ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

استاد عشق 22 (سکسی -قسمت آخر)

فرشته تا حدودی احساس خجالت می کرد . یه حس ناباوری  وخجالت از خودش و از عشقش داشت .  از این که چرا به ناگهان این جور در مقابل هوس تسلیم شده . هرگز تصورشو نمی کرد که این قدر از سکس خوشش بیاد . ولی عاملی که سبب شده بود از این لحظه هاش لذت بیشتری ببره آشتی با سروش بود و احساس آرامشی که از این بابت بهش دست داده بود که سروش رو از دست نداده . و می تونه روش حساب کنه . سکس برای سروش یه التهاب خاصی هم داشت از این نظر که اون فقط چند بار در فیلمها این صحنه ها رو دیده بود و هنوز تجربه ای در این زمینه نداشت . ولی بوی تن فرشته و بوی هوس ,  اونو طوری سرحالش کرده به جلو حرکتش می داد که حس می کرد  سالهاست که با زبان سکس آشنایی داره ..  و نهایت اون هم وقتی بود که دستشو رو شورت فانتزی استادش گذاشت و اونو به کناری داد تا کس غنچه ای اونو با حرارت و شوق بیشتری میکش بزنه .. فرشته هم که اصلا نمی دونست چی به چیه . اون حتی فیلمشو هم ندیده بود و در این مورد با کسی حرفی نزده بود . شاید سکس رو یک تماس ساده وسط بدنهای زن و مرد می دونست  و حالا لب و دهن سروش رو روی کسش حس می کرد ..
-آخخخخخخخخ .. کسسسسسسم .. وووووووویییییییی سروش عزیزم . اووووووووووهههههه ازلبات آتیش می باره .. بگو .. دوستم داری . بگو بازم می خوام بدونم ...  کف دستای فرشته پشت دستای سروشی قرار گرفته بود که  با کف دستاش سینه های فرشته رو به چپ و راست و بالا و پایین می گردوند .. یه حسی به فرشته دست داده بود که تا به حال سابقه نداشت . اون وارد دنیایی از لذت و هوس شده که تا حالا تجربه شو نکرده بود . نمی دونست که چه جوری از این حالت رهایی پیدا می کنن . نمی دونست که فرار از این حالت چگونه امکان داره . اون گاه که کف دستشو  می ذاشت روی کسش و با صابون اونو می شست احساس نیاز و لذتهایی رو می کرد ولی سروش بیش از فرشته در این حالات سیر کرده بود .. بار ها جلق زده بود و خودشو ارضا کرده بود . ولی حالا کسی رو در آغوشش داشت که به یه دنیا هم نمی داد ..
-می تونی درش بیاری عزیزم . شورتمو درش بیار .  
سروش فقط یه شورت پاش بود اون خودشو رو تشک می کشید و سرش لاپای فرشته قرار داشت .. شورت فرشته رو به آرومی از پاش در آورد . کس غنچه ای فرشته رو می دید که شکاف وسط اون یه پنهان شدگی زیبایی داشت . با موریزه هایی که برق می زد . کس فرشته کاملا خیس بود .. سروش طعم عشق و زندگی و هوس رو از اون کس می چشید .
-عزیزم نگران نباش .. امروز فقط در همین حده . یه سری کارا رو شب عروسی مون انجام میدم ..
 دستای فرشته رفته بود رو سر سروش . به آرومی با موهای سر عشقش بازی می کرد . می خواست حرفی بزنه چیزی بگه نایی نداشت . می خواست بگه من تسلیم توام . حتی همین حالا .. می خواست بگه من زن توام . وقتی که قلبم اینو امضاش زده .. تاییدش کرده من مال توام . دیگه قرار داد های اجتماعی در درجه بعدی اهمیت قرار داره .. ولی خوشش میومد از این که سروش اون یک مرده .. یک انسانه . به عشق و مردانگی و بعضی اصول بیشتر اهمیت میده تا هوس و لذت خودش . از این که اون از این لحظات سوء استفاده نمی کنه . سروش بر جستگی کوچولو و نخود مانند قسمت بالای بین دو لبه کس و چوچوله فرشته رو میون لباش گذاشت و مثل یه آدامس کشش می داد ..
-آخخخخخخخخ نههههههه عزیزم سروش نه .. جیغ می کشما .. اووووووهههههه نهههههههه نهههههههه کسسسسسسسم .. 
-خب بکش ...
-موهاتو می کشما ..
-بکش .. من که حرفی ندارم .
-خودت خواستی .. خودت خواستی .. آخخخخخخخخ کسسسسسم .. نههههههه .نههههههه دوستت دارم ..
 فرشته مرتب حرف می زد و هوس خودشو نشون می داد ولی سروش دیگه جواب اونو نمی داد چون به تنها چیزی که توجه داشت این بود که فرشته رو ارضا کنه . اون در مورد مسائل جنسی مطالب زیادی خونده بود .. تجربه عملی نداشت ولی از نظر تئوری قوی بود .. سرعت میک زدنشو زیاد کرد ..  سرعت بازی کردن با سینه هاشو .. یه دستشو گذاشته بود رو سینه هاش و با یه دست دیگه اش با قسمت بالای کس فرشته بازی می کرد .. فرشته می خواست خودشو از جاش بکنه .. بکوبونه به سقف . می خواست خودشو از رو تخت پرت کنه .. سقفو بشکافه .. می خواست خودشو از پنجره پرت کنه .. احساس عجیبی بود .. حس کرد که داره از هم می پاشه .. پاشیدنی همراه با لذت . ولی یه حس دیگه ای هم داشت . دور و بر نافش .. زیر سینه هاش و  در قسمت بالای کسش یه حالت انفجار داشت ... از این حالت خوشش میومد . یه حالت بی سابقه .  شدت تپش ضربان قلبش به اوج رسیده بود . قلبش در حال کنده شدن از جاش بود . سروش اینو به خوبی حس می کرد . می دونست فرشته رسیده به جایی که جز ارضا شدن راه دیگه ای نیست . می دونست که می تونه اونو به اوج برسونه . حالا دستشو از رو سینه های فرشته بر داشت .. اما یه کف دستش همچنان در قسمت بالای کس قرار داشت و با دست دیگه اش کشاله رون پای فرشته رو لمس می کرد ... و این دیگه نقطه انفجار آب بود .. فرشته حس می کرد که یه مایعی همراه با گرما و داغی خاصی در حال ریزش از کسشه .. سروش هم این رقیق بودنو به خوبی حس می کرد .. دختر به شدت دست و پا می زد ولی سروش ولش نمی کرد ..
 -آخخخخخخخخخ نهههههههههه سروش .. خواهش می کنم . تو منو کشتی .. کشتی .. من دارم می میرم . این چه حسیه .. نمی تونم .. نمی تونم ..
 ولی آروم آروم رسید به دامنه هوس .. حس می کرد که غرق بستری از هوس و آرامش شده . چشاشو بسته بود تا در حالت خلسه و خوشی بعد از ار گاسم بمونه . سروش هم احساس رضایت می کرد از این که تونسته فرشته شو ارضا کنه .. لحظاتی بعد سرشو صورتشو به صورت فرشته نزدیک کرد . دختر چشاشو باز کرد ..
فرشته : تو دیوونه ای .. داشتی منو می کشتی ولی دوست داشتم توی بغل تو کنار تو بمیرم ..
 سروش : کو هنوز عشقم این تازه اولشه . به این نگو مردن .. به این بگو زندگی کردن ..
 فرشته : می دونم ..منم این جور به اوج رسیدن ها رو نوعی زندگی می دونم .
  فرشته کاملا بر هنه بود ولی  سروش هنوز شورتشو در نیاورده بود .
 -این چیه این جوری سیخ شده ..
 سروش صورتش سرخ شده بود ..
 -فدای عشق خجالتی خودم بشم .. بیا برات بخورمش .
 -نههههههه .. سختمه .. سختمه .. نه ..فرشته ..نه ..
-با هات قهر می کنما . تو کسمو خوردی سختت نبود . حالا من می خوام کیرت رو بخورم تو سختته ؟!
 فرشته اول دهنشو گذاشت روی شورت سروش و روی شورت و بر جستگی کیر در همون حالت زبون می کشید و بعد شورت رو به آرومی از پاش کشید بیرون .. به روزایی فکر می کرد که به عنوان یک همسر کنار عشقش قرار می گیره و اون وقت دو تایی شون می تونن با هم سکس کنن  و این کیر از مرز کسش رد میشه . دوست داشت هر چه زود تر باهاش ازدواج کنه .. حالا می تونست به خوبی لذت عشق و هوس و از دواج و زندگی مشترک رو حس کنه .. دهنشو گذاشت رو کیر عشقش ..
 -نه .. فرشته .. نه .. من خیلی سستم . نمی تونم جلو گیری کنم ..
 -نکن عزیزم . من و تو که این حرفا رو نداریم . اینم یه نوع عشقه .. پس این قدر منو به حرف نیار بذار به مکیدن کیرت ادامه بدم ..
 فرشته حتی نمی دونست به این عمل میگن ساک زدن .. فقط یه بار به حال خودش بود که دید دو تا از دوستان متاهلش بعد از این که از علاقه شوهراشون در مورد سکس مقعدی گفته .. دارن در مورد خوردن کیر شوهرشون حرف می زنن که یکی شون چندششون می شد و اون یکی به خاطر رضایت شوهر و بدون این که تمایلی داشته باشه این کارو براش انجام می داد . ولی فرشته حس می کرد که داره این کارو با عشق واسه سروش انجام میده . سروش دستاشو گذاشته بود رو بدن فرشته می خواست اونو پس بزنه ولی آب کیر ش داخل دهن فرشته به راه افتاده بود . فرشته همچنان کیر سروشو میک می زد و منی هاشو می خورد .. تا دو دقیقه بعد از انزال همچنان کیر سروشو میک می زد . نمی دونست که دیگه نهایت ریزش آب کیر سروشو در این مرحله خورده ..   چند دقیقه بعد یک بار دیگه در آغوش هم قرار گرفته و با یک بوسه عاشقانه به استقبال عشقبازی دیگه ای رفتند . سروش بدن فرشته رو غرق بوسه کرده بود .
-دوستت دارم فرشته . عشق من .. دیگه از پیشم نرو . واسه همیشه پیشم بمون ..
 -تو هم همین طور ..من که مال تو هستم . من که همیشه پیشت می مونم . زنت میشم .. عزیزم هر کاری دوست داری می تونی با هام بکنی ..  
فرشته حالا به دمر افتاده بود و سروش پشتشو به آرومی می مالید .. کون فرشته  نه گنده بود نه کوچولو ولی استیل زیبایی داشت . گودی کمر فرشته زیبایی خاصی به باسنش بخشیده بود . دستای سروش اون باسنو به آرومی می مالوند . چنگش می گرفت  -عزیزم .. اگه دوست داری بکنی توی کونم من حرفی ندارم ..
 -نه .. من سبک شدم ..
-تعارف می کنی ؟
-نه جون تو ..تعارفی در کار نیست ..
 سروش به شدت وسوسه شده بود . دوست داشت بکنه توی کون فرشته .. ولی نمی خواست باعث درد و عذاب اون شه ..
-یعنی تو از کون من خوشت نیومده ؟ بدت میاد ؟ دوست نداری ؟
-آخه تو دردت میاد و من تحملشو ندارم . نمی خوام تو رو ناراحتت کنم .
 فرشته قمبل کرد و  دستاشو گذاشت رو کونش و دو تا برشو به کناره ها بازشون کرد و گفت
-ببین می تونی بکنی توش . اگه این کارو نکنی من ناراحت میشم . فقط اگه روغنی کرمی چیزی داری بمالون بهش .. اگه نداری توی کیف من هست ..
سروش اول بوسه ای از سوراخ کون فرشته برداشت و بعد به آرومی سوراخ کونشو   آغشته به کرم کرد . فرشته از تماس انگشتای سروش با سوراخ کونش لذت می برد . سروش در حال روغن مالی کردن کون فرشته با کسش هم بازی می کرد . کیرشو هم روغن مالی کرد ..
 -عزیزم دلم نمیاد ..
 -دردش بد تر از درد جدایی که نیست . تازه می دونم خوشمم میاد و در پایانش می تونیم این حسو داشته باشیم که بین ما هیچ فاصله ای نیست . وجود ما متعلق به همه . دوستت دارم . دوستت دارم .. دوستت دارم ..
سروش کیرشو به سوراخ کون فشار داد ..
-عزیزم انگار هیچ راهی نیست . نمی دونم چرا اصلا جلو نمیره ..
 -نترس .. یه فشار بده سروش . بذار من حسش کنم . بذار این درد شیرین زندگی رو حس کنم . بذار کیرت روحس کنم . همون کیری که قراره تا چند وقت دیگه از مرز کسم رد شه . خواهش می کنم . سروش داره میره .. یه فشار دیگه اووووووخخخخخخخ خواهش می کنم ..
 سروش حس کرد که قسمتی از سر کیرش وارد کون فرشته شده . فرشته در عین درد کشیدن لذت می برد . هم داشت از تماس کیر با کونش کیف می کرد و هم از این که تونسته مردشو راضی نگه داسته باشه لذت می برد . با یه فشار دیگه سه چهار سانت از کیر سروش وارد کون فرشته شده بود ..
-عزیزم فرشته من تا همین جا خوبه .. همینو به آرومی حرکتش میدم .
فرشته از درد به خود می پیچید . صداش در نمیومد .. ولی یواش یواش عادت کرد . سروش هم با هاش مدارا می کرد . به سینه هاش دست می زد . کسشو لمس می کرد . لباشو می بوسید .. پشت گردن و شونه هاشو می لیسید .. فرشته رو به جایی رسونده بود که چشاش گرد شده مردمکش  طوری می گشت که سروش هر لحظه فکر می کرد که داره از کاسه چشاش در میاد .. کسش ورم کرده بود . لبه های کسش به بیرون زده بود . یه ورم عجیبی داشت که نشون می داد که کون دادن همراه با حرکات دیگه یک بار دیگه فرشته رو به اوج هوس رسونده ..
 -سروش .. بازم اون جوری شدم ولم نکن . هر کاری داری می کنی به همون صورت ادامه بده .. خوشم میاد .. می خوام بازم از یه جایی رد شم و برسم به همون حالت خواب .. واااااااایییییییی کونننننننم کسسسسسسسم اوووووووووففففففف کسسسسسم .. سینه هااااااااام .. ....
فرشته باز هم ار گاسم شد .. سروش هم نتونست دیگه جلوی خودشو بگیره و این بار با چند پرش و جهش پشت سر هم کیر .. آبشو توی کون عشقش فرشته خالی کرد ..
این بار دو تایی شون همدیگه رو بغل زده و برای ساعتی در آغوش هم به خواب رفتند . وقتی چشاشونو باز کردند حس کردند که این شیرین ترین خواب زندگیشون بوده .. چند وقت بعد وقتی که اعلام کردند که می خوان با هم ازدواج کنن خیلی ها تعجب کردند و خیلی ها هم گفتند که ما همچین جریانی رو حدس می زدیم . اونا با هم ازدواج کرده به شب رویایی زفاف رسیدند . در اون شب سروش به شوخی گفت که صدای گربه میاد .. اجازه میدی بکشمش و برگردم ؟
 فرشته : دلت میاد حیوونکی رو در شب به این عزیزی به کشتن بدی ؟
 سروش : حریف زبون تو استاد عشقم نمیشم .
 فرشته : چند بار باید بهت بگم که شاید من استاد عشق باشم ولی تو استاد ترینی که تونستی استاد عشقو به دام عشق بکشونی .
 آن دو با نگاهی از عشق و هوس ,  با کلام و نوازش و بوسه ای عاشقانه به استقبال رویایی ترین شب زندگی خود رفتند .. پایان ... نویسنده ... ایرانی