ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هایکو و کاریکلماتور به قلم ایرانی 4

به اشکهای دیروزت بخند تا اشکهای فردا را فراری دهی . 

با امواج نسیم به ساحل کوهستان می رسم ..دریا هم به سوی ما می آید . 

وقتی که آتش می سوزد دنیا با تمام وجودش اشک می ریزد .(خودسوزی آتش ) 

قلبم را به قلب تو سپرده ام نمی دانم که چرا در سینه ات فقط دل خود را می بینم .(تو دلتو دادی به یکی دیگه ) 

کشتی هایم غرق شده اما هنوز دریا را دارم . 

بر سفره من نه نانی هست و نه آبی . بیا تا طعامی ازعشق خورده سیرشویم .(گرسنگی عاشقی رو از یاد می بره )

چشمانت را برروی هزاران ستاره نبند روغن فانوست درحال تمام شدن است . 

کاش کینه فردای تو را امروز می دیدم تا که وقتی به فردا رسم کینه ها رفته باشد . 

ظریفی به گاوی گفت چه کاری درحقت کنم تا تو آدم شوی ..گفت همان کاری که تو را گاوت کرده است . 

قلم عشق .. جانش را برای من داده است تا مرا با رقیبش ببیند ..(قلمی که به خاطر من نامه عاشقانه می نویسدوجوهرش تمام می شود )
دلم تنگ است .. آخر(زیرا)نمی خواهم دلتنگی دیگران را ببینم . 

آفتاب را درچتر خورشید نمی بینم . ابری هم نیست . انگار غبار های غم کسوف آورده است . 

چشم دلم کورشده ..تا دیروز نمی خواستم ببینم اما امروز نمی توانم که ببینم . دریغ از دیروز !

ساقیا ! مرا باده ای ده که مستم نسازد پستم نسازد دور از آن چه هستم نسازد ... گفتا ! بهتر آن است که از تشنگی بمیری..آخر چنین باده و پیمانه ای رادستم نسازد . 

عشق به رنگ مشکی نیست .. بیچاره عشق چه گناهی کرده که نمی خواهند دل مشکی را بشکنند . 

زمانه بر من سیلی زده است .. نگاهم رابه زمین می دوزم تا{به} زمین نخورم . 

برروی نوار قلب بیماری نوشته شده بود ..خیانت ..بی وفایی ..بی رحمی .. بی انصافی 
وقتی که علی تارزن ..علی تارزان می شود قورباغه ابو عطا می خواند . 

وقتی که آهنگ غم .. ناقوس مرگ من می گردد زندگی را فریاد می زنم که مرا از من برهاند . 

نا آرامی را در آغوش می کشم تا در کنار من با آرامش بخوابد .

قمار زندگی فقط چهار آس ندارد ..هرگز خود را بازنده ندان !

صورتم از سیلی زندگی سرخ شده آخر من صورت و لبان او را با روژسرخ کرده ام

باد بزن داغ می شود تا دیگران خنک باشند چه کسی سوزدلش را می داند.

خداوندا ! تونیک می دانی که من ادعایی ندارم . به من دیکته می گویی و من می نویسم .. 

**********************
نمی دانم کی خاک ها خاک خواهد شد ؟.. 
نمی دانم باد ها را کی به باد می دهند؟ 
نمی دانم آتش کی می سوزد ؟
آب کی آب می شود ؟
نمی دانم خیال ..کی خواب خواهد شد ؟
و من با چشمانی باز درخواب ...
بیداری را فریاد خواهم زد ..
آن که پاسخم را نمی دهد 
پنجره های برزخ را نمی توان شکست ..
و من به هرجا که می روم یک زندانی ام ..
دیگر با دلم سخن نمی گویم دلم با من سخن می گوید 

پرده را به کناری می زنم تا بی پرده با تو سخن بگویم .

دوست دارم از عشق بگویم . اما عشق نمی خواهد که از من بشنود . 

چون خورشید به سوی تو می آیم و تو چون ابر از من دور می شوی .

ستاره اقبال تو در آسمان من است . به سر زمین قلبم قدم بگذار تا آن را ببینی .. 

از یاد نبر که نمی توانی همه چیز را به یاد داشته باشی ..

پرده آسمان به کنارمی رود . حالا دیگر آبی را قرمز می بینم ..
نانت را آجر نمی کنم . آجر گران است .

ایمان را به سیمان نمی فروشم . این روز ها با ایمان کاخ می خرند .

کوهها از برف سپید موی شده اند . اگر بر سرشان شانه کشم کچل می شوند . 

درختها ایستاده می میرند .. برگها خوابیده .. ای کاش انسانها آزاده بمیرند! 

بالهایم رانچین ! می خواهم تا آخرین نفس پروازت را ببینم . 

گل خار را دوست می دارد تا کسی او را نخراشد ..(گل را )

همه دلخوشند . شب با ستاره ها می رود و تو با روز می مانی .

سایه سیاه غم بر سرم نشسته آشیانه زده است می گوید ما هردومستاجریم . 

همای سعادت بر سرت نمی نشیند . این تویی که در زیرش می ایستی .

پشیمانی سودی ندارد اما جلوی ضرر را از هر جا که بگیری استفاده است .
مرجع تقلید من فتوا داده که آب را باید شست وخورد .. تطهیر 

مگه مرض داشتی که الکی گفتی مریضم ؟!

من و تو همزبانی هستیم که زبان هم را نمی فهمیم . 

در رابطه با جنس مخالف .. زن فقط به یکی دل می بازه حتی اگه به صد نفر دل ببازه . 

شادی از من می گریزد و من از غم فرار می کنم ..راهی ندارم جزآن که با خویش خوش باشم .

فانوس زمان هنوز روشن است تا ستارگان راه خود را بیابند.

اگر از شادیها نمی خوانی شادی ها را بخوان تا برای تو بخواند.

من تو را باور می کنم چون مرا باورنداری.

اشکهایم سقوط می کنند تا من صعود کنم .

سرت را بالا بگیر تا ببینی که آسمان با همه سربلندی خود به زمین می نگرد. 
باید مراقب باشی که به خاطر دلسوزی.. دلت نسوزد.

بداخلاقی ها زا شوت کنید بگذارید اوت شود آخر شما خودتان گل شده اید ..(گل هستید )

گاه برای شکسته نشدن بایدکه شکسته شوی .

توپش پراست ..بادش راخالی کنید .

طلا از فروتنی مس می شود.

خواب دارد شکستم می دهد . چشم دیدن پیروزیش راندارم .

زود باش تا زینت نکرده اند اسبت را زین کن !

دروازه زمین را ندیده توپ را به آسمان شوت می کنی ؟

مردن مفت شده ..مرگ از خجالت آفتابی نمی شود .. 

ماه شب چهارده را با خورشید اشتباه گرفته می گوید چرا روز نیست ؟!
دلم می خواهد که دلم هیچ نخواهد .

دوست می دارم که دیگر دوست نداشته باشم .

تخم مرغ ده.. شتر ده می شود(بذل وبخشش ) 

صاحب خانه پررو یقه دزد را می گیرد (دنیای وارونه )

فریاد بزن تا صدای سکوت را در آوری .

در حال فرار از خواب .. خود را به خواب زدم . 

این روز ها دارا و ندار حوضله ندارند . عجب عدالتی !

فرق بین شر و شتر در آن است که شتر خودش می خوابد اما شر را باید خواباند 

فرق بین خر و خر خوان در آن است که خر نخوانده نمی داند . 

فرق بین انسان و ماشین در آن است که انسان ماشین می سازد ولی ماشین انسان نمی سازد .. 

فرق بین تونل و برزخ در آن است که تونل از هر دوسر همسایه دنیا می باشد 

فرق بین کودکستان و دنیا در آن است که دور کودکستان را دیوار کشیده اند اما دنیا کودکستان بی دیوار است 

فرق بین آسمان و زمین در آن است که آسمان به زمین می آید اما زمین به آسمان نمی آید . 

فرق بین زن و بلبل در آن است که بلبل تقلیدی می گوید و زن تولیدی ..

فرق بین ملا و شیطان در آن است که هر ملایی شیطان است ولی هر شیطانی ملا نیست ..

فرق بین <<اوباما >> و<<اوبی ما >> در آن است که اولی عمامه ندارد و دومی عمامه داراست . 

.فرق بین بچه و آدم بزرگ در آن است که بچه می داند که چه می خواهد ولی آدم بزرگ نمی داند به دنبال چیست 




ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانی