ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 78

سودابه : چقدر خوشم میاد ... تا حالا این جوری نشده بودم . تا حالا این حس  بهم دست نداده بود . ولی خوشم میاد . خیلی خوشم اومد که چشاتو به وقت خالی کردن آبت رو سینه هام دیدم که چه جوری باز و بسته می شه . یعنی تو اون قدر هوس داشتی که با حرکت رو سینه هام تونستی آبت رو خالی کنی ؟! آخخخخخخخخ من دیگه چی بگم . چقدر خوشحالم . چقدر منتظر این لحظات بودم . باورم نمیشه ...
راستش من خودمم باورم نمی شد .  این طرز حرف زدنش نشون می داد سودابه قالتاقی که من اونو یه آرسن لوپن فرض می کردم در واقع یه آرسن نبوده . اون خیلی ساده تر و پاک تر از اونی بوده که من تصورشو می کردم . سودابه : دوست دارم کیرت رو بکنی توی دهنم . ولی بذار اول تر تیب این آبا رو بدم . دستشو گذاشت  رو قسمت زیر مرز بین دو سینه اش و با انگشتاش خیلی آروم منی منو جمعش کرده و با لذت می ذاشت توی دهنش .. تا اون جایی که تونست همه شو خورد ..
-جوووووون چقدر مزه داد به من . من بازم می خوام  . بازم می خوام سیر نشدم ..
حس کردم که تمام این حرفتارو برای این می زنه که کیر منو در اختیارش بگیره و ساک بزنه . واسه همین کیرمو گذاشتم رولبش . اونم  انگار منتظر همچین حرکتی بود و شاید اگه این حرکتو انجام نمی دادم خودش دهنشو واسه کیرم باز می کرد . کیرم رفت توی دهنش ...
-سودابه ... تو این جور میک زدنو چه جوری یاد گرفتی ؟
حس کردم که  این سوال من باعث شده که به سودابه بر بخوره . سرشو مرتب از این سمت به اون سمت حرکت می داد و می خواست که تاسف و تاثر خودشو نشون بده . بعد با انگشت اشاره به چشام نگاه کرد . متوجه منظورش نشدم .  با این که می دو نستم کیر من داره به دهنش حال می ده و اون حسابی در حال لذت بردنه دهنشو از رو کیرم بر داشت و گفت ..
-به جون تو, تو اولین مردی  هستی که دارم با هاش سکس می کنم .از وجودش لذت می برم و دوست دارم که با لذت دادن به اون بیشتر لذت ببرم .  من از نگاه پر هوس تو می فهمم که باید چیکار کنم . چه جوری باهات عشقبازی کنم .  
کیرمو گذاشتم رو دهنش تا یک بار دیگه ساک زدن با حالشو شروع کنه ..
-من که منظور بدی نداشتم . شروع کن دختر . اگه بدونی این جوری چقدر به من حال میدی ...
حالا چنگ انداری پنجه هام  به کون سودابه و از قسمت زیر بدنش شروع شد ..
 -سودابه عزیزم .. می دونی که تا یه کاری انجام ندم ول کن معامله نیستم ..
 کیرمو از دهنش کشیدم بیرون . در آغوشش کشیدم . بدنمو روبدنش قرار دادم . رفتم تا سینه هاشو ببوسم .. ولی خود به خود به سمت لبش کشیده شدم و سینه هام رو سینه های اون قرار گرفت . این بار حس کردم عطش لبای اونو دارم .  دستامو گذاشتم دور گردنش .. سرشو آوردم بالاتر تا راحت تر ببوسمش . لبامو رو لباش گذاشته و نوک  تیز سینه هاشو به خوبی رو سینه هام حسش می کردم . چه لحظات داغی بود . تمام تنشو غرق التهاب کرده بودم .. لبامو گاز می گرفت . مرتب ناله می کرد .. حس کردم که هر دو مون طوری حشری شدیم که  حا ل  خودمونو نمی فهمیم . حتی من ترس برم داشت که نکنه دست به کارای عجیبی بزنم . از بس از مرز کس رد شده بودم یهو یه وقتی این حس در من تداعی می شد که سودابه هم دختر نیسنت و میشه کیرو از  مرز کسش رد کرد. این دختر داشت فکرمو از کار مینداخت . واسه همین بود که کسشو میک زده بودم تا اونو ار گاسمش کنم . واسه همین سریع اونو یه دور بر گردوندم و از حالت طاقباز به صورت دمر در آوردم . سر و صورتمو رو کونش گذاشتم .. 
-جوووووووون بخورم .. اون کون نازت رو بخورم .
 چه سوراخ کونی داشت ! حتی با انگشت کوچولوی دستم می خواستم راه کونشو باز کنم نمی شد که نمی شد . می دونستم از اون کون هاییه که باید براش مصیبت زیادی بکشم . نمی دونستم که باید چیکار کنم .. دیدم سودابه دستشو دراز کرد و  یه تیوب کرم رو داد به دستم و گفت بمال  به اون جام .. یک بار دیگه هم تمایل خودشو به کون دادن به من گفته بود و از این حرکتش واقعا خوشحال شده  بهش آفرین گفته بودم . اونو به خاطر این شجاعتش تحسین کردم . نزدیک بود از کون کردن پشیمون شم .
 -سودابه جون اگه بخوای بی خیالش میشم ..
سودابه : ولی من بی خیالش نمیشم . دلم می خواد که تو لذت ببری . کیف کنی .
 -فدات شم سودابه . من به قیمت عذاب کشیدن تو حاضر نیستم که این کاروانجام بدم .
- من هر سختی رو به خاطر لبخندو لبخند رضایت تو تحمل می کنم .. حس کردم که یه عاشق دیگه به عاشق های من اضافه شده .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی