ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 103

بعد از بهمن و بهرام ,بیژن سومین مردی بود که من می تونستم اونو بکنم . بیژن یه نگاهی بهم انداخت که متوجه منظورش شدم . اون با زبون بی زبونیش داشت به من می گفت که می تونه کونشو واسه کیر من آماده کنه و من آمادگی اونو دارم که کونشو بکنم یا نه . و من هم با اشاره بهش جواب دادم که آره مانعی نداره و می تونه این کارو انجام بده .  
-فقط سریع .. سریع .. ..
چون من باید خیلی زود کیرمو فرو می کردم توی کون بیژن قبل از این که شل شه و مقعد اون کیرمو پس بزنه . بیژن یک بار دیگه کونشو خوب روغن مالی کرد . اون جوری که مشخص بود اولین باری بود که می خواست کون بده .
 بهمن : بیژن جون برای بار اولته دیگه ..
 بهرام : این چه سوالیه که می کنی ؟ مگه مردا   اعتراف می کنن که تا حالا چند بار کون دادن ؟ ..
 بیژن حاضر جواب  که می دونست و از روحیات بهرام مشخص بود که تا به امروز کون نداده بود گفت حالا تو بگو تا حالا چند بار کون دادی  تا من جوابتو بدم ..
اینو که گفت همه به جز خود بهرام خندیدیم . یک بار دیگه رو دست خورده بود و حالش گرفته شد .
 بهمن : داش بهرام حرف زدن بلد نیستی این قدر هارت و پورت نکن دیگه . شاید تو کون دادن بلد باشی .اما من اهل این بر نامه ها نیستم و نبودم . الان شیدا جون با اون کیر جا دوییش همه ما رو رسونده به اون بالا بالاها .
بیژن هم کونشو روبروی کیر من قرار داد . قلبم به شدت می تپید ..
 بیژن : آها یه خورده بیشتر . نترس شیدا جون . نترس ... راست میگن آخخخخخخخخخ راست میگن اونایی که واسه اولین بار که می خوان کون بدن چه دردی می کشن ولی حال میده . کیر شیداست . دوستت دارم شیدا جون فدات شم . چون دوستت دارم کیر تو رو هم دوست دارم شیدا .. بکن .. بکن .. می دونم که چه لذتی می بری کیر خودت رو می کنی توی کون من که یک مرد هستم .  من بیژن مرد مردان روز گار یک کون ناقابل دارم  تقدیم تمام شی میل های جهان باد . وقف اونا باد که از یک زندگی عادی و درست و حسابی محرومن . اما من وظیفه انسانی خودمو انجام می دم . به امید روزی که تمام گی های دنیا فقط به شی میل ها کون بدن .
  لاله که سوار کیر بهمن شده بود و روش حرکت می کرد  به طرز خاصی به من  نگاه می کرد . متوجه شدم که اون داره حرص می خوره از این که بیژن بهم میگه دوستم داره عاشقمه . آخه لاله عاشقم بود و دوستم داشت . از بچگی من و اون با هم بودیم و تا همین چند وقت پیش خودمون دو تایی به خودمون می رسیدیم . هیشکی دیگه بین ما قرار نداشت . ولی دست زمونه و بهتره بگم رسم زمونه کسان دیگه ای رو هم رو در روی ما قرار داد .
  -بهرام عزیزم نمی خوای کیرت رو فرو کنی توی کون من ؟ خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو . این قدر کشتی هات غرق نباشه . نگاه کن  الان بیژن هم به جرگه شما پیوست .
 بیژن : جوووووووووون شیدا .. شیدا الان کون من عادت کرد به کیرت .  از حرکت کیر توی کون لذت می برم . به من حال میده . وقتی حس می کنم که یک زن یا یک شی میل داره با کون من حال می کنه و به من حال میده این خیلی لذت بخشه آخخخخخخخخخ عزیزم عزیزم ..
بنفشه هم در حالی که طاقباز بود و بهرام از روبرو کرده بود توی کسش گفت اگه دوست داشته باشی من هر چند وقت در میون با یه کیر مصنوعی نرم کونت رو بکنم که این قدر حریص نشی . می ترسم بری به مردا کون بدی .. بیژن : نه .. بنفشه گلم . تا وقتی که شیدا جون هست من از این بابت کمبودی حس نمی کنم .
بهمن : منم هستما رفیق . همه رو تنهایی نخوری ها ..
 بیژن : یعنی میگی به بهرام جون ندیم ؟ این رسم رفاقت نیست .
بهرام سکوت کرده بود . دو تابرش کون منو به دو طرف بازش کرد . این کارو با حرص انجام داد .
 -یواش تر بهرام پاره ام کردی . چرا دق دلی خودت رو داری سر این کون زبون بسته سوراخ بازمن خالی می کنی . اگه مردی بیا بعد از سکس یه بار دیگه دست و پنجه نرم کنیم . اون جا ثابت کنیم که کی زورش بیشتره . تو که یه بار ضرب شست منو خوردی و می دونی که باید چه جوری با من مبارزه کنی .
 واااااااایییییییی دیگه اونو از کوره به در برده بودم .
بهرام : باشه باهات مبارزه می کنم . یه بار شانسی منو بردی . .
 دیگه سعی کرد که منو نرم تر بکنه . انگار به کونم کم روغن زده بودم ولی با این حال به خاطر کون دادن های زیاد , اون جوری نبود که نتونم کیر بهرام رو تحمل منم . لذت با چاشنی درد خیلی می جسبید .  حرکت کیر بهرام توی کون سبب شده بود که تا حدودی تمرکزمو برای گاییدن بیژن از دست بدم که خیلی زود بر خودم مسلط شدم . آخه یک شی میل در همه حال باید حواسش به دو سمت باشه . کون خودش و کون اون یار روبروییش . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی