ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 145

کونم دیگه به کیرش عادت کرده بود . شده بودم مثل یک ورزشکاری که رکورد بالازده .. مثل وزنه بر داری که وزنه های سنگینی بلند کرده و بلند کردن وزنه های سبک تر براش خیلی راحت تره . کف دستشو مرتب می زد به کسم و جیغمو در می آورد .
-آخخخخخخخ پسر .. تو چقدر هاتی .. خیلی ..  
سرمو بر می گردوندم عقب , یه نگاه به کون گنده ام می کردم و یه نگاه به قسمتی از کیرش که بیرون مونده بود و به چشای حریص جبار که با اون چشاش داشت  اون کونو می خورد . گردش و چرخش کونم ادامه داشت .. جباریه دستشو گذاشت دور کمرم و در همون حال منو کمی بالاتر آورد .
-نکن کمرت درد می گیره ..
 کونم دردش گرفته بود ولی وقتی که خودشو تنظیم کرد دیگه داشتم حال می کردم . حس خوبی داشتم . یه حس داغ هوس آلوده ای که انگاری نمی خواست خنک شه . خیلی باید مراقب می بودم . داشتم به اون عادت می کردم . من اگه می خواستم غرق چیزی شم بالاخره خودمو رسوا می کردم . دوست داشتم سوراخ کونم به اندازه ای گشاد شه که بتونه کیر کلفت رو  به راحتی تحمل کرده لذت ببره . اون حالا ماهرانه و رو هوا داشت قدرت کیرشو به رخ کونم می کشید . اون نصفه ای رو که کرده بود توی کونم به راحتی عقب می کشید و دوباره اونو فرو می کرد توی کونم . پس از چند بار حرکات رفت و بر گشتی منو به روی شکم و دمر انداخت روی تخت و بدون این که کیرشو در بیاره و بهم فشار بیاره کیرشو در همون حال می ذاشت توی کونم و می کشید بیرون .  نه اون از کون کردن سیر می شد و نه من از کون دادن .
 -آخخخخخخخخ کونم کونم ...
-آتنا تو دختری از سرزمین عجایب هستی . بزرگترین شانس زندگی منی . هیچوقت فکر نمی کردم که یه روزی یه خوراکی واسه کیرم پیداشه که نه من از خوردنش سیر شم و نه اون از خورده شدن ..
 حرف جالبی زده بود طوری که خیلی خنده ام گرفت ولی حال می کردم .. کف  دستشو گذاشته بود زیر تنم و لاپام .. بازم به روی کسم چنگ انداخته با لبه های دو طرفش ور می رفت ...طوری شده بودم که برای لحظاتی نمی دونستم کجام . فقط می دونستم که خیلی خوشم میاد .. فقط می دونستم که سینه هام داره می ترکه . کسم طوری ورم کرده که لبه هاش کلفت تر نشون می داد و چوچوله های تاج خروسی من سرشون به طرف بیرون خم شده بود ..   همه جا رو گردون می دیدم . دنیا داشت دور سرم می گشت .  حتی اسم خودمو از یاد برده بودم .. نمی تونستم به هیچی فکر کنم . فقط به همون کیری فکر می کردم که داشت به کونم حال می داد و شایدم اگه بگم اسم خیلی از آلات جنسی رو هم از یاد برده بودم دروغ نگفتم .. نمی دونم چرا اسم جبارو فراموش نکرده بودم . شایدم این یه نوع غریزه شده بود برای این که حس شهوت آلودانه خودمو نشون بدم .. بگم که چقدر دارم از تماس با کیر اون حال می کنم ..
 -وااااااااییییییی جبار . جبار کوننننننننم کوننننننننننم کسسسسسسسسم .. داره می ترکه .. داره می ترکه .. ولش نکن .. ولش نکن .. داشته باش .. همه جامو داشته باش . اوووووووففففففف ..مردم .
اون کف دستشو از  زیر بدن و از روی کسم بر نداشت . در عوض پنجه و کف یه دست دیگه شو درست گذاشت وسط کونم . طوری که شکاف و درز وسط کون هم اون وسط قرار گرفت . یعنی قسمتی از هر دو برش کون منو در یه کف دستش قرار داد و همراه با گاییدن من و بازی با کس , طوری با همون کف دستش به کونم چنگ انداخته و اونو تحت نفوذش در آورده بود که دلم می خواست تا آخر دنیا به همون صورت می موندم .. چرخش چشام بیشتر شده بود . اینو به خوبی حس می کردم .  مثل آدمای بیهوش  و شایدم برزخی ها شده بودم . اون لوله کلفت همچنان می رفت توی کونم و بر می گشت و من از فرار لحظه ها می ترسیدم . می ترسیدم زمان یه جا وایسه و دیگه من به آخر خط برسم و اون وقت همش در انتظار این باشم که کی  لحظه ای می رسه که من یک بار دیگه زیر کیر کلفت و سیاه جبار باشم .. هرچی با کف دستش بیشتر به کونم فشار می آورد بیشتر خوشم میومد . بهم لذت می داد .. خودم می دونستم که سرعت حرکتم زیاد شده . دیگه نمی تونستم یه جا بند شم .. کسم مثل ادرار آبشو پخش کرد .. اون آب رو دستای جبار ریخت و اونم با لذت انگشتاشو به دهنش رسوند و دونه به دونه میکشون می زد .
 -آخخخخخخخخ جبار .. جبار ..منو بکن .. بکن ..
-آتنا اگه دوست داری تمومش کنم .. تمومش کنم ..
  -نمی دونم .. فکرم کار نمی کنه . نمی تونم فکر کنم .. نمی دونم کی هستم جبار .. اگه تو اسممو نمی بردی حتی نمی دونستم اسمم چیه ... اون حالا دو دستی به کونم چنگ انداخته بود .. چند بار با فشار کیرشو به سمت عقب برد و با یه حرکت رو به جلو هم خودش حال می کرد و هم به من حال می داد .. یه لحظه حس کردم که همین جور داره آب گرمشو توی کونم خالی می کنه چه خبر بود ! بازم منو به یاد کیر اسب توی فیلمهای سکسی سکس اسب و زن انداخته بود که اسبه به اندازه پنج شش تا آدم آب داشت .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی