ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 102

عصبانی شده بودم . دستامو دور کمر بهرام گذاشته و کیرمو به سمت جلو و داخل سوراخ کون بهرام فشارش می دادم .
 -تقصیر خودته ..کونی عوضی . حقته که تو رو بدم به دم مردای گی که عاشق کون کردن هستند تا یک شناسنامه به عنوان یک مرد کونی واست صادر شه . آخر اسمت اضافه کنن بهرام کونی ..لاله جون یه فیلم قشنگ از صحنه کون دادن بهرام بگیر تا دیگه هست از این غلطا نکنه . فقط چهره من نیفته ولی صورت بهرام درش باشه تا اگه خواست غلط زیادی بکنه نتونه .
 بهرام دیگه حرفی نزد . می دونست اگه کوچک ترین خطایی بکنه با من طرفه .. لذت می بردم . یه بار دیگه با حس , کون بهرامو می گاییدم . فریاد می زدم عشق است گاییدن کون مردا رو به شرطی که اونی که داره کونشو می گاد یک شی میل باشه .. -عشق من بهرام جون فدات شم ناراحت نباش .. الان که کارم تموم شد خودم بهت کون میدم .
 بیژن هم یه دستی به سر و روی بهرام کشید و گفت راست میگه شیدا جون . من خودم میرم جلوکیرش و تو هم از پشت می کنی توی کون شیدا ..
بهرام : واسه تو یکی دارم . حیف که از کردن کون مردا نفرت دارم . مرد اگه مرد باشه که دیگه کون نمیده ..
 بیژن : حالا تو کون دادی نامرد شدی ؟ طفلک شیدا جون شی میله . چیکار کنه . این کیرش بایستی یه جا فرو بره یا نه ؟ ..
-بنفشه جون برو یه ماژیک قرمز بردار بیار . من یه جایی دیدم .. ..
 با ماژیک روی کون بهرام نوشتم بهرام کونی . یک طرفش نوشتم بهرام و طرف دیگه اش کونی ..
-فکر نمی کردم این قدر خوشرنگ در بیاد ..
لاله : مگه می خوای تبلیغات کنی که همه اونو بشناسن ؟
-نه این بهرام جون که تبلیغات نمی خواد . این کونو رو هوا می برن .
دیگه اونو حسابی داغ داغش کرده بودم ... جوووووووون ... حالا با آرامش توی کون بهرام کونی خالی کردم .. کیرمو در جا کشیدم بیرون و به لاله گفتم که از اون صحنه ای که آب کیر من از سوراخ کون بهرام برگشت می کنه حسابی عکس و فیلم بگیره . کار که تموم شد به لاله گفتم سریع بره گوشی رو قایم کنه  تا دست این بهرام  بهش نرسه و تر تیب اونو نده . خیلی عوضی بود ..
 -حالا بهرام جون بهت راحت باش میدم . ولی باید آماده باش باشی چون قراره که کون منو بکنی ..
بیژن خیلی هیجان زده شده بود .
بیژن : پسرا شما چرا این قدر پکر هستین . این طفلک  شیدا جون رو نگاه کنین چه دختر یا همون شی میل مظلومیه ؟ ..  دیگه با این کل کل کردن و پیچیدن  که نداره ؟ بیژن اومده بود سمت کیر من . می خواست با اون ور بره . لباشو گذاشت رو سر کیرم . هنوز شل بود . کمی خجالت کشیدم . خوشم میومد که داره واسم ساک می زنه . بنفشه رفت سراغ بهرام و لاله هم رفت سمت بهمن ..
بهرام : خد مت همه تون می رسم دست به یکی کردین که حال منو بگیرین .. ما مردا که  از اولش می خواستیم حال شیدا رو بگیریم . نمی دونستیم که اون شی میله ..
-یک سوزن به خود یک جوالدوز به دیگران . مادر دهر نزاد کسی رو که بخواد حال شیدا رو بگیره .
بهرام :  خد مت همه شما می رسم . حال شما رو می گیرم .
بنفشه : بهرام جون ما اومدیم این جا همه با هم حال کنیم . نیومدیم که واسه هم خط و نشون بکشیم . هیشکی نمی خواد به هیشکی بگه که من از تو بر ترم .
 بیژن همچنان در حال ساک زدن کیرم بود و من حواسمو جفت می کردم که زود تر شق شه و برسه به اون حدی که بتونم اونو توی کونش فرو کنم ولی نمی دونم چه جوری بود که هرچی کیرمو ساک می زد و اونو به طرف جلو حرکتش می داد مثل یک آدامس کش میومد و وقتی که به دهنش استراحت می داد کیر بر می گشت به شکل سابقش .
 بهرام : بیژن جون این قدر به خودت فشار نیار این شیدا بی خایه هست . اگه خیلی دوست داری کون بدی من چند تا از این گی های دو طرفه رو سراغ دارم که بیان بهت حال بدن ..
بیژن : نگهشون داشته باش برای روز مبادا به دردت می خورن .. بازم باید به این شیدا جون آفرین گفت که با این ساختار بدنی خودش دو تا مرد رو گاییده .. زیر این کیر رفتنم یک افتخاریه که  نصیب شما شده باید قدرشو بدونین .. من درکش می کنم . اون که مرد نیست .. کیرش همینه ...
اشک توی چشام حلقه زده بود از این که  درکم می کرد و دلداریم می داد . لاله متوجه تغییر حالتم شده بود .. بهش اشاره زدم و سرمو تکون دادم که چیزی نگه . نمی خواستم کسی حس کنه که من ضعف دارم . با این حرفای بیژن تا حدود زیادی احساس آرامش کرده اعتماد به نفس پیدا کرده بودم . احساس می کردم کیرم داره شق میشه . اعصابم آروم شده بود . بیژن هم متوجه این تغییر حالت کیرم شده بود . کونشو هم از قبل آماده کرده و اونو روغن مالی کرده بود .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی