ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 147

اصلا دوست نداشتم برای لحظاتی هم که شده از اون جدا شم . ولی یه چند ساعتی رو اگه می خوابیدم بد نبود . ولی اون جبار هر لحظه برام یه سور پرایز خاصی داشت .
 -عزیزم . تو این جوری داری با کسم بازی می کنی و کونمو هم می کنی فکر شو نمی کنی که من ولت نمی کنم و نمی ذارم که بری و به کارات برسی ؟
 -تو خودت هم باید بری یه سری به خونه بزنی و بهونه امشب اومدنو هم دوباره جور کنی ..
-آتنا می دونه چیکار کنه . شوهر آدم که به آدم اعتماد داشته باشه همین خوبی رو هم داره دیگه . دیگه چیکار میشه کرد .  
-وااااایییییی این چقدر عالیه . حرف  نداره . ..
-آخخخخخخخ جبار .. خیلی خوشم میاد که وقتی هم که دارم از پیشت میرم همین جور تشنه لحظه بعدی باشم که در کنارت قرار می گیرم .
 -من که از همین الان منتظرم . ..
اصلا حواسم نبود همین جوری می خواستم لباسمو تنم کنم و برم .
-آتنا فکر نمی کنی یه حسن ختامی هم داشته باشیم بد نیست ؟
 -منظورت چیه
-دوست دارم که ببرمت حموم و یه حال درست و حسابی هم  توی حموم بکنیم .
 -خیلی حریصی تو جبار  . من که خودم بیشتر دلم می خواد .ولی چیکار کنم .
 کف دو تا دستاشو گذاشت روی کونم و گفت ببینم تو با این کون می خوای بری خونه ؟ پر از آثار شمعه . البته  من یکی که توقع ندارم پیش شوهرت بخوابی . چون حسودیم میشه .. حتی می تونم سه سوته سر شوهرت رو بکنم زیر آب و تو رو برای همیشه متعلق به خودم بدونم .
 جبار منو برد به حموم . کونمو کف مالی کرد .. و تمام بدنمو .. دستاشو رو سینه هام می کشید .. روی شکمم و روی جفت قاچای کونم . وقتی کف دستشو گذاشت لای پام و کس و کونمو با هم فشارش  گرفت یه بار دیگه همون کف حموم دراز شدم و اون با نرم کردن سوراخ کونم یه بار دیگه کیرشو فرستاد به همون جایی که دوست داشتم .. و در همون حالا با دستاش شروع کرد به تمیز کردن کامل و عمقی کون من از اثرات موم شمعی که روش نشسته بود .. زیر کیر جبار داشت خوابم می برد .. ولی دیگه باید می رفتم ..  احساس سبکی و آرامش می کردم . خسته بودم ولی در انتظار شب بودم که یه بار دیگه هم خودمو به آغوش  جبار بسپرم .. وقتی رسیدم خونه پژمان خونه بود .. نمی دونستم چرا نرفته بیرون .. ولی برای من فرقی نمی کرد ..
پژمان : آتنا عزیزم خیلی خسته ای ؟
 -آره .. همراه بیمار بودن این درد سرا رو هم داره .. دیگه این دوست من با من راحت تره . قراره امشبو هم پیشش بمونم .. بهش گفتم من شوهر دارم .. می ترسم اون ناراحت شه .. ولی ازم خواهش کرد .. گفت که من خودم با هاش تماس می گیرم .. دیدم که این جوری می کنه گفتم باشه چیکار کنم از بس اون آقاست که اصلا حرفی نداره . راستی پژمان تو امروز رو خونه می مونی ؟ می خوام توی بغل تو بخوابم .. راستش من خیلی خوشم میومد که توی بغل کسی که دوستش دارم بخوابم .. و به چند علت دوست داشتم که این چند ساعتی رو که از جبار دورم در کنار شوهرم پژمان باشم و پیشش بخوابم . یکی این که بهش بگم بهش توجه دارم .. یکی این که بهش لذت بدم و نشون بدم که منم تشنه اونم و از طرفی دوست داشتم  عشقبازی با شوهرم یه مقدمه و تمرینی باشه برای این که تا چند ساعت دیگه خودمو به معشوقم برسونم و وقتی هم که شوهرم به من حال میده منم  فانتزی سکس با جبار رو داشته باشم .. یه هیجانی که لحظات انتظار رو واسم شیرین ترکنه . البته دوست داشتم که تا سه چهار ساعتی رو توی بغلش بخوابم و بعد سکس کنم .. با این که تمام تنم کوفته بود ولی این می تونست بهترین شیوه ای باشه که بدنم داغ شه و آماده تا  یک شب گرم و هیجان انگیز دیگه ای رو هم با جبار داشته باشم ..
پژمان : تو خیلی دوست داشتنی و دلسوزی آتنا . می خوای هوای همه رو داشته باشی . من به وجود همسری مثل تو افتخار می کنم . خیلی دوستت دارم . تو با این که بی خوابی کشیدی بازم می خوای هوای منو داشته باشی . باور کن اجباری نداری ..
 -نه نهههه عزیزم . من خودمم دلم می خواد هوس تو رو دارم . فعلا می خوام بخوابم .. اما از کنار من دور نشو . می خوام همین جور توی بغلم بمونی . بوی تو رو حس کنم ..
  شاید برای خیلی ها تعجب انگیز باشه ولی من شوهرمو دوست داشتم . واسش احترام قائل بودم . اما نمی تونستم لذت خودمو هم از یاد ببرم . شاید من اسم اینو که تنمو در اختیار یکی دیگه بذارم یک فاجعه نمی دونستم .. وقتی که بیدار شدم دیگه پژمانو ول نکردم . هم از سکس با اون لذت می بردم و هم این تصور رو داشتم که جبار با اون بدن برنزه و کیر سیاه و بادمجونی خودش روبروی من قرار گرفته و داره به من حال میده و مهم تر از همه می خواستم که سکس با پژمان و فرو رفتن کیرش توی کون من یه دست گرمی باشه برای سکس چند ساعت دیگه من با جبار . حواسمم به این بود که بعد از سکس با پژمان بازم از محلول بی حس کننده استفاده کنم .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی