ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 109

ویدا و ماندانا کنار هم روی تخت و به دمر دراز کشیده بودند . منتظر دستای شفا بخش پسرا بودند و بعد کارای دیگه ای که می دونستن انتظارشونو می کشه .  با این که اولین بارشون نبود ولی دلشون به شدت می تپید . ویدا داشت به این فکر می کرد که راست میگن که یک زنی که دوست پسر می گیره نباید خودشو وابسته به اون کنه که اون دوست پسره نره به دنبال یه دختر دیگه . باید تا می تونه از لحظاتش استفاده کنه . حال کنه و اهمیتی نده جز به گذروندن همون لحظه ای که در اون قرار داره . مثلا چند روز پیش بودن در ویلای شمال و حالا در جنوب بودن . دیگه براش مهم نبود که اون جا چیکار کردن .. آیا بازم از این بر نامه ها پیش میاد یا نه . براش همین مهم بود که حالا داره چیکار می کنه .  یادش اومده بود که چطور حرص می خورد از این که ناصر اولین دوست پسرش با همسایه شون راه داره  ..
جاوید اومد سمت ویدا و جمشید هم دستاشو رو شونه های ماندانا قرار داد .  ویدا و ماندانا  لبخند گوشه لبشونو حس می کردن . تو چشای هم زل زده بودند و فکر همو  می خوندن  .
 جاوید و جمشید هر دو از شونه های خانوما شروع کردند . از همون ثانیه اول  زنا چشاشونو بستن . رفتن توی کیف و لذت  . طوری که دوست داشتن پسرا سوتین اونا رو باز کنن .  و اون پسرا به خوبی به کارشون وارد بودند . بدون این که اجازه ای بگیرن یا این که زنا چیزی در این مور به اونا بگن خودشون دستشونو گذاشتن رو بند سوتین و بازش کردن .. سوتینو آروم انداختند به گوشه ای . ویدا و ماندانا برای لحظاتی چشاشو باز کردن تا ببینن که اون پسرا چیکار می کنن . اونا به هیجان اومده بودند .  حتی حالت پرت کردن سوتین و طرز حرکت پسرا اونا رو به شدت حشری کرده بود ..
تا این جای کارو جاوید و جمشید با هم هماهنگ بودند . کف دو تا دستشون رفته بود رو کمر زنا و بعد از جلو دو تایی با هم جفت سینه های درشت اونا رو در دو کف دستشون قرار داده بودند .. ویدا با چشایی بسته لباشو گاز می گرفت .. ماندانا هم پنجه هاشو به هم می فشرد و به ملافه روی تشک چنگ مینداخت ... هر دو شون حس می کردند که از نیمتنه داغ داغ شدند و این هوس و داغی به شدت کس  و دور کون و پا ها شونو هم تحت تاثیر قرار داده . ماندانا حس کرد که جمشید درست گفته که دستاش  طوری بدنشونو داغ می کنه که اونا حس کنن که به بدنشون روغن مالیده شده ...
 ویدا که در اثر مالشهای جاوید طوری شده بود که دستش رفت به قسمت جلو بدنش و خیلی آروم  دستشو گذاشته بود داخل شورتش و با کسش بازی می کرد . خیلی هم مراقب بود که جاوید متوجه نشه که اون داره با کسش بازی می کنه . یه لحظه حس کرد که قسمت جلو شورت داره به دستش فشار میاره . از بس حواسش به کار خودش بود که در لحظه اولی که جاوید دستشو رسونده بود به قسمت پشت شورت ویدا و داشت اونو پایین  می کشید متوجه نشد . سریع دستشو کشید تا جاوید بتونه راحت تر کارشو انجام بده . در اون طرف جمشید هم همین کارو با ماندانا انجام داد .  چشای جمشید و جاوید هر دو گرد شده بود . هر دو تاشون به جفت کون قلمبه ماندانا و ویدا نگاه می کردند و اون دو تا کون رو با هم مقایسه کرده و می خواستن ببینن که کدومشون بهتره .. نمی تونستن یه قضاوت درستی داشته باشن . پوست ویدا کمی سفید تر و براق تر بود ولی کون ماندانا یه خورده تپل تر نشون می داد ولی از یه زاویه دیگه کون ویدا رومی شد بر جسته تر دید . دو تا پسرا دستاشونو گذاشته بودن رو دو تا قاچای کون خانوما .. جمشید نگاهشو از پشت به کس ماندانا دوخته بود .. و جاوید هم دیگه انگار جز کون ویدا تمایلی نداشت که قسمت دیگه ای از بدن اونو مالشش بده . حالت کون اونا و نزدیکی فاصله به گونه ای بود که با باز کردن دو قاچ کون به دوسمت به راحتی می شد متوجه شد که کس ماندانا کمی درشت تر و تپل تر از کس ویداست و ویدا کس نقلی و غنچه ای و تنگ تری داره . هر چند که تنگی کس بیشتر وقتی مشخص میشه که کیر بره داخلش .. .
 پسرا هنوز شورتشونو در نیاورده بودند . کیرشون  شورتشونو داده بود جلو . جاوید پس از این که با کون ویدا بازی کرد و به اصلاح اونو خوب مالوند مستقیم رفت رو کف پای اون و از اون جا دستشو به سمت بالا کشید .. جمشید هم به همین سبک دستشو رو پوست ماندانا کشید .. دو تا زن حس کردن که دیگه هیچی جز ورود کیر به کسشون نمی تونه اونا رو سر حال کنه ...
جمشید : سختت که نیست دارم یه ماساژ استاندارد میدم ..
ماندانا نمی دونست منظورش از استاندارد چیه ولی اونم رو حدس خودش یه چیزی گفت ..
ماندانا : اتفاقا یه ماساژ بی پرده خیلی عالیه .. نشون میده که ما به نتیجه کار توجه داریم ..
ویدا سرشو به عقب و به سمت شورت پسرا بر گردوند ...
ویدا : پسرا شما چرا شورتتونو در نمیارین تا همه چی کاملا استاندارد بشه ؟! ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی