ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 48

منصور کاملا داغ شده بود .. با ذوق و شوق زیاد  آب هوسشو توی کون زنش خالی کرد . منتظر موند تا مقداری از این آب به بیرون بر گشت کرده و در شرایط دو کیره  همراه با ریزش منی از قالب کون زنش فیلم بگیره .. بازم  به خواسته اش رسید و اون یه فیلم دبش از این صحنه گرفت .. کیرشو بیرون کشید ..
-سمیر جان حالا هر جوری که دوست داری کون زنمو بکن . البته ببین اون چه جوری می پسنده و دوست داره . هر طوری که اون می خواد همون طور عمل کن . بذار اون حال کنه . کیف کنه .
 گلوریا : فدای تو عزیزم . هر جوری که تو عشق کنی منم عشق می کنم . تو خیلی خوبی عزیزم . سمیر حالا تو شروع کن .. من آماده ام که از این صحنه فیلمهای جالبی بگیرم .
 گلوریا هم منتظر بود که سمیر شروع کنه ولی از حرکت تند کیر توی کونش هراس داشت که کونش درد بگیره با این حال لذت می برد بی اندازه حال می کرد از این که خوشحالی شوهرشو می دید و این مجوزی که به اون داده بود در این مجلس شرکت کنه . با این حساب روزای زندگی برای اون تنوع داشتن . یعنی هر روز از زندگی اون بهتر از روز قبل بود .  گلوریا درد خفیفی رو در ناحیه کونش احساس می کرد .. سمیر دو دستی کمرشو چسبیده و در یه حرکت رو به بالا به شدت کیرشو  در یه حرکت زمین به هوا می کرد توی کون گلوریا و به آرومی می کشید عقب ..
منصور : جاااااااااان  گلوریا .. زن خوشگل من . من که این جور از تماشای کیر سعید توی کون تو دارم حال می کنم تو که داری مستقیما این کیر رو نوش جون می کنی دیگه چه حالی می کنی !
گلوریا :  منصور جون تو خوشت بیاد انگاری که من دارم لذت می برم . من که این جور شور و حال و به هیجان اومدن تو رو می بینم حال کردنم بیشتر میشه ..
منصور : تو که این  همه از حال کردن با یه پسر جوون عشق می کنی چرا زود تر از اینا به خودم نگفتی که برات ردیف کنم ..
گلوریا : اوووووووووفففففف کونم .. آخخخخخخخ .. حالا هم که بد نشد . شاید قسمت و حکمت این بوده که این جوری با بهترین و خوش کیر ترین پسر دنیا آشنا شدم .
منصور می خواست بگه که این قدر زود و عجولانه قضاوت نکن . هنوز  خیلی از خوش کیر ها شو ندیدی . ولی یهو یادش اومد که پیش سمیر گفتن این حرفا خیلی زشته و ممکنه بهش بر بخوره و این رسم مهمون نوازی و جوانمردی نیست .
سمیر : می تونم حالا تمومش کنم ؟
گلوریا : عزیزم تو هر وقت که دوست داشته باشی می تونی شروعش کنی و هر وقت هم که بخوای می تونی تمومش کنی . دیگه این که اجازه گرفتن نداره . تو صاحب اختیاری . اختیار داری که هر وقت که بخوای منو بکنی هر وقت دوست داری شروع کنی و هر وقت هم که عشقته تمومش کنی .
سمیر هم با چند حرکت نرم و سریع وقتی که حس کرد دیگه حجم و میزان منی اون برای حرکت به اوج رسیده و آماده انفجاره دستاشو گذاشت رو کون گلوریا ..
-آقای دکتر حالا می تونین از این صحنه پر هیجان یک فیلم قشنگ بر دارین . فقط تا چند ثانیه دیگه هوسمو خالی می کنم توی کون گلوریا جان .. توی کون  همشیره .. توی کون زن داداش .. هرچی می خواین حساب کنید .. -
بگو خالی می کنم توی کون معشوقه ام . این تعارفات دیگه چیه .. زن و این حرفا دیگه چیه .
 منصور دوست داشت که یکی دیگه بود و از آخر سکس زنش و دوست پسر زنش فیلم می گرفت تا اون با لذت عشقبازی گلوریا و سمیر رو به خوبی بر رسی و ارزیابی می کرد . هیجان دیدن کیری دیگه در کون زنش یک بار دیگه سر حالش کرده بود  حتی گوشی دستش این اجازه رو به اون نمی داد که  حواسش به کیرش و ور رفتن با اون باشه ..
-وااااااییییییی سمیر کیرت رو نگه داشته باش ولی آروم آروم بکش بیرون . می خوام لحظه به لحظه صحنه رو داشته باشم و هیچ صحنه ای رو از دست ندم . پسر چقدر توی کون زنم آب ریختی .. همین جور داره بر گشت می کنه و تموم نمیشه . گلوریا ! یعنی تو واقعا این قدر تشنه ات بود ؟
گلوریا : این یه تیکه رو کونم تشنه بود ..
سمیر و دکتر با هم دست دادند و در این اندیشه بودند که با تفاهم و توافق , یکی از این روزا برن و کارت مجوز ورود به جلسه توسط گلوریا و سمیر رو ردیف کنن . .. بالاخره در چهار گوشه شهر هر کی که توانایی اونو داشت واسه خودش ردیف کرد که بتونه لحظات خوشی رو در این مجلس داشته باشه .. و سر انجام آن روز موعود رسید . روزی با حاشیه های جذاب و خاص خودش .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی