ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 77

باورم نمی شد . دختر لجباز اون جوری بیاد و خودشو تسلیم من کنه . دو تا دستامو رو بازوهاش قرار دادم . نگاهشو به نگاه من دوخته بود . ولی لحظاتی بعد چشاشو بست .خیلی مراقب بودم که کیرم به حالت کاملا خوابیده باشه که یه وقتی  خانوم هوس نکنه با یه حرکت اریب زندگی منو از این رو به اون رو کنه ..
-آهههههههه شهروز .. شهروز .. چیکار کنم آتیشم بخوابه ..
 -همون کاری که من  می کنم تا کیرم بخوابه ..
-بگو چیکار می کنی .. تو چیکار می کنی  تا منم همون کارو انجام بدم .
 -هیچی من باید آب کیرمو خالی کنم تا  سبک شم . وقتی سبک شم انگار یه آبی رو آتیشم ریخته باشن .
-پس تو آبتو رو آتیش داغ من بریز . خواهش می کنم . یه کاریش بکن . من تا حالا با کسی سکس نکردم . باور کن . ..
 برام جای تعجب داشت . آخه یه دختر در این سن اونم مربوط به عصر حاضر خیلی سخت بود باورکردنش که تا حالا دوست پسری نداشته که بهش حال داده باشه . ولی باید باور می کردم . چون اون اصلا تجربه سکسو نداشت . نمی دونست که باید چیکار کنه . بهشم نمیومد که فیلم بازی کنه .
-پس سودابه جون تو بخواب و من بیام روت .می خوام تا اون جایی که از دستم بر میاد کاری کنم که آتیشت بخوابه .
 -باشه خودت می دونی . من دیگه تحملشو ندارم . زود باش .
راهی واسم نمونده بود جز این که آخرین تکنیک های میک زدن رو روی کسش پیاده کنم .  لبامو گذاشتم روی کس .. کسی که طعم تازگی رو می داد . من با طعم های مختلف آشنا بودم . یه کس خیلی تازه و انرژی بخش .. سعی کردم تا می تونم با تعریف کردن از اندامش اونو به نقطه ای از هوس برسونم که جز ارگاسم راه دیگه ای نداشته باشه . ولی واقعیتش این بود که  تازگی اندامهای یک دختر منو به وجد می آورد طوری که نمی تونستم هیجان خودمو پنهون کنم .. . زبونم اسیر کس خیس و تازه و شیری سودابه شده بود ..
 -نه نهههههه ... شهروز ... اوخ .. چقدر خوشم میاد .. منو ببخش .. که این جوری فشار میارم ..
 چه زوری داشت پاهاش .. پاهاشو به دو سمت صورتم می فشرد .این کارش باعث می شد که نتونم به خوبی کسشو میک بزنم . ولی از بینی ام استفاده کرده و مثل یه کیر اونو گذاشته بودم به وسط و شکاف کسش و به سرعت اونو به چند طرف حرکتش می دادم .
 -وووووووییییی . شهروز .. خیلی بلایی . خیلی .. خیلی .. کارت درسته .  اصلا لحظه ها رو تلف نمی کنی ..
می تونستم حسشو درک کنم . ما پسرا وقتی به این نقطه می رسیم راحت ترین کار اینه که اگه فقط به فکر خودمون باشیم درجا  به کیرمون این اجازه رو بدیم که آبشو خالی کنه ولی یه دختر در همون حالت لذت می مونه . اون واسه این که خودشو خالی کنه به یه فشار قوی تری نیاز داره ..  یه حس و هوس قوی باید اونو به حد انفجار برسونه .  این جاست که میگن  یه زن در در لحظات اوج گیری هوس  جز همین به هیچی دیگه نمی تونه فکر کنه ..با فشاری که به پا های سودابه آوردم اونو به حالت قبل برش گردوندم . این بار دیگه  به صورتی مقاومت نکرد که مانع کارم شه .  طعم ملس کس سودابه واسم خیلی شیرین بود . یه تازگی خاصی که بهم اعتماد به نفس می داد . 
-شهروز ! عزیزم .. کسم .. آتیش گرفته .. عزیزم .. عشق من ...
حرکاتش نشون می داد که دیگه رسیده به آخراش . کیرم خیلی سفت شده بود . اونو به تشک فشارش می دادم . حواسم بود که آبمو رو تشک خالی نکنم که یه وقتی واسه دختره شر نشه .. . این بار هر کاری کرد نتونست پاهاشو به دو طرف صورتم فشار بده . یعنی من اجازه این کارو بهش ندادم . چون اگه لبام از کسش جدا می شد  باید از نو می رفت به حس ار گاسم
-شهروز بد جنس . من دارم دیونه میشم . سوختم سوختم .. تقصیر خودته .. آخخخخخخخخخ ..
 دستاشو گذاشت رو سرم  و تا اون جایی که زورش می رسید موهامو می کشید . می دونستم که دست خودش نیست . دیگه نمی دونستم چی داره میگه . هرچی دوست داشت بر زبون می آورد ... حس کردم که صورت و چونه و جفت لبام کاملا خیس شده ... یه آب تازه ای دور و بر دهنمو خیس کرده بود . سودابه آروم گرفته بود . نفس نفس می زد . تنش داغ بود ولی من همچنان هوس داشتم .  خودمو کمی بالا کشیدم . چشاشو باز کرده بود ..
-می خوای بذاری توی کونم ؟
 -اون که آره . ولی دنگ و فنگ داره . چون تا حالا کون ندادی به این سادگی ها هم نیست ...
خوشم اومده بود که مثل دخترای سوسول نگفته بود که می ترسم . هر چند حق هم داشتند .
-بگو چی دوست داری شهروز ..
 جفت سینه های ترو تازه اش با اون نوک های تیزش چشامو خیره کرده بود . کیرمو گذاشتم بین دو سینه اش . خودش سینه هاشو بین  کیرم می غلتوند ... چه با لذت و نرمی و بدون کمترین فشاری آبم بین سینه هاش خالی شد ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی