ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارنو , گل دیگران 125

ویدا به طرز خاصی به جفت کیر ها نگاه می کرد . نگاه ماندانا دست کمی از نگاه اون نداشت . اما بااین حال حس می کرد که تا حالا رو صبر کردن و از این به بعد هم باید صبوری کنن .
ویدا : فکر نمی کنی به اندازه کافی اونا درس گرفته باشن ؟
  ماندانا :  خوبه .. کافیه .. ویدا جونم . اگه بگم هوس من بیشتر از توست و دوست دارم زود تر از این وضع خلاص شیم شاید با ورت نشه . ولی چاره چیه که دوست دارم اون دو جوون با شور و حال بیشتری ما رو بکنن . ماندانا تمام این حرفا رو در گوشی به ویدا می زد .
بهروز : اصلا چه معنی داره که وقتی دو تایی مون این جا هستیم شما در گوشی با هم حرف می زنین . نمی دونم چی بگم .
ماندانا : آقایون ..  به شما دو تا گفتیم که می تونین تشریف بیارید و ما رو ببینین که چه جوری با هم حال می کنیم . دیگه نگفتیم که کیرتون رو بکشین بیرون تا ما شاهد جق زدن شما باشیم .
 مهیار : ما که دارییم این فیلمها رو از تلویزیون می بینیم در یه همچین حالتی هستیم .
ویدا : یعنی واقعا  تن و بدن لخت ما خانوما تا این حد در شما آقایون اثر داره ؟  دارم به خودم امید وار میشم .. بهروز : اوووووفففففف تا کی باید تو این خماری بمونیم .
مهیار : یعنی دیدن  بهروز کوچولو و مهیار کوچولو در شما هیچ تاثیری نداشته .
 ماندانا : خیلی باید ببخشیدا اینو اسب و خر هم داره . یعنی ما اونا رو  هم که دیدیم باید بریم سمت اونا و بغلشون بزنیم ؟ این که نمیشه ..  
ماندانا بازم دهنشو گذاشت زیر گوش ویدا ..
- ببین دختر این دو تا قیافه شیش در هشتی که دیدم هر لحظه امکان داره بیفتن روی ما و هوس,  او نا رو طوری از خود بی خود کنه که تمام تنمونو کبود کنن . اون وقت دیگه حریف اونا نمیشیم ..
ویدا : پس یه جوری ردیفش کن که اونا بازم تیپ های بازنده باشن . بذار بفهمن که قدرت و دنیا در دست زنانه .. ماندانا : باشه ویدا جون هر کاری که تو بگی انجامش میدیم .. منم همین طور دوست دارم یه کاری بکنم که نه سیخ بسوزه و نه کباب وهمین جور دنیا در دست ما خانوما باشه . آقایون ! من و ویدا جون این جا فر ماندهی می کنیم .به خاطر این که پسرای خوبی هستین و صداقت خودتونو نشون  دادین من از شما می خوام که یواش یواش بیایین به سمت ما . اما من و ویدا جون کار گردان کارای شما خواهیم بود .. یعنی در واقع کار گردان خود شما ..
 بهروز : آخرش چی میشه ..
 ماندانا : اگه پسرای خوبی باشین واسه شما جوایز خوبی هم در نظر داریم و جایزه بزرگ هم اینه که می تونین یه سکس جانانه هم با ما داشته باشین . فقط باید پسرای حرف گوش کنی باشین .
 بهروز : زود باش اولین کاری رو که باید انجام بدیم چیه . من دیگه دارم از حال میرم .
 مهیار : من یکی که از حال رفتم . دیگه تحمل اونو ندارم . دیگه نمی تونم صبر کنم . خواهش می کنم . کمکم کن .  ماندانا : پسرا شما الان میاین کنار ما ..   هر کدوم شما یکی از من یا ویدا رو انتخاب می کنه و از کف پا تا فرق سرو  خوب لیس می زنه . فقط دو جا رو نمی تونه لیس بزنه . همون دو سوراخ معروف رو ..
بهروز : این چه بازیه که راه انداختین . ما در همون مرحله اول نمی تونیم این کارو انجام بدیم یا  کلا نباید کس و کونو لیس یزنیم ؟ شما که خودت گفتی که اگه دستورات رو گوش کنین یه جایزه خوب داریم و آخرکار می تونیم سکس داشته باشیم .
 ویدا : صبر کنین بذارین  مانی جون حر فاشو بزنه . انگاری شش ماهه به دنیا اومدین . چرا این قدر عجله می کنین . کاری نکنین که اون عصبی بشه . تازه این قدر رو هم که دارین در اثر خواهش منه . اگه منو هم عصبی کنین  میگم بهتون ارفاق نشه .. شروع کنین به لیسیدن از کف پا ..
مهیار : بهروز من میرم به سمت ماندانا تو برو ویدا رو بچسب . بعدا با هم عوض می کنیم ..
بهروز مهیار رو به سمتی کشید و خیلی آروم گفت مهیار جون یه سوالی برام پیش اومده ..  به ما گفته شده که در مرجله اول نمی تونی  دو تا سوراخ رو بخوری . سینه  و کون که اشکالی نداره . منظورم قسمتای گوشتی کون و کپله ..
 مهیار : رفیق ! کس خل نشی ها . به اونا زبون نده . حرفشو هم نزن . تو اگه به اونا یاد آوری کنی که چی به چیه اونا میگن که کون و سینه رو هم نخوریم . حرف توی دهنشون نذار . شاید حواسشون نبود  که از این بگن . شایدم نمی دونن که این دو ناحیه برای ما مردا چه اهمیتی داره . حواست باشه که همون اول نری و به کون و کپل و سینه نچسبی . اول خوب قسمتای تنو از پایین لیس می زنی . به هر نقطه که رسیدی رو همون زوم می کنی و طوری هم می خوری که اونا از هوس ندونن چیکار کنن . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی