ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 113

ماندانا هم دست کمی از ویدا نداشت . از بس که غرق شور و هیجان بود برای لحظاتی یادش رفت که در کجا قرار داره ...  هر چهار نفرشون به نفری توجه داشتند که در تماس با اون نبودند . می خواستن که بازم غرق لذت شن .. ویدا : جاوید .. جاوید .. خواهش می کنم . تند تر .. تند تر ... سوخت .. سوخت ...
دست جمشیدی که در حال کردن کس ماندانا بود رفت به سمت دهن  ویدا ... ویدا دو نه به دونه انگشتاشو می لیسید و در لحظه ای که حس کرد کیر جاوید اونو به آخر هوس رسونده همراه با آبی که ازش خارج می شد انگشتای دست جمشیدو به آرومی گازش می گرفت . ماندانا که ارضا شدن خواهر شوهرشو به خوبی حس  می کرد و یه آغوش تازه می خواست  دستاشو گذاشت دور کمر جمشید و پی در پی خودشو به طرف کیر جمشید خودشو حرکت می داد . ..
 ماندانا : وااااااایییییییی آخخخخخخخخخ کسسسسسم کسسسم پسسسسسر داره میاد .... این دیگه آخرشه ..
جمشید : و می دونم آخر هر چیزی شروع یه چیز دیگه ایه .
جمشید در واقع این حرفو برای خودش می زد که بخواد به ماندانا بگه که بعدش سکس و عشقبازی و حال کردن اونا ادامه داره . همون چیزی که هر چهار تای اونا طالبش بودند . جمشید چیکار کنم ..
ماندانا : آبت رو می خوام . می دونی که یه زن وقتی که به این جامی رسه خیلی بیشتر از تشنه در کویر مونده احساس تشنگی می کنه و آب می خواد و من حالا آبت رو می خوام .. اووووووههههه بده بده ... داره می ریزه ..حس کن آب کسمو .. خالی کن .. بدش به من ..
 جمشید دوست داشت اون قدر ذخیره آبش زیاد باشه که رو هر کدوم از این زنا بار ها و بار ها خالی کنه . به همین زودی نمی تونست احساس سیری کنه . می دونست که اگه برای لحظاتی التهاب هوسش و اون شور و هیجانش فرو کش کنه خبلی زود بر می گرده . اون و جاوید در دو حالت مشابه و از روبرو کس طرفشونو می کردند . حالا هر چهار تاشون سکوت کرده بودند تا غرق در لذت و احساس تمرکز بتونن از اوج هوسشون لذت برن . ویدا و ماندانا که ار گاسم شده بودند هنوز لذت ارضا شدن در مغز کسشون باقی بود . واسه همین وقتی که قطره قطره و جهش به جهش آب کیر پسرا رو توی کسشون حس می کردند این احساسو داشتند که در در نهایت تشنگی و در حال جرعه جرعه نوشیدن آب هستند .
جاوید : آخخخخخخخخخ ویدا .. ویدا ... چته تو همین جوری داری آبمو می کشی ..
 جمشید هم همین حس رو در مورد ماندانا داشت .. یه چند لحظه ای چهار تایی شون در همون حالت قرار گرفتند . بعد پسرا کیرشونو بیرون کشیده و به سمت اون زن مقابلشون رفتند .  و جالب این جا بود که در یک حرکت مشابه دو تایی شون کیرشونو فرو کردند توی دهن اونا . جاوید کیرشو گذاشت تو دهن ماندانا و همین کارو هم جمشید با ویدا انجام داد . همه شون حس می کدند که بازم یه شور و هیجان دیگه ای اومده به سراغشون با این که به آخر لذت رسیده بودند ولی تغییر شخصیت سکس از نظر فیزیکی سبب شده بود که شور و حال  دیگه ای در اونا به وجود بیاد . .
 جاوید : بخور بخور ساک بزن . خور .. ببین طعم کس خوشمزه ویدا جونو می ده .
جمشید : ویدا جون .. حال می کنی .. کیر رو داری ؟
ویدا حس کرد که کیر جمشید یه استیل دیگه ای داره . البته تفاوت چندانی با کیر جاوید نداشت . هر کدومشون یه حال خاصی به آدم می دادند . ولی اون حالا در اختیار جمشید بود .. پسرا زنا رو یه دور بر گردوندند . هر دو تا شون قصد گاییدن کون زنا رو داشتند .. یه چشمکی به هم زدند و منظور همو گرفتند ولی برای این که همون اول اونا رو وحشت زده نکنن با هم قرار گذاشتن که اول با کردن کس از همون پشت و در حالت به دمر افتاده و خوابیده زنان استفاده کنن و بعد که یک بار دیگه بدن اونا رو گرم کردند این بار بکنن توی کس اونا .
 ویدا : چه حالی داره از این سمت هم کس دادن . بالای  تن جمشید جون می خوره به بالای کون من می خوام جیغ بکشم ..
ماندانا : انگار این من نبودم که تا حالا داشتم توسط جمشید جون حال می کردم . اوووووفففففف جاوید بزن .. محکم بزن . طوری که کونم بلرزه و با این لرزش تو حال کنی .. آخخخخخخخخخ کسسسسسسم کسسسسسسم ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی