ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو .. عروس و مادر شوهر 41

کارینا حس کرد که حق با ماریاست و اونا می تونن لحظاتی رو با هم خوش بگذرونن .
 -جوووووووووون عزیز دلمی . همه چیز منی . خیلی خوشم میاد  ازت ماریا جون ..
-پس موافقی ؟
-اگه می تونی احتیاط واجب رو به خوبی به جا بیاری و انجامش بدی با تمام وجودم می خوام . لذت می برم . خوشم میا د . ولی همون جوری که خودت گفتی و می دونی  نمیشه کاملا لخت شد . خیلی دلم می خواست که می تونستیم کاملا لخت رو هم بغلتیم .
 -ولی یه حسی به من میگه که فردا بتونیم این کار رو با هم انجام بدیم . وقتی که تونسته باشیم به خوبی با محیط و با اونا  آشنا شیم . چه لحظات خوب و شیرینی !. من کیف می کنم و لذت می برم . خوشم میاد که تو رو راضیت کنم . کارینا و ماریا در یه گوشه ای سخت همو بغل زده بودند ..
 -اگه بدونی چه حالی دارم می کنم کارینا ..
 -منم همین طور ماریا جون . فدات شم . چقدر این جا می چسبه . دوست دارم تا صبح رو همین چمن ها و کنار تو بخوابم . شبنم .. تن من و تو رو خیس کنه و من همه جای بدنت رو لیس بزنم . سر تا پاتو غرق بوسه کنم .
 -ولی حالا من باید این کارو واست انجام بدم کارینا جون . می دونم خیلی خسته ای . اعصابت خرده .
ماریا دستشو گذاشت زیر سینه های کارینا . بدون این که سوتینشو باز کنه سینه ها رو داد بالا و بیشترشو انداخت بیرون .. دو دستی به یکی از سینه ها چسبید و اونو گذاشت تو دهنش .
ماریا : جوووووووووون چقدر به من حال میده خوشم میاد کیف می کنم . اوووووووفففففففف نههههههههههه جووووووووون ..
کارینا : تو که داری کیف می کنی منو بگو .. می خوام جیغ بکشم . به من مزه بده . ما زنا باید جیغ بکشیم . موقع سکس و بالا رفتن آمپر هوسمون تا فریاد نزنیم  انگار اون جوری که دوست داریم بهمون مزه نمیده . ولی چرا مگه میشه ماریا جونم به من حال بده و من کیف نکنم .
ماریا سرشو لای سینه های کارینا گذاشته کارینا هم دستشو به طرف پایین و به سمت کس ماریا حرکت داده بود . ماریا شورت و شلوارشو کشید پایین تا کارینا به کسش چنگ بندازه .
ماریا : آخخخخخخخخ عزیزم . عزیزم . این جوری خیلی دارم حال می کنم . بکن . بکن . کسمو فشارش بگیر . فشار دست کارینا روی کس ماریا .. فشار لبهای ماریا رو روی نوک سینه کارینا به همراه داشت . دو تایی شون از لذت زیاد  زیاد نمی دونستن چیکار کنن . استخر رویایی با طرح زیبای خود و گلهای قشنگ و چمنهای آنکارد شده و گلها و گیاهان متنوع دو تا زنو برده بود به عالم اوج لز .. هر لحظه بیشتر از لحظه قبل حس می کردند که حرارت و شور بیشتری اومده سراغشون . 
ماریا : اوووووووویییییییی کارینا .. عشق من . ولم نکن . دوستت دارم ..
 کارینا : ماریا منم همین طور .. اوووووووففففففف سینه هام . داره می سوزه ..
ماریا : دلم می خواد دو تایی مون لخت شیم . دلم می خواد بریم به جایی که این سه تا دختر فضول ما رو نبینن و هر جوری که دوست داریم عشق و حال کنیم . از بهترین لحظات زندگیمون استفاده کنیم . عشق کنیم .
کارینا : فدای اون عشق و حال کردنات بشم من .واااااااییییییی  نهههههههههههه .. خواهش می کنم . جووووووووونن ... .
ماریا :  اووووووووخخخخخخخخ.. نههههههههه نههههههههه کسسسسسسم کارینا .. کسم آتیش گرفته . الان بوی سوختگی اون همه جا داره پخش میشه . همه جا .. حتما همه می فهمن که این کس ماریاست که داره می سوزه ..
 کارینا : کس ماریا که توسط کارینا می سوره حتما دماغ سحرهم در حال سوختنه . ولی خب دوست دارم دماغ سحر با شروع سکس و لز من و  استاد کیمیا , مادر شوهر گلم ... شروع کنه به سوختن .. دلم واسه کیمیا جونم تنگ شده .. حالا ما خودمونی هستیم ولی فکر کنم حسودیم بشه که بقیه با کیمیا جون من لزکنن .
 ماریا : دیگه باید عادت کنی . وقتی  تو حسادت می کنی از این که بقیه با استاد لز می کنن استاد هم حسودیش میشه از این که زنای دیگه با عروسش حال می کنن . پس همه جوانب رو در نظر داشته باش . مهم اینه که تو و استاد کیمیا بیشترین لذت رو چه زمانی می برین و بدون تردید ازوجود هم بیبشترین لذت رو می برین .
 کارینا : آخخخخخخخخخخ ماریا چقدر حرفات آرومم می کنه . منو ببوس . منو ببوس . حال بده . می خوام بیشتر از هر وقت دیگه ای لذت ببرم . شارژبشم . می دونم که سحر منو عذاب میده . جونمو به لبم می رسونه . حرفای نیشداری می زنه . دلمو می شکنه . من اصلا دوست ندارم فکر کنم که کیمیا جون به این فکر کنه که چرا یه عروس پولدار نگرفته . نمی خوام اون حسرت بخوره .
ماریا : عزیرم .درسته که من مدت زیادی نیست که با استاد آشنام ولی در همین مدت کوناه متوجه شخصیت والای اون شدم . و می دونم که تو هم اونو به خوبی می شناسی . پس نگران نباش . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی