ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

دختر خاله مهربون و خاله حشری 4

از خجالت نمی دونستم چیکار کنم .  هما دست بر دار نبود  ..
هما : چند بار باید بهت بگم دختر که تو درس و مشقت رو ول نکن و پای اینا نشین .
-مامان منم دل دارم . منم آدمم .. منم حس دارم ..  
هما لپ تابو روشن کرد .. درست رفت به همون فایل های تصویری .. و آرشیوی که دخترش فیلمهاشو اون جا گذاشته بود ... یکی یکی همه رو بر رسی کرد ... انگار یه فیلمی بود که من ندیده بودم ... داشت یه موزو فرو می کرد توی کسش و مدام با صدای بلند کیر کیر می کرد ..و می گفت هیشکی نمیاد دوست پسر من شه و کسمو بخارونه ؟  من توی این گیر و دار از زبونم پرید و به هدیه که برگشته بود  گفتم
-این کجا بود من ندیدم .
چون این جوری که خاله کیر کیر می کرد توی اون آشفته بازار تحریکم کرده بود ..
-دختر برو بیرون من با این خواهر زاده ام کار دارم . به من می گفت که تو جای خواهر اونی ..
-مامان خواهش می کنم به بابا چیزی نگو ..
نمی دونم یواش یواش داشتم به بعضی چیزا شک می کردم . این که چرا  بیشتر این فیلمها شفاف بوده و تمام زوایای کس و کون رو به خوبی نشون میده یعنی از یه فاصله نزدیک بر داشته شده . چرا اون جور که باید و شاید خاله به دخترخاله تشر نمیره . چرا در بعصی از این فیلمها هما طوری حرف می زنه و حرکاتی از خودش نشون میده که انگار داره فیلم بازی می کنه . . یعنی چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه . مادر و دختر از این کار چه انگیزه ای می تونن داشته باشن ؟ من و هما یک بار دیگه تنها شدیم ..
 -خاله منو ببخش . تکرار نمیشه . به پدر و مادر من چیزی نگو ..
-چی رو ببخشم ؟  تو با آبروی دخترم بازی کردی . آبرو به جای خود احساساتشو بگو . من حالا چه جوری تو روی خودم و اون و حتی تو نگاه کنم . اون عاشق توست . می خواد زنت شه . دختر به این دسته گلی من می خواد زن تو بشه .
 -خاله ! من دانشجوی بیکارم ..
 - در عوض شوهر خاله ات تا بخواد پولداره . ریش و قیچی و همه چی دست منه .. ولی حالا تو خیلی چیزا رو در مورد من می دونی .. می دونی که من از زندگی زنا شویی ام راضی نیستم .
نمی دونستم چه جوری خودمو از از دواج با هدیه خلاص کنم . راستش اگه قصد از دواج می داشتم می تونستم با این مسئله که هدیه زن من شه کنار بیام . ولی در اون شرایط به تنها چیزی که فکر می کردم گاییدن خاله ام بود . هم از کون هم از کس و هم از دهن . .. یه فکری به ذهنم رسید ..
 -خاله جون من افکاری انحرافی دارم . راستش منو ببخش نباید اینا رو بگم . وقتی که هدیه جون این فیلمها رو واسم می ذاشت من با این فانتزی که دارم با شما حال می کنم .. با شما سکس می کنم .. با هدیه حال می کردم . منو ببخش خاله جون . نباید این افکار شوم و پلیدو داشته باشم ..
تا اینو گفتم دیدم دکلته شو در آورد . بدون سوتین و با یه شورت فانتزی ..
 -بیا .. بیا کیارش .. اصلا خجالت نکش .. تو دیگه کی هستی ؟
 من راستش نفهمیده بودم اون داره انتقاد می کنه یا داره راستی راستی تعارف می کنه که برم به سمت اون ؟ منم نکردم کم کاری و رفتم سمتش . فوقش می خواست یکی بذاره زیر گوشم .  چون قدم یه چند سانتی ازش بلند تر بود خودمو طوری بهش چسبوندم که سینه های من و اون به هم چسبید ..
 -چیکار داری می کنی ؟ 
-بهتر از اینه که کیر یک غریبه رو بخوری ..
 -نه .. نههههههه .. این فقط یه فیلم بود ..
 -حالا داره حقیقت پیدا می کنه .. تو کیر می خوای .. کیر من تو رو سر حالت می کنه ..
-من تا تکلیف دخترم روشن نشه دست و دلم به کاری نمیره .
راستش در اون لحظه هر چی از من می خواست راضی به انجامش بودم . حس کردم که اون و هدیه  با هم دست داشته و یه جورایی با هم کنار اومده بودند . یعنی خاله و دختر خاله ام ..و در واقع زن و  مادر زن بعدی من یه جورایی با هم تفاهم کرده بودند که منو بین خودشون قسمت کنن . من مال هر دو تا شون باشم . پس خاله هما خیلی بیشتر از اونی که من طالبش باشم شیفته و تشنه کیر من و عشقبازی با من بود . دستمو گذاشتم دور کمرش و او نو به پشت خوابوندم .. دستمو محکم می زدم به کون و کپلش .. و همش می گفتم .. اینه ؟ اینه همون کون و کپلی که با موز و دسته دوچرخه و لوله جارو برقی  می خواستی بهش حال بدی ؟ کیر گوشتی خواهر زاده ات که حاضر و آماده بود ..
 انگشتمو کردم توی سوراخ کونش ..
-خوبه .. خوبه .. دسته دوچرخه به اندازه کافی گشادش کرده . حالا دیگه نوبت کیر منه ..
 -نهههههههه .. کسسسسسم .. کسسسسسسم می خاره .. الان نه .. الان کونم نمی خاره ..
-خاله جون من .. بگو تو جنده کی هستی ؟  بگو ..
-فقط تو .. فقط تو کیا جونم .. باشه .. باشه هر جا رو دوست داری بکن .. ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی