ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 83

وای پسر این مامانه عجب چیزی بود ! دکلته ای که تنش بود از جلو و عقب یه حالت نیمه لخت داشته طوری که نمی شد گفت کدوم طرفش بیشتر وسوسه انگیزه . دلمو به شدت برده بود . نمی دونستم چیکار کنم . دوست داشتم همون جا میفتادم سرش و تر تیبشو می دادم . می دونستم وقتی که زنی خودشو برای یه مرد دیگه به همین شکل در میاره حتما یه چیزیش میشه و یه جاش می خاره . این فکر کنم کسش و کونش خیلی می خارید . ولی یه زن این قدر راحت ریسک نمی کنه و از همون اول طوری خودشو به دیگری نشون نمیده که انگاری عمریه که طرفشو  می شناسه .. واااااااااییییییی چه کونی ! دکلته سبز خوشرنگش از پشت یه حالتی داشت  که درست تا زیر لبه های کونش بود پایین و با یه تکون دست و حرکت رو به بالای دامنه خیلی راحت می شد کونشو دید .  یعنی واقعا من داشتم می رفتم بالا تا عروسک این نلی کوچولو رو بینم ؟! -ببخشید خانوم من می تونم شما  رو چی صدا کنم ؟
 -من نسترن هستم .
-چه اسم زیبایی ! مثل گل نسترن .
-نمی دونم چرا بعضی ها تا اسم منو می شنون بهم میگن تو ما رو یاد آدمای لاغر میندازی . به نظر شما من همچین آدمی هستم ؟
 -نمی دونم چی بگم نسترن خانوم . شما که خیلی تپل هستید و تو دل برو ..
 -ووووووووییییییی شما مردا خیلی خوب می دونین که دل زنا رو چه جوری به دست بیارین . حسابی ازش تعریف می کنین و یک زن خیلی ازاین موضوع خوشش میاد . حالا شوهر من خیلی چیزا رو خوب نمی بینه ..
 -به نظر شما من خیلی چیزا رو خوب می بینم ؟
 -عالی می بینید ..
 -من که هنوز چیزی ندیدم . همین یه تعریف کردن من ؟
-خب شما اگه بخواین می تونین خیلی چیزا ببینین .
 واییییییییی پسر این دیگه کی بود . نکنه من اومده بودم به یه جنده خونه . ولی این زن شوهر داشت . من خودم اون و شوهر و بچه ها شو یه بار دیده بودم . کس دیگه ای هم غیر اون این جا نیست . من نمی دونستم چی بگم .. مات مونده بودم . اگه اون بخواد یه نقشه ای برای من چیده باشه چی ؟ تازه مگه من کی هستم که اون بخواد در مورد من همچین کاری انجام بده . بیخود و بی جهت به دل خودم بد راه ندم و نفوس بد نزنم . میگن هر چی انرژی منفی داشته باشی و خیال بد به خودت راه بدی همون میاد به سراغت  همراهش به پذیرایی رفتم . رفت و چند ثانیه بعد بر گشت . بوی عطر ملایم و هوس انگیزی همه جا پیچیده بود . نتونستم جلو خودمو بگیرم . خودمو بهش نزدیک کردم .
-خیلی خوشبو شدین نسترن جون ..
 -این عطر رو  چند روز پیش ازمهسا  دختر عموم گرفتم ..
اینو که گفت تازه دوزاریم افتاد . آره درسته اونو توی  بوتیک دو تا خواهری دیده بودم که هر دو تا شونو می کردم . اون روزی که اونم اون جا بود با نگاههای عجیبی ور اندازم می کرد . طوری که انگار با چشاش داشت داد می زد که می دونه بین من و اون دو تا دختر چه خبره . مهسا و مهناز ... حالا من اون روزفکر می کردم که اون دوست اون دختراست . چرا این قدر کم حافظه شده بودم . دیگه  کلی دوست زن و دختر داشتنم همین بر نامه ها رو هم داره دیگه که آدم نمی دونه کی به کیه و مدام به حافظه آدم فشار میاد .. ظاهرا تازه اومده بودن به این محل ..
-راستش اسم شما شهروزه درسته ؟ ..
دیگه اینو که گفت حسابی مات موندم . اصلا چه اهمیتی داشت که اسم منو بدونه . من به مغزم فشار آوردم ... اینو دیگه به خوبی یادم میومد که اون روز  اصلا حرفی به میون نیومد که اون دو تا خواهر پیش دختر عموشون منو به اسم صدا کنن . یعنی بعد از رفتن من یه حرفایی پیش اومده که اونا در مورد من صحبت کردند ؟ یعنی نسترن از من خوشش اومده و  با دختر عمو هاش در مورد من حرف زدن ؟ تا اون جایی که می دونستم اونا دخترایی نبودند که بخوان منو با دیگری قسمت کنن ولی حتما خیلی با دختر عموش صمیمی بودند . تازه امتحان کردن من برای اونا هم تاثیری نداشت . 
-خب شهروز جون این عطر چه طوره ؟
 منم دیگه یواش یواش خودمو وارد خط کردم و گفتم که بهتره که همراهش شم . چون در این جور موارد باید که مثل طرفت پررو شی تا به هدفت برشی . یک هدف مشترک . طرفت می خواد کس بده و تو می خوای کس بکنی . پس میشه گفت که با هم تفاهم دارین ..
 -نسترن جون منو به یاد دوست دخترام میندازین .
 -به تیپتون میاد که دوست دختر زیادی داشته باشین . ولی اگه بدونین که این دوره  زمونه نمیشه به دخترا اعتماد کرد . یکی میره با کلی پسر سر می کنه و اون وقت وقتی که خودشوبه تو می چسبونه میگه تو اولین دوست پسرمنی اولین عشق منی و با این حرفاش گولت می زنه . تازه شایدم ازدوست پسر قبلی  بار دار باشه بچه رو بندازه گردن تو .. طوری هم هوش و حواستو ببره که اصلا تو رو به این فکر نندازه که آزمایش بگیری که ببینی بچه مال توست یا نه .. اونم شرایط به گونه ای میشه که می ترسی خجالت می کشی صداشو در بیاری . ترجیح میدی زود تر بگیریش .  
-من اون آدمی نیستم که فریب بخورم . چون اصلا در این فاز ها نیستم . من بیشتر اهل تفریح و لذت بردن  هستم . و اونم با منطق و هوشیاری .
-بهترین کارو می کنی . خیلی شیطونی ! بهت میاد که شیطون باشی .
من و اون گرم صحبت بودیم و اصلا نمی دونستیم که نلی کوچولو کجا رفته .. دخترکوچولو رو کاناپه خوابیده بود .
-ولی نسترن جون این روزا زنای متاهلی هستند که دست اون دخترای شیطونو هم از پشت بستن  .. آدم اگه نشناسه خیلی سخته تشخیص این که اونا یک زنن یا یک دختر .. نسترن : البته از یه راهی میشه فهمید ..
اوخ پسر این چقدر زبون برنده ای داشت . یعنی داشت می گفت که کسشو باید تست کرد تا فهمید اون دختره یا پسر ؟ .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی