ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوسباز با مرام

در باز شد و منم وارد خونه شدم . انتظار داشتم که  یکی بیاد به  استقبالم .. ولی دیدم یه زنی با بی حالی میگه  بیا بالا .. اون یه زنی بود مطلقه که با فاحشگی اموراتشو پیش می برد و منم یک مرد متاهل بودم که برای تنوع هر چند وقت در میون میومدم سراغ این جور زنا . زن چادرو از سرش در آورد .وبعد به دمر روی تخت دراز کشید .
 -زود باش بیا کارت رو بکن .. منتظرم نذار . من کار دارم . بچه الان بیدار میشه زشته منو این جوری ببینه ..
 -راستش من اومدم این جا بتونم با هات حال کنم .  نمی خوام که زهر ماریم شه . . اون زن اندام خوبی داشت .  باسن بر جسته و درشت و سینه های سفت با پوستی تازه .. ولی از یه قسمت بدنش خوشم نیومد و اونم شکمش بود . خیلی آروم  شورتشو  از همون پشت از پاش در آوردم . این جوری به من هیجان می داد که یهو یه پرده میره کنار و من  اون  کونو کاملا لخت روبرو م می بینم . بعد از شورت سوتینشو هم باز کردم . دلم می خواست شونه ها شو می مالوندم . تمام تنشو غرق بوسه می کردم و اونم کیرمو ساک می زد . به این فکر می کردم که مثلا اون جنده نیست و دوست دخترمه زنی که  مختص منه .. اما بازم سر و صدای اون زن باعث شد که من دیگه مجبور شم  سریع خو دمو بر هنه کنم و پس از این که یه دقیقه ای کونشو  آروم آروم گازش می گرفتم اونو از وسط بازش کردم  و کیرمو از همون سمت فرو کردم توی کسش ..
-آخخخخخ ..اوووووهههه چه گرمه پسر .. چه داغه .. خوشم میاد ..
 چند بار کونشو به طرف کیرم حرکت  داد تا  داغ ترم کنه . خیلی وارد بود ..
-زود باش اگه مجبور نبودم که این کارا رو نمی کردم ..
یه لحظه دیدم در باز شد و یه دختر کوچولوی دو ساله خوشگل و مامانی وارد شد .. متاثر شدم . حس کردم حق با اون زنه ..
 -دیدی .. دیدی گفتم بیدار میشه . من که این کاره نیستم .  فقط یکی تو برام کافی هستی ..  شکم من و این بچه سیر باشه کافیه .
به یاد دختر کوچولوی خودم افتاده بودم . فکر کنم هم سن اون بود .. درسته این لحظات و این تصویر به یادش نمی مونه ولی آینده اش چی می خواد بشه .. دلم برای اون زن سوخت ...
-باشه الان خیس می کنم .. فقط یه خورده با هام راه بیا ..
زن چشاش پر اشک شده بود و من در همون حالت اولیه که از پشت کرده بودم توی کسش  به حرکتم ادامه می دادم .. یک آن کیرمو کشیدم بیرون و مسیرشو به طرف سوراخ کون تغییر دادم .. باورم نمی شد با یه فشار نرم کیرم رفته باشه توی کونش .. جیغی کشید که دختر کوچولوش گریه رو سر داد و منم ترسیدم و  اون زنم شروع کرد به فحش دادن ..
-باشه الان خیس می کنم . الان خیس می کنم ..
و با چند حرکت گایشی درون کون آبمو ریختم اون داخل .. دوبرابر نرخ هم بهش پول دادم . دلم برای اون و دخترش سوخت . واسه گریه هاش .. گریه های مادر و دختر . چه بد بختایی پیدا میشن .. کار که تموم شد و به پولی بیشتر از اون چه که انتظارشو داشت رسید گفت باشه دفعه دیگه جبران می کنم . سعی می کنم این دفعه بچه رو بسپرم به خونه خاله اش . ولی خیلی مردی .. خیلی با مرامی .. لذت می بردم از این که این جنده ازم تعریف می کنه . ولی شایدم جنده نباشه . به من می گفت فقط با منه .. ولی اگه این جوره این دوستم که اونو بهم معرفی کرده بود از کجا می شناختش ؟! از خونه اومدم بیرون یه چند متر که رد شدم بی اختیار پشت سرمو نگاه کردم .. دیدم یکی دم در خونه همین جنده خانوم داره با موبایل واسه یکی زنگ می زنه ... یه پسر خوش تیپ و از اون مو دم اسبی بسته ها بود ... بدون این که زنگ در خونه رو بزنه در باز شد و رفت داخل .. بستم خودمو به فحش و گفتم ای کس خل .... خونه میری با عیالت حال می کنی تازه کلی هم منتت رو می کشه و همه جوره بهت حال میده اون وقت باید بیای این جا کس و کون گندیده رو بزنی که چی ؟! تنوع داره ؟! تازه اونم چی این جنده تا دسته فرو کرده توی کونت .. توی کس خل رو کاری کرده که دلت واسش بسوزه ... حرص می خوردم . بهم کارد می زدن خونم در نمیومد . لعنت بر من . نزدیک بود بیشتر بهش پول بدم .  دو دستی زدم توی سر خودم و گفتم گیریم که این جنده تا دسته توی کونت فرو نمی کرد مثلا می خواستی خودت رو با مرام معرفی کنی ؟ پس زنت چی ؟! اون بنده خدای وفاداری که بهت وفاداره ..چشم به راهته و بهت ایمان داره چی ؟ دنیا پر از بد بخت و بیچاره هست .. این جوری که این زن داره کاسبی می کنه ده برابر تو در آمد داره .. خاک توی سرت کنن که با مرام نباشی و حق زن و بچه ات رو به غریبه ها ندی ..... تصمیم گرفتم که دیگه به دنبال جنده بازی نرم .. ولی خودمونیم درس خوبی بهم داد ..... پایان ... نویسنده .... ایرانی