ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیطون بلا 44

-شری جون حواست به کارا هست ؟
 -منظور خاصی داشتی صفیه ؟
-منظور که چه عرض کنم . در اینجا رانت خاری و پورسانت و یه سری بر نامه ها هست .
 -از کدوم کانال ؟ رئیس هم دست داره ؟
 -اونو متوجه نشدم . اصلا معلوم نیست چی به چیه . ولی می دونم که هست . اونایی که جای تو کار می کردند به خیلی جا ها رسیدن . حالا تو یواش یواش داری پا جای اونا می ذاری .
 -میگم صفی الان این جا رئیس کیه ؟
-منظورت رئیس معاملاته ؟
-آفرین دختر .. یادم باشه واسه این تیز هوشیت یه جایزه به تو بدم.
 -خانوم با هوش مسئله همینه دیگه . رئیس معاملاتشو به علت خاصی که عمومی شده و همه ما می دونیم تبعید کرده تنزل پست بهش دادن . معاونش هم که معلوم نیست کجا رفته . میگن رفته مرخصی . ولی فعلا رئیس و کار کنای دیگه دارن این جا رو می گردونن . قربونش برم که تو شدی جارو برقی بانک اصلا به خودت نمی رسی . فکر می کنم تا چند وقت دیگه اصلا ما همه پرسنل اینجا پاشیم بریم و بگیم این شری تهرونی به تنهایی همه کارا رو انجام میده .
 -بد فکری نیست .
 -منم اون وقت مجبورم رختخوابمو بیارم این جاپهن کنم .
 -اصلا چطوره یه تخت دو نفره برای این جا سفارش بدم .
 -شری این قسمت  یعنی قسمت وام ها بوی خون میده .
-بذار بوی خون بده .
-دختر با دم شیر بازی نکن .
-من دارم کار قانونی رو انجام میدم . به نظر تو الان برای چی جناب اختلاس چی قبلی رفته به سلامت . حتما در مرکز بودند باز رسانی که پیرو قانون و اصول و مقررات باشن ..پ
 -فعلا ساکت رئیس داره میاد این طرف . من برم به کار خودم برسم .
 آقای تهرانی اومد پیشم .
 -خانوم شهزادی اگه مشکلی داشتید و سوالی بود من در خدمتم .  شما که خودت طرز برخوردت با مشتریان خیلی عالیه و نیازی به سفارش نیست .
 -جناب رئیس بعضی ها توقعات خاصی دارن . من دوست دارم  حداقل اون معاملاتی رو که مبلغش تقریبا سنگین به نظر می رسه شخصا برم کار شناسی . اصلا حق کارشناسی و ارزیابی واسم مهم نیست . ما باید کاملا اشراف داشته باشیم که تسهیلاتی که بانک اعطا می کنه در چه راههایی مصرف میشه و تا چه حد در شکوفایی اقتصاد مملکت تاثیر داره .. کمی حرفای گنده گنده می زدم که شبیه موضوعات درسی انشای مدارس بود . به طرز عجیبی داشت نگام می کرد . روانشناسی من بهم می گفت که اون زیاد توجهی به حرفام نداشته .. اومد بالا سرم .. بازم از اون نگاههای خاصشو  متوجه من کرد . روز اول اصلا این حالتو نداشت . فکر کنم زیادی خودمو نشون داده بودم . به بهانه این که می خواد بدونه این پرونده ای که زیر دستمه در مورد چیه دستشو رسوند به پوشه و برای چند ثانیه  کف دستش به پشت دست من چسبید . می خواستم دستمو کنار بکشم گفتم شاید در بر خورد اول نباید اونو عصبانی و ناراحت کنم و از طرفی هم نباید خودمو این قدر شل نشون می دادم .خیلی آروم دستمو کشیدم کنار ولی انتظار این حرکتو ازش نداشتم اونو خیلی با فرهنگ تر از این حرفا می دونستم . ولی هیچ مردی نمی تونه مدعی بشه که شیطون توی جلدش نمیره . ما زنا خیلی هم زود قضاوت می کنیم . تا یه مردی رو دیدیم که خیلی مبادی آدابه و یه حالت جنتلمنانه داره فکر می کنیم هیشکی مث اون پیدا نمیشه .. باید بیشتر مراقب خودم می بودم . شایدم عدم اعتماد  من به مردا سبب شده بود که گاه این بر داشتها رو هم داشته باشم . -خانوم شهزادی کارت عالیه . بر خوردت با مشتریا هم خیلی خوبه ولی ...
-ولی چی آقای رئیس ...؟
-در این که کارت رو درست و طبق قوانین انجام  میدی  شکی نیست ..
-آقای رئیس اگه اشتباهی از من سر زده بفرمایید . اما عمدی  در کار نبوده .
-موضوع اشتباه نیست . کار های بانکی همه بر اساس دقت و سرعته و من از دقت و سرعت شما هر دو راضیم .
 -به من روحیه میدید .
 -اما گاهی برای حفظ مشتری و سود دهی هر چه بیشتر بانک باید با بعضی از مشتریها مماشات کرد .
 دوزاریم افتاد . منظورش این بود که در کار شناسی وامها تخفیف بیام و خیلی چیزا رو نبینم .
-ولی ما بازرس داریم . بازرس منطقه و بازرس تهران .
-خب اونا هم یه چیزایی رو در گزارشهای خودشون می نویسن ..اما می تونید که بفرمایید اینجا چه چیزی از بقیه چیزا مهم تره ؟
-جذب سپرده و اعطای تسهیلات در جهت سود دهی بیشتر . -آفرین خانوم شهزادی .. -خواهش می کنم . من اینو با تمام وجودم حس می کنم .
-برای همینه که دلم می خواد یه پستی بهت بدم .
-اما من دوست  بانک کاری انجام بده که فاصله ها رو کم کنه ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی