ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 110

جاوید هیجان زده به جمشید نگاه می کرد . جمشید سرشو تکون داد . دو تایی شون در آن واحد شورتشونو کشیدن پایین . کیر مثل تیری که از چله رها شده باشه زوزه کشان پرید بیرون ....ماندانا مثل ویدا سرشو بر گردونده بود عقب و با لذت و هیجان به جفت کیر کلفت نگاه می کرد .  هر دو شون لذت می بردن از این که تا لحظاتی دیگه می تونن به این کیر لذت بدن . پسرا رو دخترا خم شدند .. فاصله رو کم و کم تر کردند . طوری که نوک کیر اونا در تماس با باسن خانوما قرار گرفت ... جمشید و جاوید هر دو شون به خوبی می دیدند  که پوست تن ماندانا و ویدا چه جوری مور مور شده ..  لذت می بردند از تماشای این حالت اونا .. فشار کف دستشونو رو دو طرف کون خانوما زیادش کرده بودند .
ماندانا : وااااااایییییییییی .. حالا دارم می فهمم که چقدر تنم خسته بود و به این دستا نیاز داشت .
 ویدا : منم همین طور مانی جون . دل به دل راه داره . این آقایون چه خوب می تونن تن آدمو داغ کنن . تمام درد ها رو بچینن .
دو تا پسر هنوز هماهنگ با هم  کار می کردند و زنا دوست داشتند که زود تر از این فضا خارج شده به اصل  مطلب بپردازن . جاوید یواش یواش خودشو به ویدا چسبوند . زن دیگه هیچ فاصله ای رو بین خودش و اون پسر حس نمی کرد .. دستای جاوید رو دید که رو سینه هاش قرار گرفته همزمان با فشاری که جاوید به سینه ها و شونه های ویدا آورد و اونو به سمت خودش کشید خودشو از جلوهم به کون ویدا چسبوند . ویدا اون قدر خوشش  اومده بود که دوست داشت لاپاش زود تر باز شه و کیری رو که رو قسمت گوشتی و قاچ باسنش حس می کنه روی کس و داخلش احساس کنه .. واسه همین دستاشو گذاشت روی کونش و اونا رو به دو طرف بازشون کرد . جاوید هم نیاز ویدا رو به خوبی حس کرده بود این همون چیزی بود که اون می خواست . دیگه فکر کردن بیشتر جایز نبود . تنور کون ویدا داغ داغ بود و اون باید نونو می چسبوند . با کف دست چند بار به کون ویدا زد . دیگه هیشکدوم از ماساژ حرفی به میون نمی آوردند . جاوید کیر داغشو به شکاف کس ویدا چسبونده بود . ویدا هم از پشت و با حرکت کونش کسشو روی کیر حرکت می داد .   ماندانا و جمشید هم غرق هوس , خودشونو به لحظه ها سپرده بودند . صدای نفسهای داغ هر دو شون نشون می داد که دیگه هیچ چیزی نمی تونه مانع سکس  اونا شه . جمشید دستاشو گذاشته بود زیر بدن ماندانا .. اونو کمی بالاترش آورد . کون قمبل شده اش رو در این حالت خیلی وسوسه انگیز حس می کرد .
 و جاوید دیگه کاملا بی حس شده بود . خودشو خوابوند رو تن ویدا فقط وسط بدنشو کمی بالاتر آورده بود .. ویدا صورتشو یه پهلو کرده لباشو بازو بسته می کرد  اینا یه علامتی بود برای این که پسر اونو ببوسه و جاوید هم لباشو  از پهلو گذاشت رو لبای ویدا .. با زیاد تر شدن فشار لبها کیرهم از پشت و از شکاف کون , شکاف کس ویدا رو به آرومی باز کرده و یواش یواش جاشو توی کس محکم و محکم تر می کرد . ویدا حرکت آتشین کیر جاوید رو به خوبی حس می کرد . دوست داشت لبای جاویدو گازش می گرفت ولی به همون میک زدن لبای اون قانع شده بود . چه هیجانی !  چقدر تنوع کیر ها براش لذت بخش بود . بیشتر از شب اول از دواجش احساس هیجان داشت . حتی بیشتر ازاولین باری که می خواست به شوهرش خیانت کنه . کیر کلفت جاوید رو مجسم می کرد که داره سوراخ کسشو باز می کنه و با یه حرکت رو به جلو داغ و داغ ترش می کنه . کیر دراز بیشتر مسیر کسشو طی کرده بود  که با یه فشار و حرکت رو به عقب خودشو وارد مسیر بر گشت کرد . چند بار به سرعت این حرکتو انجام داد . لبای جاوید حالا رو پس گردن ویدا قرار داشت و اون طرف هم ماندانا خودشو محکم از پشت به کیر جمشید می زد . جمشید هم خودشو بیشتر و بیشتر به ماندانا چسبوند . سرشو بین سینه های اون قرار داد و لباشو گذاشت رو سینه های اون زن  . ماندانا دستاشو گذاشته بود رو سر جمشید و سرشو به بدنش به سینه هاش فشار می داد ..
ماندانا : آهههههههههه بخورشششش بخورششششش.
جمشید تازگی و طراوتو در سینه ها و بدن ماندانا به خوبی احساس می کرد . یه نیم نگاهی هم به پوست سفید و براق تر ویدا داشت .
جاوید : ووووووووییییییی چه تن و بدنی ! چه حس و حالی ! دیگه از این بهتر نمیشه ...
 ویدا : نوش جونت ..
ماندانا دستشو به سمت ویدا دراز کرد . فاصله چندانی نداشتند .. ویدا و ماندانا پنجه در پنجه هم قرار داده و همراه با فشردن انگشتای  هم , همچنان لذت کیری رو که رفته بود توی کسشون حس می کردند ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی