ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 260

خیلی دلم می خواست سر به سر بعضی از این ملاها بذارم و کمی بخندم .. دور بینمو در یه جایی مخفی کردم . این جوری خیلی بهتر بود . حالا می تونستم برم اون کاری رو که دوست دارم انجام بدم . دور و بر داشتم می گشتم ببینم چی می تونم پیدا کنم . فقط یه گوشه ا ی یه چادر مشکی پیدا کردم . این بهترین چیزی بود که می تونستم پیدا کنم . خودمو  کاملا لخت کرده و لباسامو گذاشتم  توی ساک . یه مقنعه هم از جایی کش رفتم .. چادر و مقنعه رو گذاشتم سرم و یه نگاهی هم به خودم در آینه اتاق  بغلی انداختم . لعنتی چقدر این جا پر از محافظ بود . با این همه محافظ در بیرون و اطراف , باز این داخلو هم کاملا لاک و مهر کرده بودند و ولی دیگه نمی دونستن که این خوابی که نادیا  واسشون دیده از اوناییه که باید کاسه و کوزه ها شونو جمع کرده گورشونوگم  کنن برن .    یه ملایی اون نزدیکی نشسته در حال تسبیح زدن بود , و مشتاشو گره می کرد و هر بار هم که امام امریکا رو لعنت می کرد و صداشو بالا می برد با جمعیت فریاد می زد مرگ بر امریکا و سعی داشت که صداشو بلند تر از صدای بقیه نشون داده جلب توجه کنه . یعنی یک نوع دستمال زدن ..  راستش طوری خودمو پیچیده بودم که کسی متوجه نمی شد که من یک غریبه یا تازه واردم . رفتم سمت همون ملا که فکر کنم شصت سالی سنش می شد .
-حاج آقا سلام علیکم . یک عرضی داشتم ..
 حاجی در حالی که سرشو انداخته بود پایین و همچنان تسبیح می زد گفت بفر مایید خواهر ..
 -حاج آقا این جا نمیشه . یه عرض خصوصی داشتم .
 -آخه الان آقا داره سخنرانی می کنه ...
-عیبی نداره . جواب یک مسئله شرعی رو دادن ثوابش کمتر از گوش دادن به سخنان مقام معظم نیست .
 یه خورده لای چادرمو به صورتی باز کردم که فقط صورتمو بیشتر نشون بده . یه لبخندی هم بهش زدم که راه افتاد و همرام اومد . دو تا از محافظین امام یه لحظه از جاشون پا شدن ..
-حاج آقا مشکلی هست  ؟
-برادران هیچ مشکلی نیست . همه جا امن و امانه ...
 یه ایما اشاره هایی به هم کردند که من سر در نیاوردم . اونو به گوشه ای کشوندم و آروم گفتم ببخشید حاج آقا الان در این مجلس پر فیض جاش نیست که در مورد مسائل شرعی از شما بپرسم ولی می خواستم بگم من الان پریود هستم .. عادت ماهانه هستم . این مجلس مقدسیه در یک مکان مقدس .. الان هزاران فرشته این جا هستند .. به نظر شما وجود من با این شرایط در این جا گناه نداره ؟
 -خواهر ! بعضی مکانها هست که  نباید بدون غسل درش وارد شد . منتها در این مورد خاص باید به کتاب ولایت فقیه مرقوم شده توسط امام راحل مراجعه کنم تا ببینم چه حکمی  صادر کرده . یا چه چیزی میشه ازش استخراج کرد .
 -یعنی شما می فر مایید که در مورد  من و شرایط من ممکنه تبصره و قانونی گذاشته باشن ؟ 
-البته در حال حاضر چون مسئله مشخص نیست  حضور شما مانعی ندارد .
 -حاج آقا میشه یه دستی به بدنم بزنید و بفر مایید که به نظر شما من پاک شدم یا نه ؟ چادرمو به دو طرف باز کردم تا بدن بر هنه منو ببینه ..
 -استغفر .. استغفر ..
-حالا حاج آقا ! همین جوری که داری استغفر میگی اگه امکان داره نتیجه رو به من بگی ؟
رنگ و روی آخونده که فکر کنم یکی دو درجه مونده بود تا مجتهد شه عین میت سفید شده بود .
-حاج خانوم خودت رو بپوشون .. 
-من از شما به عنوان یک مسلمان کمک خواستم .
 -این جا شاید دور بین مخفی باشه .
 -ولی در توالت دور بین نیست .. یه نگاهی هم به بالا سرو دور و برم انداخته گفتم این جا هم فکر نکنم دور بین باشه ..
-نه فکر کردی . اونا طوری کار نمی ذارن که تو راحت بتونی ببینی .
 -ولی شما فرض کن نیست . تازه این کار که اشکالی نداره . یه  مریض که میره پیش دکتر زنان .. اون دکتر مرد به اون جاش دست می زنه و معاینه می کنه . شما هم دکتر دین هستی دیگه .
اون آخونده طوری شده بود که سبیلاشو می جوید و رفته بود توی فکر . حس کردم که به خوبی تونستم گیجش کنم .
 -من نمی دونم چی بگم ..
چادرو بازش کرده و اون هنوز نمی تونست سر در بیاره که چرا اون زیر لخته .. کف دستشو گذاشت روی کسم ..
-حاج آقا اگه  این طرف خوب نتیجه نمیده می تونی یکی دو تا انگشتتو بکنی توی مهبل من ..
-یعنی همان کوس را می فر مایید .؟  راحت صحبت کنید خواهر . این قدر به خودتان سخت نگیرید .
 پاک  اونو گیج و دیوونه اش کرده بودم که اصلا اسم کس رو هم آورده بود .  نوک دو تا انگشت  دستشو گذاشت روی سوراخ کون  من و اونو به بینی خود نزدیک  کرد .
 -حاج آقا بوی خون میاد ؟
-نه بوی کون میاد .
-حاج آقا شما الان باید انگشتارو توی کس فرو کنین تا ببینین که رنگ و بوی خونو داره یا نه . این جوری شما انحراف به بالا پیدا کردین .
-خواهر من خودم بیشتر به احکام واردم . ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی