ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 146

خیلی می چسبید که بعد از ار گاسم این جور حال کنم و این جور آب کیر جبار اونم به این حجم بره توی کون من .. هم احساس سنگینی می کردم و هم سبکی . جبار حالا کیرشو خیلی نر متر توی کونم حرکت می داد . از گاییده شدن کونم به اوج لذت رسیده بودم .
-ولم نکن . همین جوری بکن .
حس می کردم ریزش و بر گشت قسمتی از منی های جبار رو به بیرون کسم . ولی دوست داشتم همین جور ادامه بده . من سیر بشو نبودم . نمی خواستم سیر شم . من تا صبح توی بغل اون بودم .   یکی از خوبی ها و خصلت های من این بود که در اون لحظاتی که با مردی بودم میتونستم تمام وجودمو متعلق به اون مرد بدونم و به اون لذت بدم . طوری که اون مرد حس کنه که تنها مرد زندگی منه و من خودمم از اون لذت ببرم . و حالا جبار چنین حالتی داشت . زندگی شیرین و لذت بخش با خوش استیل ترین کیری که تا کنون دیده بودم .  جبار هم دیگه می دونست که من ازچی خوشم میاد و چی سر حال ترم می کنه .  در حال فرو کردن کیرش به کون خیس خورده من همچنان دستاش رو دو تا قاچای کون من کار می کرد و اونا رو از این سمت به اون سمت حرکتش می داد .
 -آخخخخخخخخخ عزیزم عزیزم ... فدات شم . حالا دیگه تو خیلی خوب می دونی که چه جوری به آتنای خودت لذت بدی . می دونی که چه جوری سر حالم کنی .
-هر کاری کنم به اون اندازه ای نیست که تو سر حالم می  کنی .  تو منو وادارم کردی که دو هزار کیلومتر واسه تو پا شم بیام ... در حالی که تا اون جایی که یادمه من دو کیلومتر هم واسه کسی تکون نخوردم . تو بگو دویست متر ..
-آخخخخخخخخ جبار جبار .. بکن .. بکن .. بازم بکن .. کون منو بکن خوشم میاد که این جوری منو دوست داری و عشق خودت رو نشون میدی  . دوستت دارم .. دوستت دارم . کاش فقط یه امشب نبود .. کاش بازم می تونستیم بیشتر با هم باشیم .
-اون دیگه بسته به خودته . راستش من برای فر داشب هم می تونم بمونم .. 
-واااااااییییییی وااااااااییییییی اوخ جون .. اوخ جون .. فدات شم .. چه خبر خوبی جبار ! پس با این حساب من برای فر داشب هم باید همراه بیمار باشم . بازم باید بیام به بیمارستان  مراقب دوستم باشم .. اوخ جون ..
 -برای خونه که مسئله ای نداری ..
-نه شوهرم به من اعتماد داره . اون می دونه که من بهش خیانت نمی کنم . اصلا به این چیزا فکر نمی کنه .
جبار دستشو گذاشته بود رو شکمش  که فشار خنده هاش حرکات اضافه ای رو در کونم به وجود نیاره .. خنده اش گرفته بود از این که گفته بودم شوهرم به من اعتماد داره . ولی واقعا من شوهرمو دوست داشتم . بهش احترام می ذاشتم . حالا این دلیل نمیشه که من جسممو در اختیار مرد دیگه ای گذاشتم که به من لذت میده سر حالم می کنه و به من روحیه میده تا بتونم با زندگی کنار بیام . اتفاقا به نفع خود پژمان هم هست که من این جور سر حال باشم .. جبار یه چند دقیقه دیگه هم مشغول بود و دیگه تصمیم گرفتیم برای ساعتی رو استراحت کنیم . من می تونستم یه شب دیگه رو هم با اون باشم . دیگه  این حسرت رو نداشتم که این آخرین ساعات با اون بودنه و معلوم نیست که دفعه دیگه کی می تونیم با هم باشیم . کنار هم خوابیدیم .. فکر کنم یه سه چهار ساعتی می شد . با این که می دونستیم دوازده سیزده ساعت  دیگه هم می تونیم کنار هم باشیم ولی با اشتها و انگاری که تازه کنار هم قرار گرفته  هماغوشی و عشقبازی دیگه ای رو شروع کردیم . این بار من رفتم رو کیرش نشستم .. حالا چه راحت می تونستم چهار پنج سانت اول کیر جبار رو توی کونم جای بدم .. رو همون چهار پنج سانت هم خودمو بالا و پایین می کردم و چه لذتی هم داشت ..
-جبار عزیزم . یه وقتی فکر نکنی که من گشاد شدم و این قدر راحت می تونی کیر جوندار و آبدارت رو بکنی توی کونم .. این کون من هر چی باشه کیر پرورده شماست .  من حتی به شوهرم کون نمیدم . ..
می خواستم چند تا خالی بندی دیگه هم بکنم دیدم ضایع میشه . آخه در سفر قبلی ام به ولایت جبار خان بود که زیر کیر شریکش خوابیده بودم .دیگه قاطی کرده بودم که آیا اون می دونه یا نه . ولی تا اون جایی که می تونستم تلاشمو کرده بودم که اون نفهمه . ولی به هر جال اونم در یه حس و حالی بود که باورش شده بود آتنایی که تا حالا شاید به سی چهل نفری کون داده ..کونشو فقط در اختیار اون گذاشته . . کونمو رو کیر جبار می گردوندم .. اونم انگشتاشو از روبرو فرو کرده بود توی کسم و با لباش سینه هامو می خورد . آخ که چقدر  با این کاراش حال می کردم .. وووووووووویییییی یعنی من و اون یک شب دیگه رو هم با همیم ؟ از این بهتر نمیشه . ولی باید هوای پژمان جون خودمو هم داشته باشم  باید بهش نشون بدم که چقدر دوستش دارم . تازگی ها شوهر گلم پژمان هم عاشق کون کردن شده . حالا نمی دونم به خاطر  این که فهمیده من خوشم میاد داره با هام راه میاد یا واقعا خودش فهمیده لذت کون کردن رو؟ .... ادامه دارد .. نویسنده .... ایرانی