ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 157

مامان سارا در حالی که در حال بر هنه کرد سینا بود گفت عزیزم پدرت  که امشب هم نمیاد خونه و یک خبر خوش دیگه این که ساناز هم امشبو می خواد بره خونه رودابه و در نتیجه من و تو تنها هستیم . تنهای تنها می تونیم کاملا با هم خوش بگذرونیم . آخ که دلم می خواد  کاملا لخت بگردم توی خونه .. برات برقصم . خوشگل کنم ... .. چیه سینا مثل این که زیاد خوشحال نشدی ؟
- نه مامان اتفاقا خیلی هم خوشحال شدم . از خوشحالی نمی دونم چیکار کنم . فقط این رانندگی اعصاب آدمو خرد می کنه و خیلی خسته ام می کنه . دوست دارم کمی استراحت کنم .
 -فدات شم عزیزم . تا صبح کلی وقت داریم . هر چقدر دوست داری استراحت کن . فقط می خوام توی بغل خودم باشی .  خیلی عالی شد که بابات هم بیشتر شبا رو خونه نمیاد . تازه وقتی هم که بیاد خوشحال میشه که من طرفش نمیرم . یه وقتی حسودیت نشه عزیزم . من بهش راه نمیدم . اون گاهی واسه این که به خیال خودش هوای منو داشته باشه میاد سمت من ولی من آدم حسابش نمی کنم . تحویلش نمی گیرم .
-بهترین کارو می کنی سارا جون .. مامان خوشگلم . من دوست دارم که تو فقط مال من باشی .مال خودم .  این فقط من باشم که باهات حال می کنم .
 -عزیزم همین طوره که تو میگی ..
-مامان بذار بخوابم . هر کاری که دوست داری می تونی با بدن من انجام بدی  . فقط می خوام چشامو ببندم . اگه عکس العملی نشون ندادم یه وقتی ناراحت نشی ها ...
-باشه عزیزم . می دونم خسته ای . مادرت توقع نداره که تو پس از یک روز سخت کاری بیای و این جور خسته و هلاک ولو شی و اون وقت منم بخوام اذیتت کنم . فقط امید وارم که خوابت رو نپرونم ..
-نه مامان اگه نرم نرم به بدنم دست بکشی تازه لذت هم می برم و خوابمم می گیره .
 سینا چشاشو بست تا آروم بگیره و بخوابه . سارا هم دستشو رو سینه های پسرش می کشید وآروم آروم با کیرش بازی می کرد . لباشو گذاشته بود رو کیر سینا ... و سر کیرشو زبون می زد و از سر کیر به سمت تنه حرکت کرد . سینا راستی راستی با این حرکات مادرش خوابش گرفته احساس سستی می کرد . بین حالت خواب و بیداری قرار داشت . هر چند لحظه در میون متوجه می شد که سارا  با کدوم نقطه از بدنش داره حال می کنه ولی در اون لحظات در حال ساک زدن کیر سینا بود . سینا خوشش میومد از حرکات آرام بخش مادرش .. دوست داشت تا ساعتها می خوابید و مامان سارای اون بهش حال می داد . وقتی که سارا دو تا تخمای پسرشو گذاشت توی دهنش اون دیگه واقعا از این رو به اون رو شده بود . مادرش لیس زدن و خوردن بیضه ها رو به خوبی وارد بود و این کار رو بهتر از هر کس دیگه ای انجام می داد . 
طوری بیضه هاشو می ذاشت توی دهنش و اونا رو همون داخل دهن به چپ و راست و دور و اطراف داخل دهنش   می گردوند که با احساس لذت در تنه کیرش و شق شدن اون  به هوس می افتاد .. ولی با همه اینا در اون لحظات خوابش برده بود .  . در 
آغوش سارای قشنگش چشاشو بسته بود . .. سارا با بدن برهنه سینا بازی می کرد . غرق هوس بود .. یه دستشو روکسش گذاشته بود و با دست دیگه اش با بدن سینا بازی می کرد . سینا وقتی چشاشو باز کرد مادرشو در آغوشش خفته دید . دستشو گذاشت روی کسش . لبه هاشو به دو طرف باز کرد . شکافش مشخص شد . کس کاملا چرب و خیس و روغنی بود . با این که  سارا در آغوش گرم سینا به خواب رفته بود ولی هنوز آثار هوس در کسش باقی بود .. سینا حس کرد که خستگی اون تا حدود زیادی رفع شده با این که اون جور که باید و شاید تمایلی برای سکس نداشت ولی برای این که مادرشو تامین کنه و یک بار دیگه افکار خاصی به سرش نیفته لباشو رو کس مادرش گذاشت و زبون زدن به شکاف و چاک وسط رو شروع کرد .. سارا اولش حس می کرد که داره خواب می بینه ...خیلی زود چشاشو باز کرد ..
 -مامان بیدارت کردم ؟
-نه عزیز دلم ..خیلی منتظر بودم . ولی دیدم خسته ای و گفتم بذارم بخوابی . چه شب خوبیه . کاش از این شبهایی که بتونیم با هم تنها باشیم زیاد داشته باشیم .
-سارا جون تو هنوز خسته نشدی از این که این همه با من بودی ؟ دلت رو نزدم ؟
-هرچی بیشتر باهات سکس می کنم بیشتر دلم می خواد که  پیش تو باشم .  خیلی دلم می خواد با هم یه سفر دو نفره بریم . فقط من و تو .
-سانازو چیکارش کنیم ..
 -نمی دونم . همینشو بگو .
 سینا کف دستشو تا اون جایی که می تونست بازش کرد و کس مادرشو درچنگ خودش گرفت . ...ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش سلام از شیرین همون زنه که اینکارو برا سینا درست کرد خبری نیست
دادش جالب میشه شیرین با سارا اشنا بشه

ایرانی گفت...

سلام دلفین جان ..خسته نباشی .. البته من سارا رو همون دور و بر پسرش سینا نگه می دارم و حتی در اوایل داستان اونو به خونه مخصوص کشونده بودم در حد معمول ..همون خونه ای که شیرین مسئولش بود ولی اونو به صورت مقدماتی وارد کار کرده بودم که بعد سینا متوجه شد اونو از خونه خاص درش آورد و دیگه رابطه مادر و پسر بین خودشون بمونه کفایت می کنه در عوض برای سینا اگه ماجراهای دور از خونه و پیرامون زنای متفرقه درست شه بهتره .. چون نمی خوام داستانو بیش از حد محارمی کنم و به محارم زیاد نقش بدم در این مورد خیلی داستان هست .. دستت درد نکنه از توجه و همراهیت ... ایرانی