی می نشیند که ترانه های شاد را از یاد برده باشی.

دیروز و امروزت به هم می ماند روزی خواهد آمدکه به هیچ روزی نماند .

لبخندمحبت را از یاد نبر .. لبخند توهمان دلخند توست . 

خداوند تنها دیکتاتور دموکرات دنیاست .

به زیر سایبان چشمان (چشم )من آی تا وقتی که می خوابم تو را درقلب چشمان(چشم ) خویش جای داده.. خوابت را ببینم
آیا برای ساعتی هم شده عشقتان را با چشمان او.. از دید گاه او.. با نگاه او.. از وجود او دوست داشته اید ؟

هر قدمی که بر می داریم یک قدم به مرگ نزدیک تر می شویم ..هر نفسی که می کشیم یک نفس به جدایی سلام می گوئیم شاید این همه آن چیزی نباشد که ما می بینیم و احساس می کنیم . شاید گمشدگان درافق به طلوع دیگری رسیده باشند. 

نمی توان از عشق گریخت نمی توان از احساس .. از زندگی و از خویشتن خویش فرار کرد .. دامیست که اسیر آن شده ایم . بیائید تا اسیری آزاد و آزاده باشیم . اسیر عشق و اراده و زندگی . 

گاه کودک.. دنیای بزرگ را کوچک می بیند و گاه دنیای کوچک را بزرگ .. درست می بیند قلب صاف و پاک او دیدنی ها را بهتر می بیند ...

وقتی زبانت را می گشایی تا بگویی که دوستت می دارم چشمانت را ببند تا ندانم که دروغ می گویی . 

فرشتگان بر بالهای راست و چپم سایه افکنده اند ..نمی دانم کی مرا باخدایم تنها خواهند گذاشت؟

ناامید بداند که تنها دلسرد این جهان نیست ..راز شمع دلسوخته وپروانه جان باخته را تنها خداست که می داند 

انسانها هزاران گفتنی در دل دارند هرکس می پندارد که خود باخته است. 

انسان به خوبی می داند که هزاران خواسته و آرزویش برآورده نمی گردد ..هزاران مشکلش رفع نمی شود. همین که بداند یکی هست که دوستش می دارد .. به درددل هایش گوش می دهد و برای ارزش هایش ارزش قائل می شود بهترین و بیشترین مایه آرامش اوست . همین که بداند جز خدا و دو فرشته ..کسی از جنس او هم در کنارش هست 




ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی